مروری بر رسانه ها در روز شنبه ششم خرداد ماه 1385

 

بخش رسانه ای جنبش دانشجوئی آذربایجان با هدف آشکار شدن مواضع افراد و گروههای سیاسی مختلف در قبال آذربایجان وهمچنین ایجاد زمینه و بستر جهت اتخاذ تصمیمات منطقی و به دور از احساس برای فعالین سیاسی آذربایجان اقدام به جمع آوری این مجموعه نموده است. در پاره ای از این نقطه نظرها نکات قابل توجهی برای فعالان سیاسی آذربایجان وجود دارد. امید است دانشجویان و سایر روشنفکران آذربایجانی با خواندن و ارائه تحلیل های بجا و منطقی در شرایطی که سرعت وقوع تحولات در منطقه بسیار بالاست بتوانیم با اخذ تصمیمات درست از هر گونه شکست و انحراف مسیر حرکت ملی آذربایجان جلوگیری نماییم. جنبش دانشجوئی برای چندمین بار متوالی از عموم ملت شریف آذربایجان می خواهد که با خونسردی تمام با سر دادن شعارهای ملی از افتادن در تله رفتارهای خشونت آمیز رژیم خودداری نموده و به این ترتیب ضمن شناساندن حرکت ملی آذربایجان به دنیا به عنوان حرکتی مدنی و صلح آمیز سیاست سرکوب این حرکت را از سوی شونیسم خنثی نماید. هیچ دلیل و توجیهی برای سرکوب یک حرکت ملی و مدنی وجود ندارد. اما هر گونه اقدام خشونت آمیز زمینه برخورد خشونت آمیز از سوی شونیسم را فراهم خواهد آورد. رسمی شدن زبان یک اکثریت و سایر مطالبات ملی یک سری مطالبات کاملا بحق و قانونی بوده و هیچ شخص حقیقی و حقوقی هرگز توان سرکوب آنرا نخواهد داشت.

گله جک بیزیمدیر

 

درسهایی از حوادث اخیر آذربایجان

 

مریم اصلانی اردبیلی

 

حوادث اخیر نشان دادند که چاره راه نه افراط است و نه تفریط (نتیجه بدیهی که برای چند هزارمین بار استخراج می شود). نه سخن گفتن حماسی از نژاد پاک آریا و پارسی دیدن همه کس و همه چیز راه حل است و نه پشت پا زدن به هرچه ایرانی است و شعار علیه اقوام مختلف و گاه اساسا بی ارتباط با موضوع اعتراض ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه 
۵ خرداد ۱٣٨۵۲۶ می ۲۰۰۶

 

حوادث جاری در آذربایجان، برای همه کسانی که به مسائل ایران توجه دارند، حاوی درسهای مهمی است. در این نوشته کوتاه هدف اشاره به چند مورد از اینهاست. اما قبل از آن اشاره به چند نکته ضرورت دارد. من در حد وسع خود تلاش کرده ام تا اخبار و تفاسیر را دنبال کنم و مطمئنا موفق به مطالعه همه آنها نشده ام. بنابراین نوشته حاضر جامع و شامل نیست.
 
درسهایی که باید آموخت
۱. اعتراضات هفته های اخیر را نمی توان و نباید محدود به مطلب طنز و کاریکاتور روزنامه ایران نمود. من به عنوان یک ایرانی ترک زبان علی رغم آنکه از کاریکاتور مزبور خشمگین و آزرده شدم اما به هیچ وجه با دستگیری کاریکاتوریست و توقیف یک روزنامه موافق نیستم و خواستار آزادی کاریکاتوریست و انتشار روزنامه ایران می باشم. این به معنای عفو است نه بی اهمیت جلوه دادن آن مطلب.
در واقع اعتراضات را باید فوران خشمی دانست که از چندین دهه قبل به این سو انباشته شده است: نگاهی اجمالی به محتوای برنامه های رادیویی و تلویزیونی و مطبوعات و کتب منتشره و بعضی سایتهای اینترنتی گویای گوشه یی از حجم توهین و تحقیرهایی است که تحمل می کنیم. اما چرا اعتراضات در این مقطع رخ دادند؟
در این باره به چند نکته می توان اشاره کرد: شاید نسل امروزی اقوام به اندازه نسلهای سابق تاب تحمل محرومیت و تحقیر را ندارد و از طرف دیگر آنان نسبت به نسلهای سابق اطلاع بیشتری از مفاهیمی مانند دموکراسی و آزادی و... دارند. این نکته می تواند توضیح دهد که چرا عمده فعالان قومی مثلا آذربایجانی جوانان دانشجو می باشند. بنابراین اعتراضات و مطالبات را نباید به یک کاریکاتور و طنز محدود دانست.
 
۲. این حوادث، شاید معادل یک دهه کار فرهنگی و تبلیغاتی، هویت قومی در آذربایجان (در سراسر این نوشته لفظ آذربایجان به استانهای فعلی آذربایجان محدود نبوده و شامل مناطق شمالغرب و ترک نشین است) را برجسته و مهم نمود. هویتی که گمان می رود ضعیف بوده یا تضعیف شده بود. بنابراین گویی، پس از این حوادث باید از منظر دیگری به قضایای ایران و آذربایجان نگریست.
 
٣. در ادامه نکته فوق، حادثه اخیر را می توان، از لحاظ تأثیرگذاری، همچون یازده سپتامبر، در مقیاس کوچکتر یا ۱۱ سپتامبر ایران خواند. پس از این وقایع، چه فعالین قومی و حکومت اسلامی و چه گروههای مخالف و معارض و اصلاح طلب، نمی توانند بی توجه به وقایع مسیر خود را ادامه دهند و ناگزیر از اتخاذ موضعی در این عرصه اند.
 
۴. حوادث اخیر اگر در پرتو حوادث دیگر نقاط قومی ایران در یکسال اخیر نگریسته شوند (هر چند که هر کدام علل و دلایل متفاوتی می توانند داشته باشند)، معلوم می شود که کشور را صرفا از نظر روشنفکران مرکز نشین نمی توان مطالعه کرد و آنگاه تجویزات خود را کامل و بی نقص دانست. در واقع اگر ایران را فردایی باشد، باید که با اجماع و اجتماع نخبگان و صاحبنظران همه مناطق ایران و از طریق مفاهمه و مکالمه به دست آید. از منظر حکومتی نیز برای رسیدن به شکوفایی، استقرار دموکراسی واقعی و باثبات، گوش سپردن به آرا و صداهای حاشیه نشین واجب و لازم است همچنین روشنفکران و اصلاحگران و اصلاح طلبان، اگر از این منظر به حوادث بنگرند در آن فرصتهایی میتوانند ببینند:
 
اولاّ این اتفاقات، نکات و نقاطی را که از چشم انداز آنان مخفی بود آشکار ساخته و در افقشان پدیدار نمود، لذا تصویری دقیق تر و کامل تر از جامعه ایرانی کسب کنند.
ثانیا- معلوم شد که نیروهای بالقوه یی وجود دارند که در تأمین و تحکیم دموکراسی به کار آیند. البته در استفاده از این نیروها باید از ذکاوت واحتیاط برخوردار بود.
 
۴. حوادث اخیر نشان دادند که چاره راه نه افراط است و نه تفریط (نتیجه بدیهی که برای چند هزارمین بار استخراج می شود). نه سخن گفتن حماسی از نژاد پاک آریا و پارسی دیدن همه کس و همه چیز راه حل است و نه پشت پا زدن به هرچه ایرانی است و شعار علیه اقوام مختلف و گاه اساسا بی ارتباط با موضوع اعتراض. البته نمی توان انکار کرد که در هر تجمعی گاه احساسات جمعی از حالت رفتار حسابگرانه خارج می شود و مطالبی مطرح می شود که در حالت عادی مقبول نیست همچنین همه افراد نظر واحدی ندارند و می کوشند اجتماعات را به سمت اهداف خود سوق دهند. این امر را در تحلیل حوادث نباید از نظر دور داشت و همه معترضین را به یک چشم و دارای یک ایده دید . راه حل درغالب اوقات بینابین است؛ وحدت در کثرت و کثرت در وحدت. قبول کثرت و در عین حال تأکید بر نقاط اشتراک و قبول وحدت در عین پذیرش آزادی و فضای لازم برای بروز و حضور کثرت ها.
 
۵. یافتن این نقاط بینابین کار سهل و ساده یی نیست و لازم است روشنفکران و اهل نظر در این ساحت به مداقه و تأمل بپردازند.
 
۶. باز نبودن فضای فرهنگی و مدنی کشور، می تواند راه را برای رادیکالیسم هموار کند. در فضای باز امکان طرح و نقد آرا و عقاید وجود دارد و از این رو بسیاری از عقاید افراطی و ناصحیح می توانند نقد و تحلیل شوند و راه حلهای عقلی ارجحیت یابند اما در فضای بسته و تنگ، گروهها و آرا رادیکالیزه می شوند و عرصه برای گفتگو و تحکیم دموکراسی تنگتر می گردد.
 
مریم اصلانی اردبیلی - دانشگاه تهران

 

در میان دو توحش

 

فواد شمس

 

بیایید در عین این که از لحاظ سبک زندگی متکثر و متفاوت هستیم اما این شعار را سر دهیم که تنها یک نژاد و قوم در جهان وجود دارد و آن هم نژاد و قوم انسانی است. بیایید در عین این که در ظاهر با زبان های گوناگون با یکدیگر سخن می گویم اما مفاهیم اصلی را با یک زبان به هم منتقل کنیم و آن هم زبان انسانی باشد! ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه 
۲ خرداد ۱٣٨۵ -  ۲٣ می ۲۰۰۶

 

