سؤزوموز

 

"قابلاما قاشيقلي پروتئست:

دؤولتدن آنا ديليمي گئري ايستيره م! كامپانياسي"

 

قابلاما قاشيقلي پروتئست

جمهوري اسلامي ايران: نژادپرستى زبانى فارسي٬ نسل كشى زبانى تركها و زبان كشى دولتى


آنچه در عرصه روابط دولت و ملل ساكن در جمهوري اسلامي ايران در جريان است٬ مصداق بارز نژادپرستى تباري (آريايي-ايران زميني) استּ در عرصه زباني نيز طبق معيارهاي نهادهاى بين المللى مانند يونسكو مىتوان اين رروابط را مشخصا در سه سر فصل "نژادپرستى زبانى فارسي"٬ "نسل كشى زبانى تركها و ديگر غيرفارسان" و "زبان كشى دولتى" مطالعه نمودּ ايران مصداق كلاسيك كشورى است كه در آن علاوه بر نژادپرستى تبارى (Racism) نژادپرستى زبانى٬ نسل كشى زبانى و زبان كشى دولتي حضور گسترده و نهادينه شده اي دارندּ

 

لينگوئيسيسم و يا نژادپرستى زبانى (Linguicism) همه ايدئولوژىها٬ ساختارها و اجرائاتى هستند كه در خدمت مشروع نمودن٬ عملى ساختن٬ تنظيم و توليد و حفظ تقسيم ناعادلانه قدرت و منابع مادى و معنوى بين گروههاى زبانى مىباشند و شامل مواردى مانند تحقير زبانهاى بومى و يا محروم نمودن كودكان از سيستم آموزشى به زبان مادرى خود مىگردندּ در ايران٬ دولت جمهوري اسلامي كه تحت سيطره همه جانبه و بلامنازع قوميتگرايان افراطي فارس و در مواردي پان ايرانيستها (هاشمي رفسنجاني٬ حداد عادل٬ ּּּ) قرار دارد٬ خود و ملت موهوم ايران (؟!) را بر اساس زبان و خط و هويت قوم اقليت فارس تعريف نموده٬ و نژادپرستي زباني فارسي را به سياست راهبردي٬ رسمي و كلان و مستمر خويش تبديل نموده استּ

 

نسل كشى زبانى (Linguistic genocide) به صورت ممنوعيت كاربرد زبان يك گروه در مراوده در مدارس٬ و يا ممنوعيت چاپ و پخش انتشارات به آن زبان و مجبور كردن كودكان به انحاء مختلف به ترك زبان پدران و مادرانشان از طرف دولت و زبان كشى (Linguicide) نابود ساختن عمدى٬ سيستماتيك و طراحى شده يك زبان تعريف شده استּدر ايران نسل كشي زباني و زبان كشي دولتي كه سياست راهبردي٬ كلان٬ رسمي و مستمر دولت جمهوري اسلامي است٬ شامل همه زبانهاي غير فارسي بوده و مشخصا زبان تركي- زبان اكثريت نسبي ايرانيان- را نشانه گرفته استּ

 

نژادپرستي فارسي- سياستهاي استعماري فارسستان

 

