درباره جوکهای موهن علیه ملیتهای غیرفارس در ایران

یونس شاملی

نزدیک به هشتاد سال از جوک و لطیفه سازی (طنز شفاهی) سیستماتیک در دستگاه دولتی ایران علیه ملیتهای غیرفارس می گذرد. لطیفه سازی علیه ملیتهای غیرفارس و در این میان، بویژه علیه ترکان، در ایران، و برای تخریب ذهنیت خود ملیت ترک و تحقیر این ملیت در نزد دیگر ملیتهای ساکن ایران یکی از شگردهای اصلی این دولتها برای خارج کردن این ملیت از گود تاثیرگذاری بوده است. تحقیر و توهین علیه ملیتهای غیرفارس، نادانی ترکها، وحشی بودن کردها و بلوچها، بی ناموسی رشتی ها، بچه بازی قزوینی ها، هالو بودن لرها و سوسمار خوری عربها و خلاصه تا آنجا که ممکن بوده است ملیتهای غیرفارس بایستی حس حقارت جزو جدایی ناپذیر حیات روزمره شان در ایران باشد. چرا که در غیراین صورت شهروندان غیرفارس ایران میتوانند به شهروندان فعالی بدل شوند و نقش و رسالت شهروندی خود را با غرور برخاسته از تاریخ و فرهنگ خویش به میدان سیاست بکشانند و حیات استبداد و سیاست نژادپرستانهء آن را در ایران تهدید کنند.

با وجود اینکه لطیفه و جوکهای موهن علیه ملیتهای غیرفارس در ایران بر زمینهء ناآگاهی و کم دانشی جامعه رشد و نمو می کند ومردمان عادی را که عموما آگاهی کافی از مسائل پیرامونی ندارند هدف خود قرار میدهد، اما دولتهای حاکم برای بی اثر کردن تواناییهای سیاسی ملیتهای غیرفارس در صحنه سیاسی آنان را غیرمستقیم، از طریق ساختن و پرداختن به جوکهای موهن، آماج تحقیر و توهین قرار میدهند.

برای آن بخش از ملیتهای غیرفارس که بخشی از زندگی روزمرهء خود را در مدارس، دانشگاهها، ادارات دولتی و غیر دولتی می گذرانند، سیاست آسیملاسیون (ازخودبیگانگی) در سطحی فرهنگی و به اصطلاح علمی! دنبال می شود. جعل تاریخ و بزرگنمایی تاریخ ملیت فارس در مقابل تحقیر تاریخ ملیتهای دیگر، گره زدن تاریخ ایران به تاریخ ملت حاکم (یعنی فارس) و بیگانه جلوه دادن ملیتهای غیرفارس در تمامی عرصه ها (سینما، ادبیات،تاریخ، سیاست و به اصطلاح تحقیقات دانشگاهی، تا سفارش سازمان امنیت کشور برای نوشتن فلان یا بهمان کتاب تاریخی) علیه ملیتها غیرفارس و بویژه علیه ترکان ایران، بخش بزرگی از فعالیتهای دستگاه دولتی ایران را برای ازخود بیگانه کردن این ملیتها، به خود اختصاص می دهد.   

تولید جوک علیه ترکان و دیگر ملیتهای غیرفارس با وسعتی باورنکردنی، چنان نشان داده می شود که گویی خود مردم در تولید این جوکها نقش داشته و در میان خود مردم بوجود می آید. اما واقعیت بکلی چیز دیگری است. برای هرکسی بایستی روشن باشد که تمامی و یا اغلب تولیدات لطیفه و جوک بوسیله سازمان امنیت دولت ایران انجام میگیرد. اگر کسی به این سخن شک دارد می تواند از تمامی اطرافیان خود سوآل کند که آیا کسی و یا کسانی را می شناسند که جوکی و یا لطیفه ایی ساخته باشد؟! پاسخ تقریبا همه این خواهد بود که؛ کسی را نمی شناسند که جوک بسازد. بنابراین مردم عادی در کوچه و خیابان تنها مصرف کنندگان این جوکهای موهن علیه شهروندان غیرفارس ایران هستند و هیچ کس از خود نمی پرسد که تولید جوک و لطیفه در این وسعت، علیه ملیتهای غیرفارس ایران، توسط چه کس و یا دستگاهی انجام میگیرد؟

آیا این جوکها و لطیفه های تهوع آور از آسمان نازل می شوند؟ حتما یادتان نرفته است که متن آن کاریکاتور معروفی که به قیام مردم آذربایجان در سال
۱٣٨۵ منجر شد را یکی از مسئولین ارگانهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در تهران نوشته بود. ولی هرگز روشن نشد که آن مسئول امنیتی سازمان امنیت ایران چه کسی بوده است. اما نقاش کاریکاتور، که بعدها اعلام کرد که نمیدانسته برای کدامین متن کاریکاتور می کشد، معلوم شد و رسوایی زیادی برای وی بوجود آورد.