درگیری های   اخیر شهر تبریز و دیگر شهر های آذربایجان زنگ خطر بزرگی است که نشان می دهد جامعه ما در حال از هم گسیختگی از درون می باشد.
تحقیر و سرکوب انسان های ساکن در جامعه ما به بهانه ی اقلیت قومی بودن و به زبان دیگر سخن گفتن را در کنار محرومیت شدید اقتصادی بگذارید تا بتوانید عمق فاجعه ای را که   در این سه دهه رخ داده است را بهتر درک کنیم!
در مقابل اما این تحقیر واکنش غیرعقلانی را در قالب پان های رنگارنگ ظهور می کند. ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی که از زمان رضا خان سعی در یکسان سازی تمام انسان ها و ارای تفاوت های طبیعی آن ها داشت اکنون در قالب جدیدی با مخلوطی از بنیاد گرایی اسلامی معجونی را ساخته که شرنگ تلخش در گلوی تک تک افراد جامعه ما اثر خواهد کرد.
در مقابل هم پان ترک ها و پان های دیگر هم به جای آن که تضاد های واقعی و اصلی مردم تحت ستم خود را پی گیرند با طرح شعارهای فاشیستی و خواست ها ی ارتجاعی انحراف بزرگی را در سر راه خواست های به حق خلق های تحت ستم برقرار می کنند.
اکنون در این شرایط ما در میان دو توحش ناسیونالیستی گیر افتاده ایم! ناسیوتالیسم ایرانی و شوونیسیم قومیتی که در این میان تنها قربانیانش حق مردم تحت ستم ساکن در سرزمین ماست!
این یک حق بدیهی است که هر انسانی به زبان مادری خود سخن بگوید با فرهنگی خاص خود زیست کند و هویت فرهنگی خود را آنگونه که می خواهد تعیین کند نه ان گونه که حاکمان جامعه به او تحمیل می کنند. هر انسانی ورای قومیت زبان و نژاد خود بتواند از امکان های برابری برای پیشرفت و زندگی برخوردار باشد.
به نظر من راه مقابله با اختلافات قومی و یا سرکوب خواست قوم های ساکن در جامعه ما نه تقویت هویت انتزاعی و غیرواقعی و دروغین و فاشیستی رضا خانی به نام هویت ایرانی و نه تقویت پان های رنگارنگ پان ترکی و پ ان کردی و پان عربی است. که این ی قی ن ا خواست فاشیست های حاکم جامعه ما است تا تضاد های اصلی را فراموش کنیم و به درگیری ها کاذب بپردازیم. می خواهند زندانیان سیاسی را چه در تهران چه در تبریز و چه در سنندج فراموش کنیم. می خواهند سرکوب و پایمال کردن حق کارگران ترک و فارس و کرد و گیلک و عرب را فراموش کنیم . می خواهند ستم مضاعف بر زنان جامعه مان را حال از هر قوم و نژادی که هستند را فراموش کنیم.
بلکه تنها راه   جامعه ما برای برون رفت از این بحران این است که تمام انسان ها با حفظ هویت مادری خود حفظ زبان مادری خود و احترام به تکثر فرهنگی حاکم در جامعه ما در شرایطی برابر از امکان های برابر استفاده کنند. می بایستی مرزها را برداشت نه آن که بر این مرزهای موجود مرزها ی جدید و کوچک تری افزود. کرد و ترک و ارمنی و   ترکمن و عرب و بلوچ و تهرانی و اصفهانی و لر و گیلکی و و هر انسانی که در جامعه ما زیست می کند ، تماما انسان هایی هستند برابر در جامعه ما که می توانند در عین این که تکثر فرهنگی خود را حفظ کنند در کنار هم با وحدت و اتحاد خواست های واقعی دموکراتیک و آزادی خواهانه و برابری طلبانه خویش را در قالب جنبش های دموکراتیک سراسری مثل جنبش کارگری و زنان و دانشجویی احقاق حقوق قومیت ها و اقلیت ها پی گیرند.
بیایید در عین این که از لحاظ سبک زندگی متکثر و متفاوت هستیم اما این شعار را سر دهیم که تنها یک نژاد و قوم در جهان وجود دارد و آ ن هم نژاد و قوم انسانی است. بیایید در عین این که در ظاهر با زبان های گوناگون با یکدیگر سخن می گویم اما مفاهیم اصلی را با یک زبان به هم منتقل کنیم و آن هم زبان انسانی باشد!
بیایید تمام مرزها را نابود سازیم و سراسر جهان را وطن خویش سازیم! این تنها را ه برون رفت از توحش حاکم کنونی است!

 

 

به نقل از بی بی سی

 

هشدار به برخورد شديد با تجمعهای اعتراض آميز در آذربايجان ايران

 

در حالی که گزارشها حاکی از ادامه نا آرامی قومی در آذربايجان ايران است، استانداری آذربايجان غربی هر گونه تجمع اعتراض‌ آميز در اين استان را غيرقانونی اعلام کرده و هشدار داده که با اين تجمعات بشدت برخورد خواهد شد.

نا آرامی در استانهای آذربايجان شرقی و غربی در شمال غرب ايران در پی چاپ کاريکاتوری در روزنامه ايران، ارگان خبرگزاری جمهوری اسلامی آغاز شد که شمار زيادی از ترک زبانان ايران آن را توهين به خود تلقی کردند و دست به تظاهرات اعتراض آميز در برخی از شهرهای استانهای آذربايجان شرقی، غربی، اردبيل زدند.

با اينکه حکومت ايران نيز در آغاز به همراهی با اعتراض کنندگان پرداخت، اقدام به توقيف روزنامه ايران و بازداشت يکی از سردبيران و کاريکاتوريست روزنامه کرد و به نوبه خود راهپيماييهای اعتراض آميزی با حضور مسئولان محلی در آذربايجان ترتيب داد، تظاهرات اعتراض آميزی در اين منطقه از ايران ادامه يافت که طی آن به ساختمانهای دولتی حمله شد.

از جمله عمده ترين خساراتی که طی اين حملات به بارآمده، ويرانی نيمی از ساختمان صداوسيمای مرکز آذربايجان غربی در اروميه است که به آتش کشيده شده است.

مقامهای ايرانی ادامه اين حرکتهای اعتراضی را به دخالت عوامل خارجی نسبت می دهند و دهها تن در ارتباط با اين حرکات بازداشت شده اند.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران در خطبه های نمازجمعه تهران گفته است: " عوامل نفوذی نيز از اتفاقات رخ داده در اين مناطق سوء استفاده کرده‌ اند و اين بايد برای همه‌ ما اعم از آذريها و غير آذريها درس و هشدار باشد، درس بگيريم که دشمن ما بيکار نيست، توطئه می‌ کند و از دريچه‌ های کوچک وارد می ‌شود و فتنه می ‌کند".

رحيم قربانی، استاندار آذربايجان غربی با صدور پيامی اين حرکات اعتراض‌ آميز را در حال تبديل شدن به حرکات ضدانقلابی توصيف کرده و گفته است: "زمانی که کليت نظام روی اين حرکت حساس شد و آن را تقبيح کرد چه لزومی دارد در شهرها و خيابانها هجوم بکشيم و به ارگانها خسارت وارد کنيم، اين حرکات سازماندهی شده است و ضرورت دارد که جلوی آن گرفته شود".

جمشيد محمدزاده، معاون سياسی و امنيتی استاندار آذربايجان غربی نيز در جمع خبرنگاران گفته است: "برهم زدن امنيت عمومی جريانی هدايت شده از بيرون مرزهاست ... آمريکا ۷۵ ميليون دلار برای ايجاد تفرقه در داخل کشور ايران اختصاص داده است و امروز شواهد و قرائن نشان می‌ دهد اين اعتبار در بحث قوميتها هزينه می ‌شود".

همزمان با نا آرميهای آذربايجان ايران، عده ای نيز در مقابل سفارتخانه ايران در باکو، پايتخت جمهوری آذربايجان دست به تظاهرات و پرچم ايران را به آتش کشيده اند.

منابع خبری ايرانی پوشش چندانی به نا آراميهای شهرهای ترک نشين نداده اند اما گزارشهای خبرگزاريهای جمهوری آذربايجان حاکی از اين است که طی اين نا آراميها، تظاهرکنندگان با مأموران انتظامی و امنيتی درگير شده اند و اين درگيريها تلفاتی بر جای گذاشته است.

اين در حالی است که فرمانده نيروی انتظامی آذربايجان غربی هرگونه تيراندازی بسوی تظاهرکنندگان را تکذيب کرده و معاون استاندار اين استان نيز اينکه از تظاهرکنندگان دستگير شده، سلاحی به دست آمده باشد را تکذيب کرده است.

ايران طی يک سال گذشته شاهد نا آراميهای قومی در مناطق کردنشين، عرب نشين، بلوچ نشين خود بوده اما بروز اين گونه نا آراميها به مناطق ترک نشين با توجه به جمعيت قابل ملاحظه آنان در ايران بر اهميت آن افزوده است.

علی يونسی، وزير اطلاعات پيشين ايران سال گذشته در آخرين نشست خبری خود هشدار داده بود که مهمترين چالشهای پيش روی امنيتی ايران در آينده از جانب مسائل قومی و اجتماعی خواهد بود

گفتگو با بستگان يکی از کشته شدگان نا آراميهای آذربايجان ايران

طی روزهای اخير و در ادامه نا آرامی در آذربايجان ايران، گزارشهايی از منابع خبری در جمهوری آذربايجان و همچنين منابع غيررسمی خبری در داخل ايران منتشر شده است حاکی از اينکه درگيری نيروهای انتظامی و امنيتی با تظاهرکنندگان در اين منطقه تلفات جانی در برداشته و کشته هايی برجای گذاشته است.

اين در حالی است که نيروی انتظامی ايران هرگونه تيراندازی بسوی تظاهرکنندگان را تکذيب کرده و منابع ايرانی هيچ گزارشی حاکی از بروز تلفات جانی طی نا آراميهای آذربايجان منتشر نکرده اند.

در اين ميان، دو تن از شهروندان مشگين شهر در استان اردبيل طی گفتگو با بخش فارسی بی بی سی از کشته شدن يکی از بستگان خود به نام جليل عابدی طی اين نا آراميها خبر داده اند که به گفته آنان در ساعت نه و نيم پنجشنبه شب گذشته (چهارم خرداد) جان خود را از دست داده است.

به گفته آنان، جليل عابدی هنگامی که در تظاهرات شرکت داشته هدف گلوله قرار گرفته و به علت اصابت گلوله به سر وی، درجا کشته شده است.

مقصود عابدی در مورد حادثه ای که به گفته وی، پسر عمويش جليل عابدی طی آن به قتل رسيده است می گويد: "گروهی از دانشجويان و دانش آموزان بوديم که در خيابان اصلی مشگين شهر در حالی که به زبان ترکی شعار سر می داديم و بسوی ساختمان فرمانداری حرکت کرديم که در آنجا با نيروهای انتظامی و اطلاعاتی درگير شديم".

او ادامه می دهد: "من با جليل عابدی در اول صف بوديم و شعار می داديم که فردی که لباس شخصی به تن داشت بسوی ما چند گلوله شليک کرد که يکی از آنها منجر به فوت جليل عابدی شد".

يکی ديگر از بستگان جليل عابدی می گويد جنازه مقتول مورد کالبد شکافی قرار گرفته و هنگامی که روز جمعه اين جنازه به خانواده وی تحويل داده شده، از اعضای خانواده تعهد گرفته شده است که در مراسم تدفين وی شعار داده نشود و به آنان گفته شده که جنازه در صورتی تحويل داده خواهد شد که مهمانانی که برای شرکت در مراسم تدفين وی آمده بودند، محل را ترک کنند.

 

 من با جليل عابدی در اول صف بوديم و شعار می داديم که فردی که لباس شخصی به تن داشت بسوی ما چند گلوله شليک کرد که يکی از آنها منجر به فوت جليل عابدی شد

 

مقصود عابدی

به گفته وی، هنگام تدفين جنازه، گورستان در محاصره مأموران نيروی انتظامی بوده است.