در تاريخ معاصر جهان و در اكثر موارد نژادپرستى زبانى و نسل كشى زبانى براى حفظ و افزايش قدرتى استعمارى بكار برده مىشوندּ در نمونه ايران نيز٬ ما شاهد آنيم كه دولت جمهوري اسلامي با همه نهادها و ارگانهاي خود (مقام رهبري٬ مجمع تشخيص نظام مصلحت٬ مجلس خبرگان رهبري٬ شوراي نگهبان قانون اساسي٬ شوراي عالي امنيت ملي٬ رياست جمهوري٬ رياست مجلس شوراي اسلامي٬ فرهنگستان زبان فارسي٬ همه وزارتخانه ها٬ حوزه هاي علميه٬ ּּּ) از يك طرف روز به روز رنگ و هويت فارسي بيشتري به خود گرفته و تبديل به دولت صرفا فارسستاني ميشود (مشابه تبديل شدن گام به گام دولت يوگسلاوي به دولت صربستان در سالهاي واپسين عمر اين دولت)ּبه موازات تبديل جمهوري اسلامي به دولتي فارس و فارسستاني٬ رابطه اين دولت فارسگرا و فارس مركز با مناطق ملي ديگر و از جمله مناطق سه گانه ملي ترك نشين اين كشور (آزربايجان جنوبي٬ قشقايستان و افشار يوردو در خراسان شمالي) نيز با شتاب تمام و از همه جهت خصلت و رنگي استعماري به خود ميگيردּ تا آنجا كه برخي از محققين تئوري استعمار آذربايجان و ديگر مناطق ملي ايران از سوي فارسستان را مد نظر قرار داده اندּ

 

جهشي تاريخي به سوي جلو

 

تظاهرات خياباني-قيامهاي شهري مليت ترك در ماه گذشته بزرگترين و ماندگارترين حركت ملي اين خلق در تاريخ آذربايجان جنوبي استּاين قيام مردمي بيشك ميبايست به مثابه موفقيت آشكار روشنفكران و فرهنگيان آگاه ترك در توده اي كردن مطالبات دمكراتيك ملي خلق ترك در آزربايجان جنوبي تلقي گرددּ پس از اين حركت بويژه دو جنبش ناكام مشروطه آذربايجان و حركت آزادستان خياباني٬ از لحاظ اهميت نمادين٬ به حاشيه رانده شده اندּ همگام با خيزش ملي اخير٬ خلق ترك در ايران و آزربايجان جنوبي اقلا در سه عرصه روند ملت شدگي٬ سياسي شدن حركت ملي ترك و عرصه حقوق بشري جهشي تاريخي به سوي جلو را تجربه كرده استּ

 

شعارها و مطالبات فرهنگي مطرح شده در قيام اخير خلق ترك در آزربايجان جنوبي و ديگر نقاط ايران٬ بسيار صريح٬ روشن و شفاف است:

 

- قبول صريح و قانوني هويت ملي خلق ترك و نام ملي آن ترك از سوي دولت جمهوري اسلامي

- لغو رسميت نژادپرستانه و انحصاري زبان و خط فارسي در قانون اساسي

- لغو مصوبه هاي تحريك آميز و نژادپرستانه نظام كه زبان و خط قوم اقليت فارس را عامل و ملاك تعريف هويت ملي همه شهروندان و ملل ساكن در ايران مي شمارد

- رسمي و دولتي نمودن زبان و خط تركي در ايران به عنوان زبان اكثريت نسبي مردم اين كشور

- پايان دادن به تجزيه ارضي سرزمين آزربايجان بين دوازده استان هر كدام وابسته مستقيما به تهران

- رفع محدوديتها و ممنوعيتها در راه ايجاد نهادها٬ موسسات و ּּּ فرهنگي و آكادميك لازم در جهت شناسايي٬ حفظ و گسترش زبان٬ فرهنگ٬ تاريخ تركي مانند ايجاد فرهنگستان زبان و ادب و تاريخ تركي٬ ايجاد راديو و تلويزيونهاي سراسري خصوصي و دولتي به زبان تركي٬ نشر روزنامه ها٬ نشريات و ּּּּ سراسري دولتي و غير دولتي به زبان تركي معيار

- آغاز به تعليم و تعلم به زبان تركي در همه مناطق ترك نشين ايران و در همه مقاطع تحصيلي٬ از مهد كودكها تا دانشگاهها

- كاربرد گسترده دولتي زبان تركي در عرصه هاي سمبليك مانند انتشار قانون اساسي٬ چاپ اسكناس٬ شناسنامه ها٬ كارتهاي شناسايي و پاسپورتها٬ تابلوها و علايم خياباني٬ محاكم قضايي و دواير دولتي٬ نمايندگيهاي خارج كشور و ּּ

