تشکیل حزبی مسلحانه در آذربایجان، واقعی یا دسیسه عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی؟

 

آیدین تبریزی،

 اخیرا خبری در برخی سایتهای آذربایجانی منتشر شده است (1) که از تشکیل یک حزب با رویکرد "مسلحانه" در آذربایجان خبر داده که به شدت مشکوک و غیر واقعی به نظر می رسد. دلایلی وجود دارد که به این احتمال قوت می بخشد که این اطلاعیه توسط عوامل اطلاعاتی حکومت و برای بدست آوردن بهانه برای سرکوب شدیدتر حرکت ملی آذربایجان که کاملا مدنی و مسالمت آمیز فعالیت می کند، منتشر شده باشد. تناقض های بسیاری در این بیانیه وجود دارد.

1) با وجود اینکه این بیانیه در روز اول مهرماه و به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید منتشر شده، اعلامیه فقط به زبان فارسی نوشته شده است؟! در حالیکه روال معمول در حرکت ملی آذربایجان استفاده از بیانیه های دو زبانه است که همزمان به فارسی و ترکی نوشته می شود.

2) تناقض دیگر در نام این حزب است که تنها بخشی است که به زبان ترکی آذربایجانی نوشته شده ولی آشکارا انتخاب نام آن نشان دهنده عدم تسلط نویسندگان آن به زبان ترکی آذربایجانی است. چرا که نام "آذربایجان میللی پارتیسی - گونئی" که ترجمه آن به فارسی "حزب ملی آذربایجان جنوب" است چندان مفهوم صحیحی را بیان نمی کند در حالیکه چنین اسمی می توانست به شکل صحیح تر " گونئی آذربایجان میللی پارتیسی" نوشته شود.

3) این چگونه حزبی است که نه آرمی دارد، نه سایتی اینترنتی دارد که در آن اساسنامه اش را قرار داده باشد و مواضعش را بیان کند این حزب چگونه می خواهد با مردم ارتباط برقرار کند آیا همیشه می خواهد اطلاعیه هایش را در سطح شهرها پخش کند؟! در خبرها آمده است که این اطلاعیه به شکل وسیع در شهرهای مختلف آذربایجان منتشر شده، اگر عوامل اطلاعاتی خود دخیل نبوده اند چگونه نتوانسته اند پخش کنندگان این اعلامیه ها را شناسایی کنند؟!

4) در اطلاعیه آمده است که : "سالیان سال است که هویت ترکی آذربایجان و مرزهای تاریخی آن مورد تحریف واقع شده است. خاک مقدس آذربایجان در پس زد و بندهای مختلف، به مناطق همسایه ملحق شده، و یا به دست اشرار مهاجر با تغییر جمعیت مواجه شده اند." در اینجا نویسندگان این اطلاعیه آشکارا تلاش دارند تا با "اشرار مهاجر" نامیدن هموطنان غیر ترک در آذربایجان، دودستگی و دشمنی را بین ملیتهای غیر فارس و بویژه کردها و ترکها ایجاد کند که جز به نفع حکومت مرکزی نخواهد بود. همچنین ادعاهای ارضی نسبت به تکه های جدا شده از آذربایجان که شامل کشورهای منطقه و بویژه جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز می شود، در جهت ایجاد دشمنی در کشورهای ترک زبان منطقه با حرکت ملی آذربایجان است.

5) با توجه به سابقه اطلاعیه های دروغین از سوی منابع ناشناس به عنوان مثال ادعای تشکیل ارتش آزادیبخش آذربایجان و یا اخبار جعلی مانند خبر سوزاندن کتابهای فارسی در آذربایجان که هیچ یک از فعالین سرشناس آذربایجانی از هویت و ماهیت منتشر کنندگان این اطلاعیه ها خبری ندارند، این احتمال بسیار قوی است که این اطلاعیه نیز با هدف مخدوش کردن چهره دموکراتیک و مسالمت آمیز حرکت ملی آذربایجان و از سوی عوامل اطلاعاتی حکومت و در ابعاد وسیع در شهرهای آذربایجان منتشر شده باشد.

 

اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز مردم آذربایجان در خرداد ماه سال 1385 که بزرگترین حرکت اعتراضی پس از استقرار جمهوری اسلامی بود، چنان لرزه ای بر اندام حاکمان اسلامی و بخشهای تمامیت خواه اپوزوسیون خارج نشین انداخت که مبارزه مسلحانه مستمر گروههای شبه نظامی کرد و بلوچ در چند سال اخیر هرگز نتوانسته بود چنان تاثیری داشته باشد که آن چند روز داشت. مردم آذربایجان به خوبی راه مبارزه مدنی و مسالمت آمیز را می شناسد و پیشرو تمام حرکتهای آزادیخواهانه یکصد سال اخیر از مشرطیت به این سو بوده است و همه تمامیت خواهان به خوبی می دانند که مردم آذربایجان اراده خود را به کرسی خواهد نشاند بنابراین تلاش مذبوحانه ای برای منحرف کردن این حرکت به سمت رادیکالیسم و ترور و خشونت دارند که هرگز در تاریخ معاصر آذربایجان جایگاهی نداشته است.