نا آرامی در آذربايجان ايران در پی چاپ کاريکاتوری در روزنامه ايران، ارگان خبرگزاری جمهوری اسلامی آغاز شد که شمار زيادی از ترک زبانان ايران آن را توهين به خود تلقی کردند و دست به تظاهرات اعتراض آميز در برخی از شهرهای استانهای آذربايجان شرقی، غربی و اردبيل زدند.

با اينکه حکومت ايران نيز در آغاز به همراهی با اعتراض کنندگان پرداخت، اقدام به توقيف روزنامه ايران و بازداشت يکی از سردبيران و کاريکاتوريست روزنامه کرد و به نوبه خود راهپيماييهای اعتراض آميزی با حضور مسئولان محلی در آذربايجان ترتيب داد، تظاهرات اعتراض آميزی در اين منطقه از ايران ادامه يافت که طی آن به ساختمانهای دولتی حمله شد.

از جمله عمده ترين خساراتی که طی اين حملات به بارآمده، ويرانی نيمی از ساختمان صداوسيمای مرکز آذربايجان غربی در اروميه است که به آتش کشيده شده است.

در حالی که گزارشها حاکی از ادامه نا آرامی قومی در آذربايجان ايران است، مقامات اين منطقه هر گونه تجمع اعتراض‌ آميز را غيرقانونی اعلام کرده و هشدار داده اند که با اين تجمعات بشدت برخورد خواهد شد.

مقامهای ايرانی ادامه اين حرکتهای اعتراضی را به دخالت عوامل خارجی نسبت می دهند و دهها تن در ارتباط با اين حرکات بازداشت شده اند.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران در خطبه های نمازجمعه تهران گفته است: " عوامل نفوذی نيز از اتفاقات رخ داده در اين مناطق سوء استفاده کرده‌ اند و اين بايد برای همه‌ ما اعم از آذريها و غير آذريها درس و هشدار باشد، درس بگيريم که دشمن ما بيکار نيست، توطئه می‌ کند و از دريچه‌ های کوچک وارد می ‌شود و فتنه می ‌کند".

جمشيد محمدزاده، معاون سياسی و امنيتی استاندار آذربايجان غربی نيز در جمع خبرنگاران گفته است: "برهم زدن امنيت عمومی جريانی هدايت شده از بيرون مرزهاست ... آمريکا ۷۵ ميليون دلار برای ايجاد تفرقه در داخل کشور ايران اختصاص داده است و امروز شواهد و قرائن نشان می‌ دهد اين اعتبار در بحث قوميتها هزينه می ‌شود".

همزمان با نا آرميهای آذربايجان ايران، عده ای نيز در مقابل سفارتخانه ايران در باکو، پايتخت جمهوری آذربايجان دست به تظاهرات و پرچم ايران را به آتش کشيده اند.

ايران طی يک سال گذشته شاهد نا آراميهای قومی در مناطق کردنشين، عرب نشين و بلوچ نشين خود بوده اما بروز اين گونه نا آراميها در مناطق ترک نشين با توجه به جمعيت قابل ملاحظه آنان در ايران اهميت خاصی يافته است.

علی يونسی، وزير اطلاعات پيشين ايران سال گذشته در آخرين نشست خبری خود هشدار داده بود که مهمترين چالشهای پيش روی امنيتی ايران در آينده از جانب مسائل قومی و اجتماعی خواهد بود

تقارن اعتراضات قومی و نارضايتی های عمومی

جمشيد برزگر

ادامه اعتراضات و درگيری ها در استان های آذربايجان غربی، شرقی، اردبيل و زنجان حکايت از آن دارد که تدابير مقامات مسئول در جمهوری اسلامی برای پاسخگويی به مطالبات و خواسته های مطرح شده چندان کارآمد نبوده است.

هرچند، اعتراض ها نخست در واکنش به کاريکاتور و مطلب منتشر شده در روزنامه ايران آغاز شد، اما ادامه و گسترش تظاهراتی که در مواردی به خشونت و درگيری نيز کشيده شده و شعارهای مطرح شده در اين تظاهرات نشان می دهد که اکنون دامنه اعتراض ها، مسايلی به مراتب عمده تر را در برگرفته است.

نخستين موج اعتراض ها، بيانگر خشم ناشی از اين تلقی بود که گردانندگان روزنامه ايران، به عمد آذربايجانی ها را مورد توهين و تحقير قرار داده اند؛ اما با وجود توقيف روزنامه ايران و بازداشت سردبير ايران جمعه و کاريکاتوريست اين روزنامه و حتی به رغم دلجويی های گسترده مقامات بلندپايه جمهوری اسلامی، از شدت اعتراضات کاسته نشد.

از همين رو می توان نتيجه گرفت که در ريشه يابی دلايل و زمينه های بروز چنين اعتراضاتی، نبايد برای موضوعاتی نظير انتشار يک کاريکاتور توهين آميز نقشی بيش از يک عامل تسريع کننده يا محرک مقطعی در نظر گرفت.

در واقع، رويکردهای حاکميت و سياست های طولانی مدت اعمال شده در قبال جمعيت غير فارس زبان يا غير شيعه ايران در بيش از دو دهه گذشته، زمينه های مساعدی را برای عميق تر کردن شکاف های قوميتی، زبانی و تقسيم جامعه به اقليت و اکثريت فراهم کرده است.

 

به نظر می رسد علاوه بر تاکيد بر سياست های قهری، رويکرد ديگر حاکميت آن بوده است که نارضايتی های عمومی را بی اهميت جلوه دهد و به همين دليل، حتی در اظهارات مقامات بلندپايه و موضع گيری های رسمی، ابعاد قومی و زبانی اين اعتراضات بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، حال آنکه بخشی از شعارهای مطرح شده در اعتراضات دربرگيرنده مطالباتی فراگيرتر از خواسته های قومی و منطقه ای بوده است

بر همين اساس، اين تصور بيش از هر زمان ديگر در ايران پر رنگ تر شده که حقوق شهروندانی که به دلايل و اسامی گوناگون تحت عنوان اقليت شناخته شده اند، رعايت نمی شود.

اما شکاف های قوميتی، مذهبی و زبانی تنها شکاف های فعال در جامعه ايران نيستند و حوزه قدرت سياسی فقط خود را با چنين چالش هايی رو در رو نمی بيند.

در اين ميان، همزمان با فزونی نارضايتی های عمومی که در اشکال و ابعاد متفاوت نظير اعتراضات دانشجويی يا اعتراض زنان در جامعه بروز می يابد، ناآرامی های منطقه ای و قومی نيز به طور محسوس و فزاينده ای در ماه های اخير افزايش پيدا کرده است.

به اين ترتيب، تقارن نارضايتی های عام با ناخرسندی های ويژه در هر منطقه، عملا شرايطی را پديد آورده که در نقاط مختلف ايران، انبارهای آماده پنبه، برای شعله ور شدن منتظر جرقه ای کوچک باشند.

تاکيد بر سياست های قهری، توسل به سرکوب و ناديده گرفتن مطالبات بی پاسخ مانده، حتی اگر موجب مهار و کنترل اعتراضات در کوتاه مدت شود، پيامدهای دراز مدت به مراتب منفی بيشتری به دنبال خواهد داشت.

در عين حال، به نظر می رسد رويکرد ديگر حاکميت آن بوده است که نارضايتی های عمومی را بی اهميت جلوه دهد و به همين دليل، حتی در اظهارات مقامات بلندپايه و موضع گيری های رسمی، ابعاد قومی و زبانی اين اعتراضات بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، حال آنکه بخشی از شعارهای مطرح شده در اعتراضات دربرگيرنده مطالباتی فراگيرتر از خواسته های قومی و منطقه ای بوده است.

در پيش گرفتن چنين رويکردهايی از سوی حاکميت، نه تنها بر عمق شکاف های موجود می افزايد، بلکه می تواند همزمان زمينه های بروز و گسترش گرايش های مرکز گريز يا مغاير با تماميت ارضی ايران را نيز تقويت کند.

 

مهار نا آرامی های قومی؛ برخورد قهری يا تغيير رويکردهای حاکميت؟

جمشيد برزگر

 

حمله شامگاه شنبه 13 مه به شماری از شهروندان ايرانی در جاده بم- کرمان، که حدود دو ماه پس از حادثه تاسوکی در سيستان و بلوچستان صورت گرفته، اکنون نشان می دهد که دامنه ناامنی و خشونت از حاشيه های مرزی کشور در جنوب شرق به مناطق مرکزی تر در حال گسترش است.

اين حمله که در جريان آن دست کم 12 شهروند غيرنظامی کشته شد، در حالی صورت گرفته که در هفته های اخير گزارش هايی از ناامنی، درگيری و ربودن برخی مقامات در نقاط مختلف استان سيستان و بلوچستان منتشر شده بود.

دامنه اين حوادث تا آنجا بود که حسينعلی شهرياری، نماينده زاهدان در مجلس، به تندی عملکرد دولت و نيروهای انتظامی و امنيتی را مورد انتقاد قرار داد و خواستار اقدامات جدی تر برای پايان دادن به ناامنی ها و خشونت ها در منطقه شد.

با وجود اين، حمله شامگاه شنبه نشان می دهد که به رغم استقرار نزديک به 22 هزار نيروی انتظامی و ايجاد پايگاه های تازه در منطقه، نه تنها از ميزان خشونت ها کاسته نشده، بلکه عملا ميدان عملياتی گروه هايی که جمهوری اسلامی آنها را اشرار و عامل بيگانه معرفی می کند، بيش از گذشته گسترش يافته است.

 

اکتفا به برخورد صرفا قهری و امنيتی با اين نارضايتی، حتی اگر به طور مقطعی موثر باشد، در نهايت به پيچيده تر شدن وضعيت خواهد انجاميد و رسيدن به يک راه حل موثر، تا حد زيادی در گرو برخی تغييرات اساسی در رويکرد حاکميت به شهروندانی است که به دليل داشتن مذهب يا زبانی متفاوت، تحت نام اقليت از بدنه ملت ايران متمايز شده اند

گروه جندالله که در جريان حادثه تاسوکی دست کم 21 تن را کشته و عده ای را به گروگان گرفته بود، مسئوليت حملات اخير را برعهده نگرفته و بر اساس برخی گزارش های تاييد نشده، گروهی به نام فداييان اسلام، ضمن اعلام حمايت از گروه جندالله، خود را عامل حمله شامگاه شنبه در جاده بم- کرمان معرفی کرده است.

اگر اين گزارش ها تاييد شود، آن گاه جمهوری اسلامی با دشواری های بيشتری در منطقه برای استقرار نظم و آرامش روبه رو خواهد بود؛ زيرا بايد با گروه های پراکنده و متعددی که ممکن است ارتباط سازمانی و تشکيلاتی نيز با يکديگر نداشته باشند، درگير شود.

ارتباط اين گروه ها با يکديگر نيز به معنای آن است که آنها توانسته اند با وجود تدابير امنيتی و موانع موجود، شبکه خود را گسترش دهند؛ چنين امری، دشواری های جمهوری اسلامی را بيش از پيش آشکار می کند.

