توضیحی کوتاه در باره ترجمه " اعلامیه جهانی حقوق زبانی"

زبان نخستین هویت مشخصه هر ملیت وقوم و گروه اجتماعی راتشکیل میدهد . دریک تصویر وسیعتری از مجموعه زندکی آدم ها در روی این سیاره ، زبان بطور منظم یک رابطه قدرت و سلطه و تحت سلطگی را باز سازی میکند. ازاینرو ، تدوین " اعلامیه جهانی حقوق زبانی " تلاشی است برای احترام به برابری انسان ها و هویت فرهنگی آنان ، و تلاشی است که " اعلامیه" بصورت مصوبه ای از سازمان ملل و به تبع آن به جزئی از حقوق بشر و قوانین بین المللی در آید.

بسیاری از زبان ها که خط سیر طولا نی زمان را طی کرده اند ، اکنون چه از طریق سرکوب مستقیم و ممانعت از آموزش آنها توسط رژیم های سیاسی و ملیت های مسلط در درون کشور ها ، و چه از طریق سلطه پار ه ای از زبان ها ، در معرض حذ ف تاریخی قرار گرفته اند.برخی از زبا ن ها بدلیل وسعت جمعیتی متکلم به آنها ، توان حفظ خود را دارند. لیکن برای بخش بزرگی این زبان ها ، شاید فردا خیلی دیر باشد. " اعلامیه جهانی حقوق زبانی " ، بهمین دلیل تلاشی است برای پاسداری و احیاء فرهنگی این گنجینه تاریخی مجموعه بشر.

متن اعلامیه ، حدود دوسال قبل توسط چند تنی از فعالین آذربایحانی در ایران ترجمه شده است. ما همان متن را بهمان صورت و بدون دخل و تصرفی مجددا منتشر می کنیم. لیکن مقدمه " اعلامیه" که اهمیت و شآن نزول تدوین آنرا تشکیل میدهد ، ترجمه نشده بود. همچنین جای خالی ترجمه هردوی آنها به زبان ترکی ، کاملا قابل حس یود. خانم دکتر صدیقه عدالتی، ترجمه ترکی آنها را بر عهده گرفتند، و من تنها تر جمه مقدمه به زبان فارسی و در واقع تکمیل کار دوستان آذربایجانی خود را به انجام رسانده ام. (رجوع شود به توضيح *)

هدایت سلطان زاده

 

اعلامیه جهانی حقوق زبانی

یک افسانه قدیمی می گوید که در زمان های خیلی پیش ، پادشاهی بود که شنید در مملکت او مرد واقعا دانائی زندگی میکند.می گفتند که این مرد چنان برهمن و داناست که می توانست به همه زبان های جهان سخن بگوید. او آواز پرندگان را می شناخت و معنی ترنم آنها را نیز میدانست ، گوئی خود جزئی ازاین پرندگان است.او حتی شکل ابرها را نیز می توانست بخواند و بی درنگ معانی آنها را دریابد.بهر زبانی اگر گوش میداد ، بی هیچ تردیدی می توانست باهمان زبان ، پاسخ شنوده ها را دهد. او حتی می توانست فکر هر مرد و زن اهل هرجائی از عالم را هم بخواند. پادشاه از همه چیزهائی که در باره این مرد دانا شنیده بود ، در شیفته و شگفتگی بود و اورا به قصر خود فرا خواند.و مرد برهمن ، فرمان شاه را بجا آورد.

وقتی مرد دانا به قصر وارد شد ،پادشاه از او پرسید:

-"ای مرد دانا ، آیا راست است که تو همه زبان های جهان را میدانی؟"

-" آری ای قبله عالم".

-"آیا راست است که تو به آواز پرندگان گوش داده و معنی ترنم آنهارا می فهمی؟"

-" آری ای قبله عالم".

-" و اینکه تو شکل ابرها را نیز می توانی بخوانی؟"

-" آری ای قبله عالم".

-" و من شنیده ام که تو حتی فکر آدم ها را نیزمی توانی بخوانی؟"

- " درست است ای قبله عالم".

و پادشاه هنوز سؤال آخری داشت ...