 

جمهوري اسلامي بار ديگر و كماكان از اداي وظايف اساسي خود سرباز زده استּ

 

پس از قيام اخير بسياري از سران و نهادهاي نظام جمهوري اسلامي به ابراز موضعگيري در باره آن پرداخته اندּ در ميان اين سران و نهادها مي توان از مقام رهبري جمهوري اسلامي٬ روساء و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام٬ مجلس شوراي اسلامي٬ شوراي عالي امنيت ملي٬ شوراي نگهبان٬ مجلس خبرگان رهبري٬ فرهنگستان زبان و ادب فارسي٬ رياست جمهوري٬ سازمان صدا و سيما٬ وزارتخانه هاي كشور٬ اطلاعات٬ آموزش و فرهنگ عالي٬ آموزش و پرورش٬ كانون پرورش فكري كودكان٬ سازمان ميراث فرهنگيּּּּּ نام بردּ متاسفانه موضع همه مقامات و نهادهاى فوق را كه بدون استثناء مي توان همه را در عدم جديت٬ وقت كشي٬ عوام فريبي و اصرار بر ادامه سياستهاي نژادپرستانه فارسي دولت جمهوري اسلامي خلاصه نمود- نشان از عدم دريافت پيام خلق ترك و آذربايجان از سوي نظام جمهوري اسلامي٬ و عدم وقوف سران و دولتمردان به واقعيتها و اشراف بر مصالح ايران استּ

 

در اعلام مواضع هيچكدام از اين مقامات و نهادها٬ حتي به يكي از خواستهاي اساسي خلق ترك كوچكترين اشاره اي نميشودּ تاكنون كوچكترين اقدام رسمي و جدي براي تحقق حتي كي از خواستهاي مليت ترك از سوي دولت برداشته نشده است٬ (لغور رسميت انحصاري زبان و خط فارسي٬ رسميت زبان تركي٬ּּּ) و نشاني نيز از وجود نيت براي گامبرداري در اين راستا وجود نداردּ گمان نميرود كه نظام جمهوري اسلامي ايران٬ پيام خلق ترك به مثابه بزرگترين عنصر ملي ايران به خود را نشنيده باشندּ به همه حال وظيفه و مسئوليت دولت آن است كه پيام مردم را شنيده و با جان و دل در راه اجراي خواست مردم٬ و تضمين برخورداري شهروندان و ملل ايراني از حقوق شهروندي و ملي خود اقدام نمايندּ بنظر مي رسد كه جمهوري اسلامي بار ديگر و كماكان از اداي وظيفه خود سرباز زده استּ اما خلق ترك و آزربايجان از اين پس از اداي وظيفه خود هرگز سرباز نخواهد زد: رساندن صداي خود به مقامات و مسئولين و وصول به حقوق ملي خود بي كم و كاست در كمترين زمان ممكنه و با حداقل هزينه ּ

 

بدون گسست از زبانتان مراقبت كنيد٬ ناظر بي تفاوت مرگ هويتتان نباشيد

 

مليت ترك در شمال غرب ايران٬ جنوب و مركز آن و در شمال شرق آن٬ در پايتخت تهران٬ نمىبايست ناظر بى صداى مرگ زبان٬ هويت و فرهنگ وتاريخ تركى در وطن خويش باشند. امروز دانشجويان و جوانان پيشتاز براي خواست تعليم و تعليم به زبان مادري و ملي تركي در سراسر كشور بپا خواسته اندּ اين خواست٬ خواست همه خلق ترك در ايران است. نمىبايست تنها به حرف بسنده كرد. مىبايست برنامه هاي عملى آماده نمود و سازماندهيهاي متناسب را ايجاد كردּ

 