چنين وضعيتی موجب شده که نزديک به 100 تن از نمايندگان مجلس شورای اسلامی، به رغم همسويی با دولت، طرحی برای استيضاح مصطفی پورمحمدی، وزير کشور تهيه کنند.

آقای پورمحمدی، از سابقه ای طولانی در نهادهای امنيتی و اطلاعاتی برخوردار است و قايم مقام او، محمد باقر ذوالقدر، پيشتر جانشين فرمانده کل سپاه پاسداران بوده است. در عين حال، اسماعيل احمدی مقدم فرمانده نيروی انتظامی نيز از فرماندهان ارشد بسيج بوده است.

در پی حوادث اخير، مقامات امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی، مهاجمان را عوامل بيگانه خواندند و کشورهای خارجی را به دست داشتن در اين حوادث متهم کردند؛ با اين همه، اعتراضات نمايندگان مجلس هم نشان می دهد که چنين تحليلی حتی در داخل حاکميت نيز پاسخگوی سوالات مطرح نبوده است

در پی حوادث اخير، مقامات امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی، مهاجمان را عوامل بيگانه خواندند و کشورهای خارجی را به دست داشتن در اين حوادث متهم کردند.

با اين همه، اعتراضات نمايندگان مجلس هم نشان می دهد که چنين تحليلی حتی در داخل حاکميت نيز پاسخگوی سوالات مطرح نيست.

مجموعه رويدادهای ماه های اخير در مناطق مرزی، که محل زندگی ايرانيان سنی مذهب با گويش و زبانی غيرفارسی است، می تواند در عين حال پيامد رويکردهای خاص حاکميت در بيش از دو دهه گذشته باشد.

اغلب معترضان، منتقدان و فعالان قومی که خواستار بهبود وضعيت اقتصادی، معيشتی و فرهنگی قومی خود هستند، سياست های جمهوری اسلامی را عامل اصلی شکل گيری نارضايتی ها دانسته و خواستار رفع آنچه آن را تبعيض می خوانند، شده اند.

از اين رو، به نظر می رسد که اکتفا به برخورد صرفا قهری و امنيتی با اين نارضايتی، حتی اگر به طور مقطعی موثر باشد، در نهايت به پيچيده تر شدن وضعيت خواهد انجاميد و رسيدن به يک راه حل موثر، تا حد زيادی در گرو برخی تغييرات اساسی در رويکرد حاکميت به شهروندانی است که به دليل داشتن مذهب يا زبانی متفاوت، تحت نام اقليت از بدنه ملت ايران متمايز شده اند.

ريشه های داخلی يا خارجی؛ مسايل قومی حادتر می شوند؟

جمشيد برزگر

 

يک روز پس از کشته شدن 22 تن در حمله مهاجمان مسلح به مقامات محلی در استان سيستان و بلوچستان در جنوب شرق ايران، مقامات جمهوری اسلامی تاکيد کرده اند که اين حمله با حمايت نيروهای خارجی صورت گرفته است.

غلامحسين الهام سخنگوی دولت، مصطفی پور محمدی وزير کشور و اسماعيل احمدی مقدم در اظهارات جداگانه ای آمريکا و بريتانيا را به دست داشتن در اين حادثه متهم کرده اند.

مسئولان جمهوری اسلامی، با اشاره به ناآرامی های اخير در استان خوزستان، از تشابه بين اين ناآرامی ها و حمله روز جمعه در سيستان و بلوچستان سخن گفته و آمريکا و بريتانيا را متهم کرده اند که در صدد ايجاد بی ثباتی در ايران و دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی در اين کشور هستند.

دلايل ناآرامی ها و درگيری های اخير در مناطق مرزی، چه ريشه در مسايل داخلی و رويکرد دولت به اقليت های قومی و مذهبی داشته باشد و چه به گفته مقامات جمهوری اسلامی منشاء خارجی داشته باشد و يا آميزه ای از اين دو باشد، به هر حال بيانگر آن است اين موضوع به طور فزاينده ای از اهميت و عمق بيشتری برخوردار شده است.

به گفته وزير کشور ايران، برخی مقامات امنيتی آمريكا و انگليس با برخی از سران اشرار، ملاقات‌هايی داشته و آنان را به انجام اعمال تروريستی تحريک كرده ‌اند.

در جريان حادثه پنج شنبه، که گروهی به نام جندالله مسئوليت آن را بر عهده گرفته است، دست کم 22 تن کشته و 7 تن زخمی شدند.

در عين حال، فرمانده نيروی انتظامی از مفقود شدن 4 تا 12 تن از مسافرانی خبر داده است كه در مسير حادثه در حركت بودند.

اين درحالی است که در يک بيانيه منسوب به گروه جندالله، ادعا شده که در جريان حادثه، 7 مامور دولتی نيز به گروگان گرفته شده اند و در صورت آزاد نشدن اعضای زندانی اين گروه از سوی دولت ايران، اين گروگان ها کشته خواهند شد.

حدود سه ماه پيش، گروه جندالله شماری از مرزبانان ايران را به گروگان گرفت و خواستار آزادی 16 تن از اعضای زندانی خود شد؛ اما بعدا دولت ايران اعلام کرد که سربازان به گروگان گرفته شده بدون دادن هيچ امتيازی آزاد شده اند.

حادثه روز جمعه می تواند نشان دهنده آن باشد که توافقات احتمالی قبلی بين دولت و گروه جندالله چندان موفق و پايدار نبوده است.

اگرچه مقامات مسئول در جمهوری اسلامی تاکيد کرده اند که عاملان حمله به شدت مجازات خواهند شد، اما به نظر می رسد که جدا از برخوردهای نظامی و امنيتی، وجود مشکلات خاص در منطقه از عوامل گسترش ناامنی باشند.

از حوادث ماه های اخير چنين بر می آيد که همزمان با تحولات گسترده در بيرون از مرزهای ايران، اکنون مشکلات اقليت های قومی و مذهبی حاکميت را بيش از پيش درگير خود ساخته است و متهم کردن عوامل خارجی به تنهايی برای حل مساله کافی نيست.

استان سيستان و بلوچستان از مهم ترين گذرگاه های کاروان های قاچاق مواد مخدر است. ميزان بالای فقر و عدم توسعه يافتگی اين استان در مقايسه با نقاط ديگر کشور نيز از جمله دلايل رشد و گسترش بی ثباتی و نا امنی در منطقه قلمداد شده و برخی از ناظران تاکيد کرده اند که چنين مسايلی را بايد با تدبير و نه توسل به خشونت حل و فصل کرد.

اما به نظر می رسد که دولت ايران اقدامات گروه جندالله را تنها برآمده از نارضايتی از شرايط اقتصادی و اجتماعی سيستان و بلوچستان نمی داند.

مقامات جمهوری اسلامی از اين گروه به عنوان گروهی با گرايش های وهابی و سلفی ياد کرده و مدعی ارتباط آن با برخی کشورها و نيز شبکه القاعده شده است.

از سوی ديگر، برخی از ديگر گروه های سياسی فعال در استان سيستان و بلوچستان، به رغم انتقادهايی که به عملکرد جمهوری اسلامی در منطقه و سياست های حاکم در رابطه با اقليت های قومی و مذهبی دارند، از مشی و روش گروه جندالله به تندی انتقاد کرده اند.

دلايل ناآرامی ها و درگيری های اخير در مناطق مرزی، چه ريشه در مسايل داخلی و رويکرد دولت به اقليت های قومی و مذهبی داشته باشد و چه به گفته مقامات جمهوری اسلامی منشاء خارجی داشته باشد و يا آميزه ای از اين دو باشد، به هر حال بيانگر آن است اين موضوع به طور فزاينده ای از اهميت و عمق بيشتری برخوردار شده است.

از حوادث ماه های اخير چنين بر می آيد که همزمان با تحولات گسترده در بيرون از مرزهای ايران، اکنون مشکلات اقليت های قومی و مذهبی حاکميت را بيش از پيش درگير خود ساخته است و متهم کردن عوامل خارجی به تنهايی برای حل مساله کافی نيست.

متن كامل سخنان احمدي‌نژاد در همايش قانون گذاري

مردم آذربايجان پرچم برافراشته ايمان،غيرت و شجاعت ملت ايران هستند

خبرگزاري فارس:رئيس جمهور با محكوم كردن اهانت به مردم آذربايجان تأكيد كرد:آذربايجان و مردم آن پرچم بر افراشته ايمان،غيرت و شجاعت ملت ايران بوده،هستند و خواهند بود.

گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس محمود احمدي نژاد كه صبح امروز شنبه در همايش يكصدمين سال قانونگذاري در ايران با عنوان نيازها و چالشها، در مجلس سخن مي‌گفت افزود: جسارت يك انسان جاهل و يا وابسته نمي‌تواند به اين عظمت خدشه‌اي وارد كند، تاريخ معاصر مكرر خباثت دشمنان و در مقابل هوشمندي و بيداري مردم آذربايجان را با افتخار ثبت كرده است.
رئيس جمهور تاكيد كرد: مردم عزيز ما بدانند دشمنان شكست خورده مي‌خواهند با فتنه گري صف به هم پيوسته ملت را از هم جدا كنند،امروز ملت ما عزيز و پيروز است ملت ما امروز قدرت واقعي موثر در جهان است.
احمدي نژاد اضافه كرد: دشمنان مي‌خواهند با توطئه‌ براي عناصر زبون و شكست خورده و بي آبروي خودشان در داخل كشور ميدان عمل ايجاد و پيروزي ملت را به شكست تبديل كنند.
وي افزود: من مطمئن هستم كه ملت ما بيدار است و بدخواهان و دشمنان و دنباله‌هاي بي آبروي آنان طرفي نخواهند بست، ملت ما پيروز و سربلند است و از عزت و پيروزي خود هوشمندانه مراقبت خواهد كرد.