ولی ما چه سؤالی می توانستیم از دانا ترین دانای جهان بپرسیم؟

از میان همه زبان های جهان ، نویسندگان " اعلامیه جهانی حقوق زبانی" بکدام یک از این زبان ها سخن می گویند؟

به جسارت میتوان گفت که به زبان های بی شمار! در 1996، از بیش از 90 کشور از پنج قاره ، بیش از دویست نفر در بارسلون گرد هم آمدند تا این اعلامیه جهانی را اعلام نمایند.پاره ای از آنان نماینده سازمان های غیر دولتی و کوچک محلی بودند که متعهد به تدریس زبانی بودند که سیستم اموزش رسمی کشورشان آنرا برسمیت نمی شناخت. دربین این دویست نفر ، نویسندگانی بزبان های مختلف بودند که زبان خود را هر روز بکار می برند که جهانی ادبی بیافرینند که بروی همگان باز باشد. پاره ای دیگر نماینده سازمان های غیر حکومتی بین المللی بودند که رسالت آنان دفاع از حقوق زبانی بود.عده ای دیگر متخصص در حقوق ، زبان ، زبان شناسی اجتماعی و حوزه های مختلف شناخت بودند که با مطالعه آکادمیک حقوق زبانی مرتبط است.

برای همه آنان ، " اعلامیه جهانی حقوق زبانی" ، نوید بخش آینده ای از صلح و همزیستی بر اثر برسمیت شناختن این حق است که هر جامعه زبانی باید زندگی خود را در چهار چوب زبان خود در همه حوزه ها سازمان دهد. و آنها چنین حقی را اعلام کردند.از آن ببعد ،" اعلامیه جهانی حقوق زبانی" در همه جا نشر یافته داست.هر ماه از ترجمه آن به زبانی دیگر ، از عضویت سازمانی جدید که قبلا با این جریان مرتبط نبوده ا ند .یا حمایت شخصیتی بین المللی از اعلامیه ، و همراه با آن دفاع از همه زبان ها خبر می رسد که در صحنه بین الملی ، بقای بسیاری از آنها در معرض خطر قرار گرفته داست.

متن اصلی اگرچه در سطح سازما های غیر دولتی تدوین، اصلاح ، تآیید و اعلام شده است ، معهذا تلاش داشت که یک یاری نسبت به فعالیت سازمان ملل در این زمینه باشد.هدف آن داشتن این انگیزه قوی بود که دولت ها را در همان چهار چوب پویای اعلامیه جهانی حقوق بشر در 1948 مورد خطاب قرار دهد که آنها حقوق زبانی افراد و جوامع آنان را برسمیت بشناسند.پیوستن سازمان یونسکو به این جریان از همان آغاز و فعالیت آن در این راستا ، بما این امید را می دهد که روزی ، در پیکره رسمی سازمان ملل که دفاع از حقوق همه زبان ها در جهان را بر عهده دارد ، این اعلامیه را مورد تصویب قرار خواهد داد.این کتابچه میخواهد بر این فعالیت سازمان ملل کمکی باشد.

در این کتابچه ، اعلامیه جهانی حقوق زبانی را مشاهده می کنید و اینکه این اعلامیه در "کنفرانس جهانی در باره حقوق زبانی" چگونه تدوین و اعلام گردیده ، توضیح داده شده است. این اعلامیه حاصل کار مشترک 61 سازمان غیر دولتی، 41 مرکزانجمن قلم و متجاوز از 40 کارشناس حقوق زبانی بوده است که از پنج قاره جهان گرد آمده بودند. گواهی شخصیت های شناخته شده و برجسته از تمام جهان را نیز مشاهده خواهید کرد و همچنین نویسندگان و همه کسانی که برای حقوق و صلح پیکار می کنند و میخواستند که به این پروژه بپیوندند.

همه ما همانند آن پادشاه در افسانه پریان ، شاید این آخرین سؤال را از آن مرد برهمن و دانا کنیم که همه زبان های جهان را میدانست. پادشاه در نگاهی انکار آمیز بر مرد دانا که گفتی اورا مورد آزمون قرار داده ست ، آخرین سؤال خود را چنین عنوان کرد:

" در دست های من که در پشت خود پنهان کرده ام ، پرنده ای هست. ای مرد دانا به من بگو که این پرنده زنده است یا مرده؟"

پاسخ مرد دانا در حقیقت خطابی بود بر همگان. درموضوع مورد اشاره ما ، خطابی است برهر آنکسی که مسؤلیتی در پیشبرد حقوق زبانی برعهده دارد، واز یک فعال در این حوزه گرفته تا یک نویسنده ، از یک معلم تا یک قانونگذار را دربر میگیرد. بهمین دلیل نیز مرد برهمن بطرز غافلگیرانه ای احساس هول و هراس کرد.چرا که میدانست که پاسخ او هرچه باشد ، پادشاه میتواند پرنده را بکشد. او نگاهی بر پادشاه افکنده و زمانی دراز ساکت ایستاد. سر انجام او با لحنی صاف و آرام پاسخ داد:

" پاسخ این است که اعلیحضرتا، زندگی و مرگ پرنده در دست شماست!"