در عین حال تولید جوک و لطیفه به متدهای خاص و فعالیت جمعی محتاج است و کاری است که به تحقیق، ترجمه، انطباق با فرهنگ خودی و تطبیق آن با استراتژی دولتی در کشورهای استبدادزده نیاز دارد. برای نمونه، تهیه این همه جوک و لطیفه از عهده یک و یا چند نفر خارج است. بلکه جوکها و لطیفه های کشورهای دیگر جمع آوری و ترجمه شده و با شرایط و اهداف ضد انسانی و نژادپرستانه دولت ایران علیه ملیتهای غیرفارس منطبق می شود و با سامانه های خاصی مثل فیلمهای سینمایی (اخراجی ها)، تئاتر، مزاحهای رادیوی که بتواند بیشترین اثر را داشته باشد، با روشهای مختلف به میان مردم عادی برده می شود. همچنانکه می بینیم یکباره اینترنت، پیامهای تلفهای موبایل بصورت گسترده ایی در میان مردم ظاهر می شوند و لوده گان را که موضوعی برای شادی و خنده ندارند، به شادی و خنده می کشاند. وقتی افکار عمومی در ایران توسط برنامه های دولتی علیه ملیتهای غیرفارس ایران شکل گرفته است، این جوکها با کمال میل از طریق دوستان و آشنایان بصورت گسترده ایی منتشر می شوند. این آن پروسه ایست که از تولید تا مصرف جوکها طی می شود.

حالا هر کسی میتواند بیاندیشد که آیا جوکهایی که بوسیله دستگاه دولتی برای تحقیر و توهین علیه ملیتهای غیرفارس در ایران تهیه و تولید می شود، بی منظور و بی مقصود انجام میگیرد؟ آیا سرمایه گذاری کلان در ساختن و پرداختن به جوکهایی در به لجن کشیدن فرهنگ و هویت ملیتهای غیرفارس و تحقیر آنان را هدف قرار داده است، بی منظور و مقصود انجام می گیرد؟ آیا بمباران جوکهای تهوع آور که همه روزه به بازار لودگی در ایران و خارج ایران عرضه می شود و تحقیر بیش از هفتاد درصد جمعیت غیرفارس ایران را آماج حملات خود قرار میدهد، بدون هدف صورت میگیرد؟ آیا اینهمه تلاش در تحقیر مردم برای شکستن و بی اثر ساختن اراده آنان نیست؟

برای آگاهان روشن و آشکار است که مقاصد روشنی در ساختن و پرداختن به اینچنین جوکهایی وجود دارد. اساسا ساختن جوک توسط یک دستگاه دولتی نشانگر بخشی از استراتژی آن دولت است. برهان زیادی برای اثبات این مدعا لازم نیست، ساختن جوک و عمداً علیه ترکها، خود نشان میدهد که، دولت دست اندرکار پردازش آن جوکهاست و تمامی منابع دولتی از رادیو تلویزیون تا سینما و تئاتر و تلفن و مطبوعات در اختیار این سیاست نژادپرستانه دولت قرار دارند. علت روشن است. ترکها از نظر کثرت جمعیتی، از نظر توانایی در عرصه اقتصادی، حضور سنگین شان در تهران و در میان کادرهای بورکرات، تکنوکرات و ارتش با سی ملیون جمعیت در تمامی ایران، خطر خیلی جدی و بلقوه برای حاکمیت دینی، سیاسی و نژادپرست جمهوری اسلامی است. بنابراین ارادهء این ملت در اذهان مردم فارس و حتی در اذهان خود آنان (ترکها) و دیگر ملیتها، بایستی درهم کوبیده شده و تحقیر گردد. این تنها راه بیگانه کردن این ملیت با هویت و تاریخ خود و درعین حال کنار راندان آنان از تاثیرگذاری در عرصه سیاسی است!

سیاست تحقیر و توهین علیه ملیتهای غیرفارس متاسفانه به مناسبات انسانی در کشور چند ملیتی و چند زبانی ایران تاثیر منفی از خود برجای نهاده است. استمرار این سیاست، استمرار تعمیق در گسست هاست و سیاستی در خدمت استبداد حاکم است. سیاستی که در آن با تفرقه بیانداز و حکومت کن سازگاری دارد. اگر حرکتی عمومی در تحریم استفاده از جوکهای موهن علیه ملیتهای غیرفارس صورت نگیرد، چشم انداز همبستگی ملیتها با گسستی جدی روبرو خواهد شد. چیزی که نشانه های آن را میتوان از هم اکنون در گوشه و کنار کشور دید.

۲۰۱۰-۰۱-۰۵
yunes.shameli@gmail.com