مجلس جزو افتخارات نظام جمهوري اسلامي است
------------------------------------------------------

احمدي نژاد با تاكيد بر اين كه امروز مجلس به لحاظ بنيان، شاكله و نوع نگاه و نقش در امور كشور در جهان ممتاز و بي‌نظير است،افزود: اين جزو افتخارات نظام جمهوري اسلامي است.
وي از آمادگي كامل دولت براي وضع، تنقيح و روان سازي قوانين براي اجراي عدالت در جامعه خبر داد و يادآور شد: امروز برادران شما در دولت آمادگي كامل دارند تا در خدمت شما و در كنار شما و با هماهنگي كامل شما چه در وضع تنقيح و روان سازي قوانين براي حركت در جهت اجراي عدالت و تعالي جامعه اسلامي همه توان خود را در خدمت بگذارند و بسيج كنند.
رئيس جمهور در ادامه سخنان خود با يادآوري خاطرات شهدا و بزرگان مجلس شوراي اسلامي همچون شهيد شاه آبادي، شهيد رجايي، شهيد چمران كه در دوره‌اي مسئوليت قانونگذاري را بر عهده داشتند،از شهيد مدرس به عنوان نماد اسلام خواهي در مجلس ياد كرد.
احمدي نژاد همچنين به نامگذاري امسال به عنوان سال پيامبر اعظم اشاره كرد و مهر، محبت، ايستادگي تلاش، مجاهدت عبوديت، اخلاق اسلامي، صلح، عدالت، آرامش كرامت، تعالي انسانها را از ويژگي‌هاي اين سال برشمرد و خاطرنشان كرد: توحيد اولين درس پيامبران الهي است و قانون حاكم بر خلقت و هستي است، توحيد يك حقيقت جاري در سراسر آفرينش است.
وي با بيان اين كه قانون بايد در خدمت انسانها و در جهت رشد و تعالي آنها باشد،تصريح كرد: پايه گذار اصلي قوانين، انبياء الهي و براساس وحي بوده است.
رئيس جمهور با تاكيد بر اين كه در طول تاريخ قوانين همواره مقدس بوده است،افزود: متاسفانه در عصر جديد قانونگذاري و قانون را از دين و متن دين جدا كرده‌اند و اين يك تحميل بزرگ بوده است.
احمدي نژاد با تاكيد بر اين كه در جامعه ما اين تحميل از مشروطه آغاز شده است،تصريح كرد: الگوگيري از نظام مادي و سكولار در قانونگذاري با القاء بيگانگان آغاز شد و البته مقاومتهايي شكل گرفت و علما سعي كردند تا قانونگذاري را با فطرت انسانها شكل دهند.
وي با يادآوري تلاشهاي شيخ فضل الله نوري بر نظارت فقها بر قوانين خاطرنشان كرد: عليرغم اين تلاشها روند سكولاريزم بر كشور نفوذ كرد.
رئيس جمهور با بيان اين كه انقلاب اسلامي بازگشت به توحيد و فطرت پاك انسانها بود تصريح كرد: انقلاب اسلامي نظام ديني را جايگزين نظامهاي تحميلي كرد و قانونگذاري را بر مبناي توحيد و شناخت خدا بر اساس وحي الهي بازگرداند.


قانون گذاري و نظارت عادلانه مجلس را به عصاره فضايل ملت تبديل مي‌كند
------------------------------------------------------------------------------

رييس جمهور در ادامه سخنان خود با بيان اين كه حركت مشروطه براي حاكميت قوانين اسلامي و عدالت اسلامي آغاز شد،تصريح كرد: ملت به رهبري علما سرمايه گذاري كردند تا شاهد برپايي عدالت اسلامي و قوانين اسلامي باشند.
وي با يادآوري تلاشهاي شيخ فصل الله نوري در تصويب اصل دوم متمم قانون اساسي مبني بر نظارت فقهاي عادل بر تطبيق قوانين با شرع مقدس اسلام اظهار داشت:اين تلاشهاي مقدس با طراحي اجانب و غرب زدگان و به خصوص با حاكميت ديكتاتوري و تحميل تفكر و نظامات غربي بر مجلس شكست خورد و روند سكولاريزم از مجراي قانونگذاري بر كشور تحميل شد.
رئيس جمهور با بيان اين كه نظام تحميلي اين دوره نه ولايت شرعي بود و نه وكالت عرفي و بر كشور رفت آنچه رفت،تصريح كرد: هرگاه كه مسير حركت از اسلام و اسلام ناب فاصله بگيرد مردم از صحنه‌ها كنار خواهند رفت و چيزي جز شكست حاصل نخواهد شد.
احمدي نژاد با اشاره به پيروزي انقلاب اسلامي و بازگشت به نظام قانونگذاري ديني خاطرنشان كرد: رهبري انقلاب اسلامي در حقيقت پيامبرگونه زنجيره‌هاي اسارت را از انديشه و عمل ملت ما و بشريت امروز گسست و قانونگذار را به مبناي توحيد و انحصار حاكميت و تشريح به خداوند متعال و شناخت آن از طريق وحي الهي بازگرداند.
وي با تاكيد بر اين كه معيار قانونگذاري عدالت است،تصريح كرد:ما معمولاً برابري افراد در برابر قانون را عدالت مي‌دانيم كه مطلب درستي است،ولي از موضوع مهمتري كه ارزيابي قانون با ملاك عدالت است،غافل هستيم.
رئيس جمهور با بيان اين كه زماني برابري افراد در برابر قانون به عدالت منجر مي‌شود كه خود قانون با ملاك عدالت تدوين شده باشد،تصريح كرد:تحميل نظامات غير عادل و برابري همگان در برابر آن ظلم بالسويه است و تفكر اسلامي ظلم بالسويه را عدل نمي‌داند.
احمدي نژاد با اشاره به اختيارات مجلس شوراي اسلامي در ايران امروز آن را بسيار وسيع و بي‌نظير دانست و يادآور شد:حق حكومت در تنظيم امور جامعه كه بايد مبني بر مصالح عمومي مردم و روح ديني باشد،به مجلس شوراي اسلامي محول شده است،ما زماني در اين ماموريت بزرگ موفق خواهيم بود،كه چاه خواسته‌هاي فردي، صنفي و گروهي را پر كرده باشيم و فقط و فقط براي خدا كار كنيم و پس از وضع قانون عادلانه بر اجراي آن نيز نظارت كنيم.
وي افزود: وقتي قانونگذاري عادلانه شد و نظارت بر اجراي آن نيز عادلانه شد،مجلس معيار عدالت در نظر و عمل خواهد شد و چنين مجلسي عصاره فضايل ملت است،چرا كه ملت عدالت و توحيد را مي‌خواهد و هيچ فضيلتي بالاتر از عدالت نيست.
رئيس جمهور با بيان اين كه امروز يك سؤال جدي اين است كه ساز و كار انتخابات فعلي و هزينه‌هاي سرسام آور و روشهاي مادي تبليغاتي به چه ميزان در روح و عمل قانونگذاري تاثير دارد، اظهار داشت:احدي نبايد حق داشته باشد،با اتكا و اعتبار ثروت و منابع مالي به مناصب قدرت دسترسي داشته باشد و اين هنر مجلس اسلامي است كه با اصلاح و وضع قوانيني مانع از آن ‌شود.
احمدي نژاد با اشاره به فرمايشاتي از حضرت امام (ره) در خصوص اولويت‌ و برتري نداشتن صاحبان مال و منال بر فقرا در حكومت اسلامي،خاطرنشان كرد:ما بايد به سمت عدالت حركت كنيم و عدالت يعني منابع و امكانات كشور بطور عادلانه در سراسر كشور توزيع شود و همه استعدادهاي كشور فرصت رشد و شكوفايي پيدا كنند.
وي تاكيد كرد: عدالت يعني اين كه مجلس و دولت دست به دست هم دهند و با وضع قوانين مؤثر جلوي ويژه‌ خواري‌ها، امتياز خواهي‌ها را بگيريم.
رئيس جمهور افزود: امروز مجلس و دولت پرچمدار عدالت هستند و بايد دست به دست هم بدهيم تا عدالت را بر پا كنيم.
احمدي نژاد با اشاره به وقت گذاري نمايندگان براي قانونگذاري و امور مجلس تاكيد كرد: بايد از كميت كم كنيم و وقت را روي كيفيت قوانين صرف كنيم.
رئيس جمهور با بيان اين كه امروز تنقيح قوانين يك امر مهم و ضروري است خاطرنشان كرد:قانونها بايد يكسان سازي و روان سازي شود و دولت و مجلس بايد به كمك هم به آن بپردازند.
احمد نژاد با تاكيد بر اين كه مباحث صحن علني مجلس بايد تربيت كننده نفوس مردم و انسانها باشد، خاطرنشان كرد: مباحث مجلس بايد به گونه‌اي باشد كه شنونندگان درس انديشيدن، درس تامل، درس توحيد و درس عدالت بگيرند و اين يك مسئوليت بسيار بزرگ و ملي است.
وي افزود: بايد مراقب باشيم تا عدم پاسخگويي ظاهري در اين دنيا بار مسئوليت اخروي ما را سنگين نكند.
رئيس جمهور در پايان سخنان خود از غلامعلي حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي و موسي قرباني عضو هيئت رئيسه مجلس و ديگر نمايندگان مجلس به خاطر برپايي اين همايش تقدير و تشكر كرد.

 

بيانيه دوم خبرنگاران و نويسندگان روزنامه‌ايران

 

آنچه رخ داده به گواهی نهادهای ذی صلاح و كارشناسی جز يك خطا و اشتباه غيرعمد چيزی نبوده است. توقيف يكی دو روزه "ايران" به قدر كفايت تنبه برانگيز است. نخواهيد كه بيش از اين خبرنگاران "ايران" مجازات شوند. نپسنديد كه فرصت ترميم و جبران بيش از اين ضايع شود.

Fri / 26 05 2006 / 17:09

ايرنا: به دنبال توقيف موقت روزنامه"ايران"، خبرنگاران ونويسندگان اين روزنامه روز جمعه بيانيه دوم خود را با عنوان " حكايت آن خطا و اين خسران، روايت چهار روز محروميت اهالی ايران " را منتشر كردند.
متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:

دل‌آزارترين محصولی كه از بطن ماجرای چاپ كاريكاتور در هفته‌نامه" ايران جمعه " زاده شد كدورت و ناخرسندی هموطنان عزيز آذری و از كف رفتن فرصت و موقعيت مناسب برای خبرنگاران روزنامه سراسری "ايران" بود تا به زبانی سرشار از صداقت، اولا ماهيت اين اتفاق را روايت كنند و برای عدم سوء‌نيت خود احتجاج آورند. ثانيا امكانی به چنگ داشته باشند تا ناخرسندی‌های حاصل از اين اشتباه را به كمك راهكارهای جبرانی، اصلاح و ترميم نمايند. آزرده خاطری‌های ما البته محدود و منحصر به اين فقره نيست برای اهالی "ايران" كه همگی، پاره‌های پربركتی از عمر خويش را در كار (خبر) سپری كرده‌اند و حمايت و هويت خود را بر سر وظيفه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی نهاده‌اند ، توقيف "ايران" در حكم گذراندن ايام سخت و سهمگين (فراق) است. فراق از كسی و چيزی كه روز تا شام درآغوش خود می‌پروراندند تا صبح روز فردا ، برنا و برومند در معرض نگاه و نقد مردم قرار دهند.
رنگ خاكستری تحريريه "ايران" به روزگار توقيف، جز آن كه در وجود دست‌اندركاران و خبرنگاران اين رسانه، حسرت روزهای سبز فعاليت خبری را زنده كند حاصلی نداشته است.
با اين همه، تنها اهالی "ايران" نبوده‌اند كه در ايام توقيف در اندوهی ستبر مانده‌اند، انبوه پرشمار مخاطبان روزنامه پرشمارگان را می‌توان اينك سراغ گرفت كه مجرای دلخواه و دل انگيزشان برای كسب خبر را از كف داده‌اند.
خوب يا بد و درست يا غلط ، طيف پر تعدادی ازجماعت روزنامه‌خوان، به گرفتن "ايران" در آغوش و خواندن خبرها، گزارش‌ها و مطالب آن خو كرده‌اند.
اينك چند روز است كه اين طفل به حكم خطايی كه تنها از سر تغافل سر زده است در پرده توقيف مانده است.
وانگهی در شرايط دشواری كه سايه چند رخداد سهمگين بر سر سياستمداران ايران سنگينی می‌كند، بی‌گمان فقدان يك رسانه مكتوب و معتبر، خبر خوشايندی برای ايشان نخواهد بود.
دولتی كه از ميان رسانه‌های مكتوب، سهمی به اندازه "ايران" دارد، لاجرم خشنود و خرسند نيست كه اصلی‌ترين بازوی اطلاع رسانی‌اش اينك در كمند توقيف گرفتار آيد.
به اين اعتبار توقيف "ايران" برای خبرنگاران، حسرت و سرگردانی ، برای مردم و مخاطبان، محروميت و حرمان و بالاخره برای دولت، تنهايی و گسسته شدن زنجيره ارتباطی را در پی داشته است.
اگر پای اين محروميت و توقيف در ميان نبود هم دست اهالی "ايران" برای توضيح و ترميم اين خطا گشاده‌تر بود، هم چشم مخاطبان "ايران" به برق آگاهی و اطلاع، نوراتی‌تر می‌شد و هم دل دولتيان در رساندن پيام و سخن‌شان به مردم قوی‌تر و استوارتر.
خطايی كه در يك هفته‌نامه و نه در روزنامه سراسری ايران سر زده است و از اين خطا ماجراهايی درگرفته است و از آن ماجراها، مع الاسف يك قربانی زاده شده است، توقيف روزنامه سراسری "ايران" و بازداشت دو همكار، شايد انتظار بيجايی نمی‌بود اگر به جای اين سير سختگيرانه تصميمی منعطف‌تر و راهكاری قانونی اتخاذ می‌شد.
اما اكنون كه سير ماجرا در ايستگاه توقيف روزنامه ايران و بازداشت دو خبرنگار هفته‌نامه ايران‌جمعه متوقف شده است درايت حكم می‌كند كه در مقام ارزيابی و بررسی پرونده به پاره‌ای واقعيت‌های كتمان‌ناپذير عنايت شود.
اهالی " ايران" به جد انتظار دارند كه نهاد محترم قضا در خلال داوری خود از توجه به اين واقعيت به غايت مهم غفلت نكند كه آنچه رخ داده به گواهی نهادهای ذی صلاح و كارشناسی جز يك خطا و اشتباه غيرعمد چيزی نبوده است. ديگر آن كه اين خطای غيرعمد در جايی به وقوع پيوسته كه شمارگانی بسيار كم تعداد (در قياس با روزنامه ايران) دارد.
از سليقه و سياست به دور است كه خطايی را كه در عرصه‌ای كم شمار و خلوت سر می‌زند به تنبيهی دشوار و سهمگين مجازات كنند.
توقيف يكی دو روزه "ايران" به قدر كفايت تنبه برانگيز است. نخواهيد كه بيش از اين خبرنگاران "ايران" مجازات شوند. نپسنديد كه فرصت ترميم و جبران بيش از اين ضايع شود.
به رغم ناهمراهی پاره‌ای "بدخواهان" كه خوش داشتند منافع خود را بر منافع ملی ارجح بدارند، شادمانيم كه چشم بصير و دل منصف افراد و نهادهای مسئول، اينك به پرونده "ايران" به ديده بی‌طرفی و كارشناسی نظر می‌كنند.
براين باوريم و بسياری با ما هم عقيده‌اند كه در خطای هفته‌نامه (ايران جمعه) چيزی از جنس شيطنت نيست. ما در "ايران" اميد داريم كه دقت و بصيرت كارشناسان امنيتی و قضايی پرونده، در مقام صدور حكم سهوی بودن خطا را تاييد كنند.
اكنون كه به پشتوانه هوشياری مردم مومن و فهيم‌آذری، عارضه سوء‌تفاهم ميان يك رسانه و يك قوم سرفراز و پرافتخار كمرنگ شده و درآستانه محواست، برای اهالی "ايران" اين فرصت ايجاد شود كه با فعاليت مجدد رسانه امكان توضيح و ترميم اين خطا فراهم آيد و با حل و فصل مشكل قضايی دو همكار در هفته‌نامه (ايران جمعه)، "ايران" را در موقعيتی قرار دهد تا باز هم همچون هميشه خادم ايرانی سربلند و سرشاراز طيف رنگارنگ قوميت‌های پرافتخار باشد.

 

محسن رضایی در همایش "وارثان نور" :

رشادت و فداکاری مردم آذربایجان در حفظ ایران سر آمد همه اقوام است/ ایمان، تفکر و فناوری مثلث اندیشه دفاع انقلابی است

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: رشادت و دلاورمردی های مردم آذربایجان در هشت سال جنگ تحمیلی و نقش آنان در حفظ ایران، سر آمد همه اقوام ایرانی است.

به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر"، محسن رضایی که صبح امروز در سومین گردهمایی ایثارگران انستیتو پاستور ایران " همایش وارثان نور" سخن می گفت با بیان این مطلب اظهار داشت: هیچ کس نمی تواند با تفرقه افکنی در بین اقوام ایرانی همبستگی ملت ایران را از بین ببرد.

وی با بیان اینکه ما با کمک فرماندهان آذری زبان همچون شهید باکری توانستیم در هشت سال جنگ تحمیلی پیروز میدان شویم، افزود: در هر مقطعی از دوران هشت سال دفاع مقدس، عملیاتی صورت گرفته ما شاهد نقش آفرینی و دلاورمردیهای شهدای آذری زبان و دیگر اقوام ایرانی هستیم که این امر برای مسئولان کشور بسیار با ارزش است.

فرمانده سابق سپاه پاسداران که در "همایش وارثان نور" سخن می گفت، با چند وجهی خواندن هشت سال جنگ تحمیلی و با مطرح شدن چند اندیشه برای مقابله با عراق ، گفت: با فرو ریختن مرزهای ایران در ساعت های اولیه حملات عراق، رژیم بعث توانست با واردن کردن نیروهای خود بسیاری از شهرهای ایران را در اختیار گیرد که همین امر باعث شد کشور در یک شرایط بحرانی و خاص قرار بگیرد

محسن رضایی اندیشه "کلاسیک"، "چریکی" و "عملیات محدود رزمی" را از اندیشه های مطرح در دوران جنگ تحمیلی بر شمرد و گفت: بنی صدر با رهبری اندیشه کلاسیک و با انجام چهار عملیات نتوانست به مقابله با نیروهای عراقی بپردازد که همین امر به ما نشان داد که اندیشه کلاسیک در جنگ ما با عراق کارساز نیست.

وی  جنگ چریکی برای آزادسازی شهرهای کشوررا نیز مناسب برای مقابله با عراق ندانست و خاطر نشان کرد: عملیات های چریکی در آن دوران که کشور در یک بحران خاص قرارگرفته بود تنها توانست ضربه های کوچکی را به دشمن وارد کند که این اندیشه نیز به حل بحران کشور کمکی شایانی نکرد.

رضایی ادامه داد: در دوران ابتدایی جنگ، ایران با مشکلات فراوانی روبرو بود زیرا جنگی بود که توسط آمریکا طراحی می شد و صدام آن را اجرا می کرد و مسئولان کشور می بایست در برابر این بحران، با بهترین راهکار مقابله کنند.

وی افزود: ما دردوران جنگ با استفاده از فرماندهان جوان و نیروهای مخلص بسیجی حاضر درصحنه های نبرد توانستیم ضربه های سنگینی به کشور وارد کنیم که همین امر باعث شد اندیشه عملیات "محدود درونی" به مقابله با رژیم بعث عراق بپردازیم.

رضایی "توسعه تجربی" را یکی دیگر از مهمترین و تاثیرگذارترین راهکار برای مقابله با رژیم بعث عراق عنوان کرد و افزود: ستاد جنگ ایران در آن دوران با تجزیه و تحلیل وقایع سالهای اولیه جنگ توانست به نوعی ماشین جنگ ایران را به حرکت در آورد.

فرمانده کل سپاه درهشت سال دفاع مقدس، تلفیق پنج تجربه به دست آمده را اولین گام و تاثیرگذاترین راه حل درمقابل حملات عراق عنوان کرد و افزود: تبدیل شدن به الگوی بزرگتری از عملیات های محدود رزمی، باعث شد که نیروهای ایرانی به انسجام کاملتری دست پیدا کنند که عملیات های ثامن الائمه و آزاد سازی خرمشهر نمونه بارز این گونه جنگ ها به شمار می رود.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام عملیات های فاو، کربلای 5 و والفجر 10 را از عملیات های غرور آفرین ایران در مقابله با حملات رژیم بعث عراق دانست و افزود: پیروزی ما بعد از سالهای اولیه جنگ باعث شد که با استفاده از "توسعه تجربی" که در جنگ به دست آمده بود پیشرفت های قابل توجهی را در مقابل تهاجمات عراق به دست آوریم که همین امر باعث شد ما این تجارب را در اختیار کشورهای لبنان و بوسنی هرزگوین قرار دهیم که نهایتا تاثیر مطلوب این گونه جنگها را نیز در آن دو کشور شاهد بودیم.

وی" تفکرو اندیشه"، "ایمان" و "فناوری" را مثلث اندیشه دفاع انقلابی دانست و افزود: مسئولان با استفاده از اندیشه، ایمان و بهره گیری از همه فناوری ها می توانند به بسیاری از مشکلات فائق آیند که نمونه بارز آن استفاده از تجربه هشت سال جنگ تحمیلی است.

دکتر رضایی در بخش دیگری از سخنان خود و با اشاره به بحرانی که کشور در 27 سال گذشته با آن روبرو بوده است، گفت: مسئولان می توانند با استفاده از این تجربه به سئوالاتی که از جمهوری اسلامی ایران، چه از سوی کشورهای خارجی و در داخل مطرح می شود، قاطعانه پاسخ دهد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه به حماسه آزاد سازی خرمشهر اشاره کرد و دستگیری فرماندهان و افسران ارشد عراقی را در روزهای اولین آزادسازی خرمشهر را یکی از خاطرات شیرین و به یاد ماندنی هشت سال دفاع مقدس عنوان کرد و گفت: در آزادسازی خرمشهر توانستیم بسیاری از انبارهای مهمات عراق را به دست بگیریم که این عملیات در نوع خود یکی از عملیات های سنگین و شیرین هشت سال دفاع مقدس به شمار می رود.