و پاسخ در دستان خود ماست!

 

 

 

متن و فرآیند تدوین آن.

اوریول رامون ای میموئهOriol Ramon i Mimmo

CIEMEN

Secretary General of Universal Declaration

of Linguistic Rights Follow-Up Committee

1-فرآیند تدوین

از 6 تا8 ژوئن 1996 ، 61 سازمان غیر دولتی ، 41 نماینده از مراکز انجمن قلم و 40 کارشناس در حقوق زبانی از سرتاسر جهان در بارسلونا گرد هم آمدند .فراخوان "کنفرانس جهانی در باره حقوق زبانی"(WCLR )، ابتکاری بود از طرف" کمیسیون حقوق زبانی و ترجمه" انجمن بین المللی قلم و مرکز بین المللی ملت ها و اقلیت های بدون دولت( CIEMEN ) و با حمایت اخلاقی و فنی یونسکو.

مجمع شرکت کنندگان در WCLR ، اعلامیه جهانی حقوق زبانی ( UDLR ) را طی مراسمی که درسالن کنفرانس دانشگاه بارسلونا انجام گرفت ، مورد تصویب قرار داد. نمایندگان سازمان های غیر دولتی ، نمایندگان مراکز انجمن قلم و کارشناسان ، متن سند را در همان مراسم اامضاء کردند و متن سند و امضاء ها تحویل آقای آندری ایزاکسون (َAndri Isaksson ) ، نماینده رسمی مدیر کل یونسکو گردید.باین ترتیب ، حوزه یک تجمع غیر دولتی ، متنی را به یونسکو ارائه داد که نقطه شروعی برای کار کارشناسان دولتی خواهد بود. این امر بدون هدف مشترکی که در چهار چوب یونسکو و با پروژه معاهده زبانی Linguapax Project آغاز گردیده بود ، ناممکن بود.

دو روز بعد در هشتم ژوئن ، در سالن کنفرانس Pedrera ، سازمان های غیر دولتی و نمایندگان مراکز انجمن قلم و کارشناسان ، تصمیم گرفتند که یک "کمیته پیگیری برای اعلامیه جهانی حقوق زبانی" (FCUDLR ) بوجود آورند. یک ماه بعد ، آقای فدریکو میور زارا گوزا(Mr.Federico Mayor Zaragoza ) ، مدیر کل یونسکو ، سازمان دهندگان WCLR را بحضور پذیرفته متن و فرآیند نحوه تدوین آن به ایشان تحویل گردید.

2- زمینه تدوین متن.

سند اعلامیه و تدوین آن ، پیچیده و طولانی بوده است.جز این هم چیز دیگری نمی توانست باشد.زیرا موضوع خود پیچیده بود و از آن فراتر ، هدف نویسندگان بر اینکه نظرات بیان شده توسط بسیاری از افراد و سازمان ها از سرتاسر جهان ، باید تا حد ممکن بشیوه دموکراتیکی مورد ملاحظه قرار گیرد ، بر دشواری مساله می افزود.

پیشنهاد نوشتن یک اعلامیه ، در اجلاس فوق العاده کمیسیون مترجمین و حقوق زبانی انجمن بین المللی قلم که در دسامبر 1993 در پالما دو مایورکا Palma de Mallorca بر گزار شد ه بود ، عنوان گردید. در اوایل 1994 ، یک کمیته سازماندهی برای این منظور بوجود آمد و در سپتامبر همانسال ، فرآیند غور و اندیشه در باره اعلامیه جهانی حقوق زبانی آغاز گردید و سازمان دهندگان تدارک کنفرانس دستور داد که تیمی از کارشناسان و فعالین در حوزه های مختلف ، متن اعلامیه را تدوین کنند. چهل کارشناس شرکت کننده از کشور های مختلف ، در تدوین و نوشتن دوازده پیش نویس اولیه آن شرکت داشتند.