يكي از عرصه هايي كه خلق ترك مي بايست پس از اين براي رساندن صداي حق خود به مقامات و افكار عمومي ايران و جهان٬ و به زانو در آوردن و در هم شكستن نظام نژادپرستي فارسي به گستردگي تمام از آن استفاده كند٬ مبارزه منفي استּ يكي از اهداف اصلي مبارزه منفي مي بايست متمركز شدن بر اهداف قابل اندازه گيري باشدּ آنگونه كه اكنون تثبيت شده است٬ اولين٬ پايه اي ترين و عاجل ترين خواست قابل اندازه گيري مليت ترك در ايران و آزربايجان جنوبي در عرصه فرهنگي٬ آغاز آموزش و تحصيل به زبان تركي در همه مناطق ترك نشين شمال غرب كشور (آزربايجان جنوبي)٬ در جنوب ايران (قشقايستان) و در شمال شرق ايران (افشار يورد) و متعاقب آن رسميت زبان تركي در ايران استּ

 

در اين راستا٬ پيشنهاداتي از سوي برخي از دانشجويان ترك انجام شده است كه در اينجا يكي از جالبترين آنها بنام "قابلاما قاشيق پروتئستي: دؤولتدن آنا ديليمي ايستيره م! كامپانياسي" تقديم ميشود:

 

"قابلاما قاشيقلي پروتئست: دؤولتدن آنا ديليمي ايستيره م! كامپانياسي"

 

كامپانياي "قابلاما قاشيقلي پروتئست: دؤولتدن آنا ديليمي ايستيره م!" ملهم از مبارزات توده اي شهري در آمريكاي لاتين استּ اين سبك از اعتراض و مقاومت توده هاي متوسط شهري براي نخستين بار در آرژانتين به صورت كوبيدن قاشق و ملاقه از سوي تظاهر كنندگان بر قابلمه ها و ديگها و تاوه ها٬ براي ايجاد صدا و جلب توجه در حين تظاهرات روزانه ابتدائا مسالمت آميز٬ و در اعتراض به شرايط طاقت فرساي معيشتي و سياستهاي نابجاي كلان اقتصادي دولت بكار رفته استּ نخستين نمونه هاي اعتراضات قابلمه-قاشقي٬ خودجوش و غير پارتيزان بوده و از طرف توده هاي متوسط شهري٬ پيشه وران و زنان كه به طور كلاسيك وابستگي به هيچ حزب و جريان سياسي خاصي نداشته اند انجام گرفته استּ

 

پرتستهاي قابلاما-قاشيقلي٬ بعدها در كشورهاي گوناگون ديگر به مناسبتهاي متفاوت بكار گرفته شده استּ يكي از موفقيت آميزترين اينها نمونه تركيه در دهه قبل استּ در اين كشور پرتستهاي قابلاما-قاشيق (تنجره-تاوالي پروتئست) بر عليه فساد دولتي و پس از افشا شدن رابطه تنگاتنگ بين مافيا و گروههاي زير زميني با برخي از مقامات امنيتي و پليس و به طور خود جوش آغاز شدּدر نمونه تركيه٬ آنچه قابل توجه است تغيير در فرم پروتست با توجه به شرايط جامعه تركيه استּ پروتئستهاي قابلاما-قاشيقلي در تركيه٬ به جاي آنكه در روز روشن و در حين تظاهرات -با توجه به محدوديتهاي موجود در تجمعات در آن برهه از زمان انجام شوند- به شبها و به بامها و پنجره خانه ها انتقال يافته بودּ در طول پروتستها كه در مدت بسيار كوتاهي فراگير شده و به همه شهرهاي بزرگ كشور سرايت نمود٬ مردم همه شب در ساعت معيني چراغ خانه هاي خود را خاموش نموده و در مقابل پنجره ها و يا بر پشت بامها به مدت ١٠-١٥ دقيقه به كوبيدن قابلمه و ديگ و تاوه و ּּּ با قاشق و ملاقه و كفگير ּּּּ مي پرداختندּ

 

مبارزه ضد نژادپرستي فارسي٬ تازه آغاز ميشود:

 