محسن رضایی در پایان این جلسه به سئوالات تعدادی از حاضرین درباره دفاع مقدس و نحوه آزادی خرمشهر پاسخ گفت.

 

 

چند تحلیل از سایت پیک نت

هويت ملی
اينگونه
به تاراج رفت

و.يدالله اسلامی

آذری زبانها درتبريز و اردبيل  به اعتراض برخاسته اند. دانشجويان آذری زبان نيز در چند دانشگاه دست به اقدامات اعتراضی زده اند. بهانه اين اعتراض كاريكاتوری در روزنامه ايران جمعه بوده است. اينكه آنچه در آن كاريكاتور آمده است به چه منظوری آمده است خود داستان ديگری است كه به نظر نمی رسد طنز نويس روزنامه ايران نگاهی به داخل داشته، بلكه نگاهی داشته است به رفتار امريكايی ها درپاسخ به نامه آقای احمدی نژاد .

اما چرايی اعتراض های انجام شده نمی تواند كم اهميت دانسته شود. هويت ملی ايرانی در سالهای پس از انقلاب  مورد بی مهری قرار گرفته است و به دليل درك نادرست به باورهای نادرست دامن زده شده است. اين امر از آسيب های جدی وارده شده به پيكره فرهنگ اين مرز وبوم است.

هويت ايرانی همواره، حتی در زمانی كه دولت مركزی مقتدری در كشور نبوده است بزرگترين مانع دربرابر فروپاشی و يا تسلط بيگانگان بر كشور بوده است. اين قدرت از ديد تاريخ نگاران و پژوهشگران غربی هم به دور نمانده است و دروقايع نگاری ها به آن پرداخته شده است. هويت ملی ايرانی سبب شده است كه قوميت ها مسأله ای برای ايران نباشد.

همه اقوام ايرانی؛ وجه غالب خود را ايرانی بودن دانسته اند و به آن افتخار كرده اند. برخی غربی ها اين نكته را مورد توجه قرارد اده اند كه ناسيوناليسم قوی ايرانی؛ برای بروز ناسيوناليسم های محلی و منطقه ای راهی باز نگذاشته است. وهيچ يك  از  كشورهای پيرامون ايران از اين مزيت برخودار نبوده اند. اينكه بدون توجه همه بنيادهای و بنيان ها را ويران سازيم و نتوانيم بنايی تازه برپا سازيم بروزی اين چنينی پيدا خواهد كرد.

هجمه فراوان به هويت ايرانی در سالهای نخستين پيروزی انقلاب چنان گسترده شده كه آدمی  در شگفت می ماند كه كدام ملت اين چنين به ويرانی همه گذشته خود می نشيند؟ برای پيوستگی مناطق و اقوام ايرانی سند فراوان است. از آتشكده آذرگشنسب در مياندوآب و آنچه در خوزستان برجای مانده است از بنا و پل در شوش و شوشتر و دزفول، و ارگ بم و شهر سوخته زابل و هگمتانه درهمدان وتخت جمشيد درفارس. از شكل گيری حكومت مادها دركردستان تا پيدايش آيين زرتشت دركناره دريای اروميه. و حتی ايستادگی بابك سردار ايرانی در قلعه بابك دركليبر.

آذرآبادگان مهد ايران است و مبنای هويت ايرانی. چرا ما به تخريب اين همه نشسته ايم؟ چسب ملی و مبنای همبستگی ما ايرانيان از ميان شعارها نمی گذرد. ما از اين رهگذر نا خواسته برپيكره كشور آسيب بسيار وارد كرده ايم . ونتوانسته ايم چيزی را جايگزين آنچه از دست می دهيم نماييم. ولی هنوز می توان با بازگشتی شجاعانه از دامنه ويرانی ها كاست. فرهنگ ايران فرهنگ پربار و تمدن ساز است. بايد قدر اين فرهنگ را بدانيم و دريابيم كه اين فرهنگ جايگزين و بديلی ندارد.

دامن زدن به مسأله قوميت ها درپی ويرانی هويت ايرانی شكل می گيرد. و اين همان دامی است كه بيگانگان دربرابر كشور ما گسترده اند. دامی كه نخ  و طنابش را خود  فراهم ساخته ايم .

نكته ديگری هم شايسته يادآوری است و آن اينكه وقتی از مقوله ای مثل كاريكاتور بهره برداری های گسترده شود و به آن دامن زده شود. اين فرصت را برای بهره برداری برخلاف نظر بانيان اين روش هم فراهم خواهد ساخت. ماجرای كار يكاتورهای روزنامه دانماركی ورفتارهای نادرست وخشن دربرابر برخی سفارتخانه ها را از ياد نبرده ايم .

آن زمان سخن دلسوزان به هيچ گرفته شد و ميدان برای تندروی ها باز گذاشته شد و آنقدر پيش رفتند كه آش شورشورشد. آن بازی راهی دربرابر ديگران نيزقرار داد كه بازی با كاريكاتوری بازی جذاب وپر طرفداری خواهد شد.حالا هم گوشه ای است ازآنچه به ما نشان داده می شود .شناخت درست پديده ها وراه درست يافتن كم ترين انتظاری است كه بايد برآورده شود .

پشت صحنه
تدارك تظاهرات دولتی تبريز

راهپيمايی دولتی چند هزار نفره تبريز با دستور شورای مركزی جمعيت موتلفه اسلامی و با برنامه ريزی شورای هماهنگی تبليغات اسلامی آذربايجان شرقی صورت گرفت. ظهر روز سه شنبه چند تشكل و سازمان سياسی و نظامی در تبريز با هم ملاقات كرده و برنامه اين راهپيمائی را تنظيم كردند:

 

1- نماينده وزارت اطلاعات و امنيت شعبه تبريز

2- جمعيت موتلفه اسلامی شاخه تبريز

3- هيأت رزمندگان اسلام شمال غرب كشور

4- سازمان تبليغات اسلامی آذربايجان شرقي

5- شورای اسلامی اصناف و سياست گذاری بازار شعبه تبريز

6- نمايندگان سپاه پاسداران وزارت آموزش پرورش صدا و سيمای مركز  تبريز و نيروی انتظامی .

 

در اين جلسه برگزاری يك راهپيمائی دولتی و فرمايشی در راس امور قرار گرفت.  شورای هماهنگی تبليغات اسلامی كه ازسوی جمعيت موتلفه ای اسلامی موظف شده بود پيشنهاد برگزاری يك راهپيمائی دولتی عليه تظاهرات مردم در تبريز را در شورای سياست گذاری استان ارائه دهد.

( بيشتر اعضای  شورا هماهنگی تبليغات اسلامی در سراسر كشور هرچند كه كاركنان سازمان تبليغات اسلامی می باشند ولی تحت نفوذ جمعيت موتلفه  اسلامی هستند )

جلسه ظهر روز سه شنبه در ساختمان مركزی استانداری آذربايجان شرقی برگزار شد و توافق شد كه شبكه استانی آذربايجان شرقی از ساعت 15 بعدازظهر تبليغات اين راهپيمايی دولتی را در دستور كار خود قرار داد. خبر راهپيمايی ابتدا از راديو و سپس از تلويزيون منتشر شد ولی با وجود سازماندهی گسترده و با وجود شركت نيروهای بسيجی و هيئت رزمندگان شمالغرب كشور  و حضور اجباری بازاريان جمعيت چندانی در اين راهپيمائی فرمايشی به چشم نمی خورد.

با توجه به جمعيت چند ميليون نفری تبريز گفته می شود در اين راهپيمائی بين دو تا سه هزار نفر آنهم از نيروهای استانداری شهرداری سپاه پاسداران صدا و سيما سازمان تبليغات اسلامی هيئت رزمندگان شركت داشتند.

اين راهپيمايی فرمايشی و دولتی دو يا سه هزار نفره در حالی در تبريز برگزار شد كه فعالان سياسی هويت طلب آذربايجان مدعی شده اند در هفته آينده تظاهرات ميليونی در مقابل مجلس شورای اسلامی برگزار خواهند كرد.

بازتاب اخبار آذربايجان
در مطبوعات ترك زبان منطقه

شورای امنيت ملی به تمام مطبوعات و خبرگزاری ها دستور داد كه از اين پس اخبار تظاهرات مردم در آذربايجان و كردستان و همچنين تظاهرات دانشجوئی را پخش و مخابره نكنند. همين دستور در باره رويدادهای بلوچستان نيز صادر شده است. اين درحالی است كه اخبار مرتبط با اين رويدادها از تلويزيون های جمهوری آذربايجان، ترکیه و كردستان عراق ( در مورد بلوچستان از تلويزيون های عربی خليج) بصورت منظم پخش می شود و حتی راديوهای فارسی زبان خارج از كشور نيز گزارش هائی را دراين ارتباط منتشر می كنند. بدين ترتيب، سانسور خبر، عليرغم هزينه 50 ميليون دلاری برای فيلترينگ سايت ها و 5ر2 ميليون دلاری برای محدود كردن تلويزيون های ماهواره ای ممكن نشده است و سيل خبر در باره رويدادهای ايران با تلفن های همراه، اس ام اس، وبلاگ ها و تلفن های معمولی يا در داخل كشور نقل و منتقل می شود و يا به خارج از كشور انتقال می يابد. مطبوعات ترك زبان منطقه، از روی سر سانسور سيمای جمهوری اسلامی و مطبوعات داخلی، با وسعت كامل اخبار وگزارش های تصويری حوادث آذربايجان را منتشر كرده اند كه اين نمونه ای از آنست. حتی در باکو آذربایجانی ها پس از تظاهرات در برابر سفارت جمهوری اسلامی در آذربایجان به این ساختمان حمله کرده و بخشی از آن را ویران کردند. تکرار همان بازی خطرناکی که جمهوری اسلامی در برابر سفارتخانه های اروپائی، بمناسبت انتشار کاریکاتور محمد در یک نشریه دانمارکی راه انداخت و سرود یاد مستان داد. بجای نگاه به سیاست های غلط خود که بازی با کاریکاتور محمد یکی از آنهاست، حال دست های خارجی را عامل تظاهرات و شورش ها درایران اعلام می کنند و یک روزنامه را تعطیل کرده و یا یک یا چند کاریکاتوریست را دستگیر کرده اند تا بیآورند تلویزیون و آنها بگویند که امریکا 75 میلیون دلار داد تا ما کاریکاتور یک "سوسک" را که گفته "نه منه؟" منتشر کنیم. این بیراهه را نیز خواهند رفت. ميليون ها دلار را خرج سانسور و فيلتر كردند و در عمل ميدان را برای آن راديوها، تلويزيون ها و مطبوعاتی خالی كردند كه بصورت تحريك آميز گزارش ها را منتشر می كنند و خواه نا خواه شنونده و بيننده بيشتری به نسبت صدا و سيما دارند!

در آذربايجان
با برپائی تظاهرات دولتی
مردم را دربرابر هم قرار ميدهند!