خوشبختانه ،امکانات ارتباطی تکنوژیک ، بحث در باره مفاد اعلامیه دربین افراد و مؤسسات مختلف در همه قاره ها را امکان پذیر ساخته بود.

تنوع کمک هائی که کارشناسان بتدریج در سرتاسر فرآیند تکمیل متن از آن بهره گرفتند ، عامل تعیین کننده ای بود که اعلامیه بتواند گونه گونی زمینه های جامعه شناسی را بازتاب داده و توازنی را که تا کنون یک امر نا متعارفی بوده است ، حفظ کند.

یکی از هدف های نویسندگان این بود که تعریفی از حقوق عادلانه و طبیعی زبانی بعمل آورد .لیکن این حقوق را به تابعی از وضعیت سیاسی و یا اداری سرزمینی که یک جامعه زبانی به آن تعلق دارد و یا معیاری نظیر تعداد متکلمین یک زبان نسازد.چنین معیار هائی از نظر حقوقی مورد ملاحظه نبوده است.بهمین دلیل ، اعلامیه ، برابری حقوق زبانی را اعلا م کرده است ، بی آنکه تمایز نامربوطی بین زبان های رسمی غیرو رسمی ، منطقه ای و محلی ، اکثریت و اقلیت زبانی و یا مدرن و کهنه قائل شود.

یکی از کمک های مهم حقوق زبانی در این واقعیت نهفته است که اعلامیه ،تفکیک ناپذیری و بهم وابستگی ابعاد جمعی و فردی حقوق زبانی را در نظر گرفته است، چرا که زبان در یک جامعه بطور جمعی بوجود می آید ودرست در جامعه است که مردم ، استفاده فردی از زبان می کنند. از اینرو، استفاده ازحقوق زبانی فردی ، زمانی عملی خواهد بود که حقوق جمعی همه جوامع و تمامی گروه های زبانی مورد رعایت و احترام قرار گیرد.

تصریح بر حقوق زبانی جوامع ، گرو ه ها و افراد ، ضمن اینکه آنها در یک فضای جغرافیائی با هم زندگی می کنند ، اگرچه بسیار پیچیده مینماید ، لیکن یک شرط اساسی برای همزیستی آنان بشمار می رود.بهمین دلیل نیز اعلامیه ، حقوق زبانی جوامع راکه بطور تاریخی در سرزمین خود اسکان داشته اند ، بعنوان یک معیار مراجعه بحساب آورده است ، تا بتوان آنرا در هر مورد فردی ، و در مورد حقوق زبانی گروه ها با در جات متفاوتی از حق تعیین سرنوشت تاریخی ، و همچنین افرادی که بیرون از جامعه بومی خود زندگی می کنند ، بکار بندد.

اگرچه استفاده از حقوق زبانی ممکن است به منابع قابل دسترس وابسته باشد ، ولی نفی اعتبار این حقوق ببهانه فقدان امکانات کاملا نا عادلانه است.بهمین دلیل اعلامیه ، بکار گیری این حقوق زبانی همانند حقوق برسمیت شناخته شده حهانی ای نظیر حق حیات ، بهداشت ، کار و آموزش ، نیازمند اختصاص منابع قابل ملاحظه ای است.اعلامیه خواهان یک تعهد متحدانه بین المللی است که در این زمینه نیز جبران نقص و کمبود ها شده و حقوق مردمی که بیشتر از همه فاقد امکانات هستند ، بهبود یابد.

تنوع عوامل مختلفی که بر وضعیت یک زبان را اثر می گذارد، همگرائی دشوار منافع جامعه ، گروه و فرد ، و پیوند درونی ضروری بین حقوق زبانی دیگر حقوق بنیادی ، تعریف یک معیار واحد قابل شمول در همه موارد را دشوار می سازد. این یکی از دلایلی بوده است که چرا اعلامیه ، تعهدات گریز ناپذیر قدرت حکومتی را بطز بارزی عنوان ساخته است ، عمدتا بر حقوق بعنوان مرکز توجه خود پرداخته است و یا بر تعهدات یا عوامل بازدارنده. اعلامیه بر جستجوی رسیدن بر راه حل هائی در هر موردی بر پایه تفاهم دموکراتیک تاکید ورزیده است.