آنچه براي ايران پيشنهاد شده است٬ با توجه عدم وجود شرايط دمكراتيك براي تجمع و بيان آرا و عقايد در اين كشور و شدت و حدت نژادپرستي فارسي در جامعه و سياستهاي سركوبگرانه و ضد حقوق بشري دولتي٬ نمونه تركيه است٬ يعني تجمع هفته اي شبانه هر شنبه ساعت ٩ شب در مقابل پنجره ها و پشت بامها و كوبيدن بر قابلمه ها و ديگها و تاوه ها در همه شهرها و روستاها و بويژه در تهران٬ در اعتراض به رسميت انحصاري زبان و خط فارسي٬ اعتراض به ملاك گرفتن زبان و خط قوم اقليت فارس در تعريف هويت ملل ايراني٬ درخواست رسميت زبان و خط تركي و نيز آغاز تحصيل به زبان تركي در سراسر كشور٬

 

- براي شرايط ايران٬ انجام پرتست قابلاما-قاشيقلي در روز اول هر هفته (شنبه) ساعت ٩ شب به مدت ١٠-١٥ دقيقه بر پشت بامها و جلوي پنجره ها و بر بالكنها و ايوانها٬ به شكل كوبيدن قاشق و كفگير و ملاقه بر قابلمه و ديگ و تابه ها توصيه شده استּ

- در ماه شهريور و قبل از گشايش مدارس فارسي زبان در مناطق غير فارس٬ مي توان بر تواتر پرتست قابلاما-قاشيق افزود و تا گشايش مدارس٬ هر شب آنرا انجام دادּ

- اين كامپانيا٬ متدي مدني٬ مدرن٬ شهري و با قابليت فوق العاده همه گير شدن٬ دمكراتيك با هزينه و فشار فوق العاده كم بر توده هاي مردم استּ

- دولت نه تنها نمىتواند با اين تدبير مخالفت كند حتى قدرت كنترل آنرا نيز نخواهد داشت.

- اين كامپانيا و مبارزه مدني توده اي عمدتا شهري٬ مي بايست به صورت نامحدود تا آغاز شدن تعليم و تعلم به زبان تركي در همه مناطق ترك نشين ايران و حتي تا رسمي شدن زبان تركي در ايران ادامه يابدּ

- ميبايست به برپايي گسترده اين كامپانيا در شهر تهران اهميت ويژ ه اي دادּ اولا شهر تهران شهري نيمه ترك بر مرز دو منطقه ملي آزربايجان و فارسستان است٬ ثانيا اين شهر٬ بزرگترين شهر ترك نشين و آذربايجاني ايران است٬ ثالثا اين شهر پايتخت ايران و محل استقرار دولتمردان و مقامات فارس و فارس گراست٬ رابعا شهر تهران محل استقرار هيتهاي ديپلماتيك و سفارتخانه ها٬ نمايندگان آژانسهاي خبري جهاني و يونسكو ּּּּ است٬ּּּ

- شايسته است كه همه ملل ايراني غير فارس در همه مناطق ملي غير فارس به كامپانياي فوق بپيوندندּ در اين ميان پيوستن مليتهاي كرد٬ عرب٬ تركمن٬ بلوچ٬ گيلك٬ لر٬ لار٬ مازني بسيار مفيد خواهد بودּ

 

به اميد آنكه بالاخره مقامات فارسگراي جمهوري اسلامي٬ صداي شهروندان و ملل ايراني را بشنوند!:

 

دعوت از دولت جمهوري اسلامي ايران براي سر فرود آوردن در مقابل زبان مادرى ملل ايراني:

"زبان مادرى از حقوق بنيادين بشرى است". بنا به اعلاميه جهانى حقوق بشر٬ همه افراد از حق تعلم و تعليم به زبان مادرى٬ از حق آفرينش و توليد به زبان مادرى در عرصه هاى هنرى و علمى برخوردارند. ايران از زاويه زبانها و فرهنگها داراى ثروت٬ تنوع و غنايى است كه از تاريخ و تمدنهاى منطقه سرچشمه گرفته است. ايران٬ هم به سبب ميراثدارى ارث بيادگار مانده از توده ها و اقوامى كه در طول قرون و اعصار در اين سرزمين زيسته اند٬ هم به سبب محل و مقصد كوچهاى بيشمار انسانى بودن٬ به موزاييكى واقعي از زبانها و فرهنگها تبديل شده است. در ايران ملل ترك٬ فارس٬ عرب٬ كرد٬ لر٬ بلوچ٬ تركمن٬ گيلك٬ تبرى٬ لار٬ ارمنى٬ آسورى٬ براهويى٬ خلج٬ پشتون و قرنها با هم زيسته٬ بر فرهنگ همديگر تاثير گذارده و از فرهنگ همديگر تاثير گرفته اند.


اما راسيسم پان ايرانيستى و نئوفاشيسم فارسى٬ زبان فارسى را به نژاد پاكان پارسي باستان و زبان تركى را به نژادپست مغولى اسناد داده و حفظ پاكى نژادى ايرانيان با وصول به خلوص زبانى آنان٬ يعنى ريشه كن كردن زبان تركى پلشت و ديگر زبانهاى ملل ايرانى و جانشين كردن پارسى پاك به جاى آن را وظيفه خود مىشمارد. نظام جمهوري اسلامي ايران در دام راسيسم پان ايرانيستي و نئوفاشيسم فارسي گرفتار آمده استּ در همين راستا تعريف هويت ملي ايرانيان بر اساس زبان و خط قوم اقليت فارس ساكن در شرق و مركز ايران و افغانستان٬ و رسمى و دولتى ننمودن زبان و خط ملل مسلمان غيرفارس در كشور كثيرالمله ايران از عمده ترين تدابير دولتى براى ريشه كردن اين زبان و فرهنگا و رسمى و دولتى نمودن زبان و خط فارسى عمده ترين تدبير آن براى جايگزين كردن زبان و فارسى در ايران و فارس سازي اهالي اين كشور است.

 

به عبارت ديگر٬ در شرايط فعلى٬ انكار كثيرالملگى ايران٬ انكار حقوق زبانى و فرهنگى و سياسى برابر مليتهاى ايرانى٬ دفاع از رسمى بودن منحصر زبان و خط فارسى و رسمى نشدن زبان و خط ديگر ملل ايرانى٬ مبنا قرار دادن زبان و خط قوم اقليت فارس در تعريف هويت ملي همه ملل ساكن در ايران٬ نژادپرستى صاف و خالص دولتي استּ بر اين بستر است كه رسمى و دولتى نمودن زبان تركى در ايران و تضمين برابرى همه جانبه دو خلق ترك و فارس ٬ اولين گام و شرط پالايش دولت از ذهنيت و سياستهاى نژادپرستانه ريشه دار در دولت ايران و جامعه فارس اين كشور (شامل دولت٬ نخبگان و توده فارس زبان) است.

 

واژه ها نمىتوانند زندانى شوند٬ ممنوعيتها مىبايست لغو گردند:

 

تضييقات و فشارهاى اعمال شده دولتي و رسمي بر زبان و فرهنگ تركى و آذربايجان در قرن بيستم بر همه كس آشكار است. در قرن بيستم در ايران با خواست دستيابى زبان و فرهنگ تركى به آزادى و حق تعليم و تعلم و رسمي شدن٬ همواره با سركوب و فشارهاى امنيتى٬ با به زندان انداختنها و تبعيد و شكنجه ها برخورد شده است. ادامه اين وضعيت با گذشته و تاريخ ملل ايرانى و با فرهنگ مردم ما اكيدا ناهمخوان است. ما خواهان پايان دادن به حبس واژه ها در ايران هستيم. ما به مبارزه در راه مدنيت ادامه خواهيم دادּ

 