دنیای امروز به سرعت تغییر کرده و شیوه های قدیمی کارکرد خود را از دست داده است. اگر در گذشته مبارزه مسلحانه موفقیت آمیز بوده و به عنوان مثال انقلاب مشروطه با شاخه های نظامی به پیروزی رسید، در دنیای امروز حکومتهای مرکزی با استفاده از سلاحهای پیشرفته و دستگاه جاسوسی منسجم، قادر به سرکوب هر حرکت مسلحانه ای هستند و در دنیای امروز و بویژه پس از حادثه یازده سپتامبر، مبارزه با تروریسم به یک مساله اساسی برای تمام دولتها تبدیل شده و هر حکومتی می تواند مجوز سرکوب حرکتهای مسلحانه را با تروریست نامیدن آنها بدست آورد و دست گروههای مدافع حقوق بشر را نیز ببندد. به عنوان مثال اگر حزب چریکی پ ک ک در ترکیه نبود، مطمئنا کردها با کمک فشار اتحادیه اروپا به راحتی می توانستند بسیاری از خواسته هایشان را حتی خودمختاری داخلی را نیز به دولت ترکیه تحمیل کنند ولی وجود پ ک ک این امکان را به ترکیه داده است که با توسل به مبارزه با تروریسم، در اعطای حقوق کردهای ترکیه با کندی و به تدریج عمل کند و در مقابل اعتراض دولتهای اروپایی و سازمانهای حقوق بشر، مستندات فعالیتهای تروریستی پ ک ک را نشان دهد و آنها را وادار به سکوت کند.

به همین دلیل است که قبل از قیام مسالمت آمیز مردم آذربایجان، نه حکومت و نه اپوزوسیون خطری از جانب ملیتهای غیر فارس احساس نمی کردند و حتی اپوزوسیون با عباراتی مانند "مردم غیور کرد" از مبارزه مسلحانه چریکهای شبه نظامی کرد حمایت می کردند چون آنها خوب می دانستند که در فردای تغییر حکومت آنها به راحتی مجوز سرکوب گروههای شبه نظامی را هم از مردم داخلی و هم از دولتهای خارجی به بهانه مقابله با تروریسم بدست خواهند آورد و از گروههای شبه نظامی کرد به عنوان ابزار موقت سوء استفاده می کردند تا مزاحم جمهوری اسلامی شوند، اما با قیام مردم آذربایجان ورق برگشت و حتی همان "مردم غیور کرد" نیز مورد بی مهری اپوزوسیون قرار گرفتند، چون دیگر حرکتی شروع شده بود که قابل سرکوب نبود.

فعالین حرکت ملی آذربایجان باید کاملا هوشیار باشند و متوجه حیله های دشمنان حقوق ملیتها در ایران باشند و بدون مطمئن شدن از منابع بیانیه های منتشر شده، در انتشار آنها با احتیاط عمل کنند. بعید نیست که فردا عوامل اطلاعاتی حکومت که چنین اطلاعیه هایی را منتشر می کنند، چند بمب صوتی کم قدرت را نیز در آذربایجان منفجر کنند و با انتشار بیانیه های بی نام و نشان و ناشناس، مسئولیت آنها را هم به گردن حزب قلابی فوق الذکر بیاندازند تا بتوانند، همانند اهواز و بلوچستان، چوبه های دار فله ای را در آذربایجان نیز برپا کنند و جوانان بی گناه آذربایجانی را برای زهر چشم گرفتن از دیگران، اعدام کنند. مردم آذربایجان یک اقلیت کوچک نیست که برای رساندن صدای خود به جهانیان نیاز به انفجار بمب و ترور و خشونت داشته باشد. مردم آذربایجان با مبارزه مدنی خود بیشترین تاثیر را در شناساندن حقوق پایمال شده غیر فارسها در ایران در مجامع بین المللی داشته است که دهها بمب و گروه شبه نظامی دیگر در سالهای پیش هرگز نتوانسته بود بخش کوچکی از این تاثیر را نیز داشته باشد. برای اولین بار در تاریخ سیاسی معاصر ایران، سیاستمداران مطرح دنیا به صراحت سخن از غیرفارس بودن نیمی از جمعیت ایران به میان آوردند (2) و این مساله در محاسبات سیاسی مربوط به آینده ایران به صورت جدی مطرح گردیده است. انحراف حرکت ملی آذربایجان به سمت حرکتهای مسلحانه و تروریستی، این دستاورد عمده را کاملا بر باد خواهد داد و دست جمهوری اسلامی را در اعدام و کشتار مردم بی گناه باز خواهد گذاشت و نیروهای اپوزوسیون تمامیت خواه نیز خواهند توانست با توسل به بهانه مبارزه با تروریسم، حقوق بشری غیر فارسها در ایران را همانند هشتاد سال اخیر پایمال کنند.

 

(1): http://www.11007.baybak.com/?p=2739   

(2): سخنان جرج بوش در یک مصاحبه مطبوعاتی: " پیش از همه، شما حتما درک می کنید که ایران یک ملت اکثرا شیعه است. اما کاملا جالب است که بدانید تنها 50 درصد از آن ملت، فارس هستند. بخش بزرگی از ایران، آذری ، بلوچ و دیگر ملیتها (اصطلاح انگلیسی اش " other kinds of nationalities ") هستند که کشورشان را تشکیل می دهند."

" First of all, you do understand Iran is a Shia nation primarily Interestingly enough, though, only 50 percent of the nation is Persian.  A great portion of Iran is Azeri, Baloch, other kinds of nationalities make up their country ."

http://www.standardnewswire.com/news/86294972.html