در ادامه بی خردی ها و بازی های امنيتی كهنه شده و از اعتبار خارج شده، هم در اروميه و هم در تبريز تظاهرات دولتی، در واكنش به تظاهرات و در واقع شورش مردم برپا كردند. بيرون آوردن چند هزار سپاهی و بسيجی و وابستگان به مساجد و حتی عده ای از مردم در شهرهای ميليونی ايران كار آسانی است، اما تدبير برای اوضاعی كه درآن بسر می بريم بسيار دشوار.

وزير كشور، تظاهرات مردم تبريز را در همان ماجرای كاريكاتور و جريحه دار شدن احساسات مردم آذربايجان خلاصه كرد و برگی ديگر بر خود فريبی افزود. پور محمدی در يك پاتك تبليغاتی نيز تظاهر كنندگان تبريز را مردم سلحشور اين شهر خطاب كرد و چند مدال افتخار هم به آنها داد. معلوم نيست اگر اين مردم سلحشور تظاهرات كرده اند،؛ چرا بايد يك تظاهرات دولتی در نفی تظاهرات آنها برپا كرد؟

فرمانده كل نيروی انتظامی و فرمانده نيروی انتظامی تهران هم در دو اظهار نظر، بعنوان عقل كل، در باره تظاهرات دانشجوئی گفتند: عده ای دانشجو نما اين تظاهرات را هدايت كرده و بوجود آوردند. اگر آن تبريزی هائی كه عليه آنها تظاهرات دولتی ترتيب داده اند و صدها نفرشان در روزهای اخير دستگير شده اند را هم تبريزی نما بدانيم، آنوقت، تا اينجا می شود: دانشجو نما و تبريزی نما. قبلا در باره تظاهرات مردم اهواز هم همين استدلال را كرده و گفته بودند: عده ای عرب نما! در بلوچستان هم كه سرگرم سركوب و بمباران هستند لابد بلوچ نماها را دارند سركوب می كنند. در نقده و كردستان هم كه كُرد نماها را دارند سركوب می كنند. بدين ترتيب: آقايان می شوند ايرانی اصيل و همه مردم ايران می شوند: ايرانی نما!

در ميان اظهار نظر های امنيتی و خود فريبی های روزهای اخير، يكی هم سرمقاله حسين شريعتمداری در كيهان تهران بود كه يكباره كشف كرد: تظاهرات دانشگاه ها زير سر عليرضا افشاری است. او از امريكا پول گرفته و اين تظاهرات را از امریکا ترتيب داده!

مرد "گفتگو" در زندان، كه آقای شريعتمداری باشد، با همين رهنمودهای تبليغاتی- امنيتی مشاور مطبوعاتی رهبر است.

دراينجا هم مشكل پاس داده شد به خارج و بطور قطع در روزهای آينده اگر زير فشارهای امنيتی و انتظامی و موج دستگيری ها كمی اوضاع آرام شود رهبر در يكی از ديدارهای شاهانه اش حاضر شده و دست امريكا و اسرائيل و استكبار را یکبار دیگر در شورش ها و تظاهرات هفته های اخير كشف خواهد كرد!

در اين ميان، آن بازی خطرناكی كه امثال محسنی اژه ای و احمدی جنتی و حسين شريعتمداری و پورمحمدی و ميرحجازی منشی مخصوص رهبر برای برپائی تظاهرات دولتی در شهرهای آذربايجان سرگرم آنند، چاهی است در مقابله با چاله ای كه شورش های اخير جلوی پای دولت يكپارچه امنيتی- نظامی كنده است. دولت با اين تظاهرات، عملا در شهرهای آذربايجان مردم را در برابر هم قرار داده و شهرها را تقسيم به طرفداران و مخالفان حكومت می كند. و اين بزرگترين خدمت عملی به امريكا برای رفتن به سوی جنگ داخلی درايران و موزائيكی كردن كشوراست.

دهها تن كشته و مجروح شدند
تظاهرات مردم درنقده
به جنگ خيابانی انجاميد
.

همزمان با برپائی يك راهپيمائی حكومتی كه ملاحسنی درشهر اورميه ترتيب داده بود، تا تظاهرات مردم در این شهر و در شهر تبريز را محكوم كنند، در نقده مردم ريختند به خيابان و خونين ترین تظاهرات را برپا كردند. درتظاهرات نقده دهها تن كشته و مجروح شده اند كه تا كنون شمار كشته شدگان آن تا 10 تن گزارش شده است.

اداره فرهنگ و ارشاد نقده را مردم، مانند ساختمان سیمای جمهوری اسلامی در اورمیه آتش زدند و بدنبال آن فرمانداری اين شهر به آتش كشيده شد. دهها تن در جريان اين يورش ها و مقابله ای كه نيروی انتظامی با آنها كرد كشته و مجروح شدند و تا ساعاتی پس از نيمه شب نيز مردم خيابان ها را ترك نكردند و زد و خورد ادامه يافت.

سايت های خبری داخل كشور از درج هرگونه خبری در باره تظاهرات رو به گسترش در آذربايجان و كردستان منع شده اند و به همين دليل اخبار بسيار جسته و گريخته ای از تظاهرات خونين نقده تاكنون منتشر شده است.

Persian ▪ صدای آمريکا
خشونت و ستم وارد به مردم آذربايجان توسط قدرتمندان جمهوری اسلامی ايران 27/05/2006

خبرهای رسيده از ايران مويد اين حقيقت شفاف و بدون انکار است که نا آرامی های اخير که در پی انتشار کارتون سوسک در نشريه نيمه دولتی ايران ظاهر شد و سراسر کشور و به خصوص آذربايجان را فراگرفت ، نتيجه سال ها اهانت، ستم و فشاری است که حکومت ملايان بر همه اقشار و اقوام ايرانی و به خصوص بر ايرانيان آذری تبار وارد کرده است.

مردم دلير و صبور آذربايجان که در همه زمانها و در هر موقعيتی پيشرو و پرچمدار نهضت های آزادی و فرهنگی ايران بوده اند، يکصدا و با اتفاقی مستحکم فرياد اعتراض و دادخواهی سر داده اند.

رژيم اسلامی حتی ما يل به ديدن هيچ اعتراضی ولو به حق هم نيست و آذری هائی را که از ادامه زور گويی ها و سفاهت رژيم جمهوری اسلامی به تنگ آمده و فقط با شکلی مسالمت آميز به راه پيمائی مبادرت کرده بودند مورد ضرب و شتم و قل و زنجير قرار داده است.

همزمان با اين روش خودکامگی و خشونت، قدرتمندان حکومت از تنبيه، سرکوب و مجازات مردمی که آنها را "عمال خارجی" و تفرقه اندازان" ناميده اند سخن می رانند 

به نوشته روزنامه شرق چاپ ايران روز شنبه، امروز، مقامات امنيتی نظام اسلامی از "سازماندهی ۱۰ مليون بسيجی" سخن می رانند و به اين شکل اميدوارند مردم ايران و به خصوص آزاده مردمان آذری را مرعوب کنند.

رادیو فردا

نا آرامی ها در نقده و مشگین شهر چندین کشته و زخمی بجاگذاشت

در پی ادامه ناآرامی ها در شهرهای آذربایجان، استاندار آذربایجان غربی هرنوع تجمع در این استان را غیرقانونی اعلام کرد. ناآرامی ها در نقده چندین کشته برجای گذاشت. شماری از تظاهرکنندگان دستگیر شده اند. امیر حسین موحدی فعال حقوق بشر ساکن مشکین شهر در استان آذربایجان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در پی کشته شدن جوانی بنام جلیل عابدی توسط نیروی انتظامی در مشکین شهر، از غروب روز جمعه شهر دستخوش آشوب و اغتشاش گسترده ای شده به نحوی که هم اکنون زدوخورد شدیدی در شهر جریان دارد و تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده اند. درمیان دستگیر شدگان روزنامه نگاران هم وجود دارند از جمله برادر من امین موحدی که در نقطه نامعلومی بسر می برند. وی می گوید دستهای ناپیدایی هست که تلاش می کنند به این خشونت ها دامن بزنند.
مسعود ملك
[ audio ] (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:48 mins ]

استاندار آذربایجان غربی هرنوع تجمع در این استان را غیرقانونی اعلام کرد. شهرهای این استان در هفته گذشته دستخوش تظاهرات و اعتراض های مردمی بود که در برخی موارد با برخوردهای نیروهای انتظامی روبرو شده است. ناآرامی ها در نقده چندین کشته برجای گذاشته است و شمار زیادی دستگیر و زندانی شده اند. امیر حسین موحدی فعال حقوق بشر ساکن مشکین شهر در استان آذربایجان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:

امیر حسین موحدی: در پی کشته شدن جوانی بنام جلیل عابدی که با ندانم کاری یک مامور با شلیک مستقیم در مشکین شهر کشته شد، از غروب روز جمعه شهر دستخوش آشوب و اغتشاش گسترده ای شده به نحوی که الان که با شما صحبت می کنم زدوخورد شدیدی در شهر جریان دارد و تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده اند. درمیان دستگیر شدگان روزنامه نگاران هم وجود دارند از جمله برادر من امین موحدی که در نقطه نامعلومی بسر می برند. از شهرهای همجوار هم خبر درگیری و مجروح شدن چندین نفر را دریافت کردیم اما شدت درگیری ها در مشکین شهر زیاد است . برای راه پیمایی روز شنبه برنامه ریزی گسترده ای اعلام شده است. از آذربایجان غربی هم گزارشی دریافت شده که در شهر ماکو درگیری ها تاغروب امروز ادامه داشت. با توجه به اینکه شهرستان نقده و اشنویه یک شهر محسوب می شوند، مناطق کردنشین و آذری نشین دارد. در این شهر با اینکه تلاش شده بین این اقوام جدایی بیاندازند ولی از هر دو قوم قربانی توطئه های افراد خودسر شده اند. متاسفانه تعداد دقیق تلفات را نمی توانیم بگیریم ولی دو شهر نقده و مشکین شهر حجم درگیری ها بسیار زیاد است. ولی با هوشیاری مردم کردزبان و ترک زبان خوشبختانه بین اقوام تفاهم کامل وجود دارد. اگر متعرضان به مردم از میان ماموران بیش از این بخشونت دامن نزنند ما انتظار داریم وضعیت آرام شود. ولی دستهای ناپیدایی هست که تلاش می کنند به این خشونت ها دامن بزنند.

مسعود ملک (رادیو فردا): در این حرکت های اعتراضی خواست اصلی تظاهرکنندگان چیست؟

امیر حسین موحدی: خواست اصلی تظاهرکنندگان همچون سایر اقوام و ملت ایران احترام به حقوق بشر، رعایت عدالت و احترام به حقوق تمام اقوام است. بزرگترین خواستی که مطرح می شود، مراجعه به آرای عمومی وحق تعیین سرنوشت برای مردم ایران و آزادی و دموکراسی برای تمام مردم ایران از جلمه آذری زبانان است.

 

گله جک بیزیمدیر