آموزش و تعليم زبان تركى٬ كه زبان مادرى خلق ترك در ايران است٬ حفظ فرهنگ اين خلق كه به شكل آداب و رسوم و فلكلور پويا به حيات خود ادامه مىدهد٬ و توليد و گسترش آن در حيطه هاي هنرى و علمى٬ ضرورت حقوق بشر و آزاديهاى اساسى است. تركها از عناصر اصلى سازنده مدنيت و فرهنگ و توده مردم ايرانند و زبان و ادبيات تركى در مجموعه زبانها و ادبياتهاى ايرانى جايگاه ويژه اى دارد. تركها نيز مانند فارسها ٬ حتي به مقياسي گسترده تر٬ عنصرى از تمدن و فرهنگ ايرانند.

 

آموزش و آموختن همه فرهنگهاى ايرانى بدور از تبعيضات سياسى و اجتماعى٬ از جهت كمك به توسعه مدنى جامعه مفيد بوده و از اصول غيرقابل تحديد حقوق بشر و آزاديهاى اساسى است. براى نايل شدن زبان و فرهنگ تركى به آزادي و حريت خود٬ به منظور رشد علمى زبان و فرهنگ تركى كه پاره اى از اين فرهنگ و سرزمين است٬ نظام جمهوري اسلامي مي بايست به شناسائى حق تعليم و تعلم به اين زبان٬ شروع انتشارات گسترده نوشتارى٬ صوتى و تصويرى به تركي٬ احداث دانشكده هاى زبان و فرهنگ و تاريخ تركى براي تدقيق زبان و فرهنگ و تاريخ تركى و آذربايجان ٬ و در مقطع دانشگاهى گشايش دانشكده هاى زبان و ادبيات تركى براى همه كس اقدام نمايد.

 

حق تعليم به زبان مادري را نمي توان محدود نمود:

 

همه از حق كاربرد زبانهاي مادري در رسانه ها برخوردارند و همه كس از حق حفظ و توسعه زبان مادري خويش برخوردارستּ حق تعليم و تعلم به زبانهاي ملي را نميتوان ممنوع نمودּ سياستهاي مبتي به زور دولت ايران كه كمابيش به مدت يكصد سال ادامه داشته است٬ حتي از مطرح شدن مشكل تعليم و تعلم به زبانهاي ملي در ايران نيز وحشت داشته و آنرا با منافع ملي تنگنظرانه قوميت اقليت اما حاكم فارس مطابق نمي بيندּ اين ذهنيت به وجود اقليتهاي زباني مسلمان در ايران و حقوق آنها اعتقادي نداردּ

 

ممنوعيت و تضييقاتى كه در ايران بر تعليم و تعلم به زبانهاى ملى و مادرى وجود دارد٬ ممنوعيت بر بسيارى از آزادىهاى اساسى از جمله آزادى بيان٬ افاده و دانش اندوزى استּو مبارزه براى لغو اين ممنوعيت ها و تضييقات مبارزه اى در راه مدنيت است. ما از اينرو خواهان لغو ممنوعيت ها و تحريمهاى موجود بر زبان و فرهنگ تركى در ايران٬ اعاده و بازگردانيدن آزاديهاى سلب شده زبان٬ فرهنگ٬ علم و هنر به خلق ترك در ايران هستيم. سد نمودن راه آزادىهاى اساسي گوناگون شهروندان و ملل ايرانى٬ تدبيرى غيرقابل قبول است و از اينرو ما از همه روشنفكران ايرانى ٬ همه شهروندان ايرانى را براى حمايت از اين مبارزه دعوت مىنماييم. اكنون هر هنرمند و نويسنده اى كه خواهان ياد گرفتن زبان٬ فرهنگ٬ اشعار٬ داستانها و ....ى ملل ايرانى بر آيد با مشكلات عديده اى روبروست. ما از همه هنرمندان و فرهنگيانى كه به نحوى با زبان در ارتباطند خواستاريم به شكلى فعال از اين حقوق حمايت كنند.

 

گئرچه يه هو!!!