3- صلح زبانی

ازاینرو ، اعلامیه متنی است که همانگونه که در مقدمه آمده است ، برای "اصلاح عدم توازن های زبانی ، و بقصد تامین احترام و توسعه همه زبان ها و بوجود آوردن یک چهارچوب اصولی برای صلح زبانی عادلانه و منصفانه در سر تاسر جهان بعنوان یک عامل کلیدی در جهت حفظ مناسبات اجتماعی متوازن" ضروری گشته است.

و اگر بناست که این صلحی عادلانه و منصفانه باشد ، دقیق باین دلیل است که در زیر پایه اعلامیه ، اصل بنیادی برابری همه خلق ها و زبان ها قرار دارد. هیچیک ازنارسائی ها و جنبه های اقتصادی ، اجتماعی ، مذهبی ، فرهنگی و دموگرافیک و غیره و یا جنبه های زبانی ، هرگز نمیتوان توجیه کننده شکلی از تبعیض باشد.بنابراین ، تمامی جوامع زبانی ، مشمول حقوقی برابر هستند.

تمامی شواهد نشان دهنده این است که در طی قرن بیست و یکم ، هشتاد درصد زبان ها در جهان ممکن است محو شوند. این مساله ، موضوع گریز ناپذیری را مطرح می سازد: چند گانگی فرهنگی و زبانی باید برای صلح فرهنگی یاری کند ، بهمان شیوه که صلح فرهنگی می تواند برای حفظ چند گانگی فرهنگی یاری کند.

این رابطه متقابل بشرطی حاصل خواهد شد که رشد فرهنگ صلح ، در جستجوی ارزش هائی باشد که زبان ها بعنوان حاوی ارزش هائی در آمیزش با همدیگر ارائه می دهند. در این معنی ، UDLR طرفدار ادراک تازه ای از مفهوم تنوع فرهنگی است:UDLR در می یابد که همه زبان ها ،گنجینه بشریت بوده و نیز این اعتقاد راسخ را اعلام میکند که این گنجینه در حکم یک ملک و دارائی نیست بلکه میراثی است که نباید بر باد داد. با هر زبانی که از بین می رود ،توازن محیط زیستی زبانی نیز تغییر پیدا می کند سرعت و تکثیر فرآیند های جایگزین آنها ممکن است پی آمد های پیش بینی نشده ای داشته باشد که هم اکنون در آسیب شناسی جمعی مختلف شناسائی شده است. یاری بزرگی که UDLR برای صلح فرهنگی ممکن است بتواند انجام دهد در این نکته است : ارتقاء این آگاهی که تنوع زبانی نه فقط ضروری ، بلکه فی نفسه یک یاری اساسی است بر دانش بشری ، زیرا تنوع زبانی ، یکی از راه های فهمیدن جهان رابروی ما می گشاید.

اضافه برآن، شرایط فعلی زندگی ، فرآیند جایگزینی زبان را شتاب بخشیده است و بهمین دلیل است که ادراک ما از زبان باید تغییر یابد. گفتن اینکه تنوع زبانی مانع از ارتباطات و آمیزش انسان ها میشود ، چیزی جز یک افسانه نیست و فاقد حقیقت است: برعکس ، زبان یک واقعیت ملموسی است که آنرا بصورت یک عنصر بنیادی برای ادغام و آمیزش انسان ها ضروری میسازد.آنچه که زبان را بعنوان فرهنگ صلح و بصورت یک امر اساسی مطرح ساخته است ، این است که فرهنگ صلح قابلیت انتقال و ذخیره شدن را دارد: این گنجینه ایست که برای همگان قابل دسترسی است و دستیابی بدان متضمن نفی و انکار آن نیست.

اعلامیه در هنگامی تدوین شده است که تنوع زبانی در سیاره ما بیش از هر زمانی در معرض تهدید قرار گرفته است. عوامل متعددی در این امر دخیل بوده است:

گرایش دیرینه تمرکز طلب بسیاری از دولت ها برای کاستن از تنوع و دامن زدن به نگرش ضد پلورالیسم فرهنگی و پلورالسیم زبانی.

گرایش به اقتصاد در مقیاس جهانی و در نتیجه گرایش به بازار اطلاعات ، ارتباطات و فرهنگ در مقیاس جهانی، که حوزه های روابط تنگاتنگ درونی و اشکال کنش و واکنشی را که انسجام درونی جوامع زبانی را تضمین می کند ، با اختلال و گسست روبرو میسازد.

الگوی صرفا اکونومیستی توسعه که از طرف گروه های اقتصادی فرا ملیتی عنوان گردیده و چنین وانمود میکند که رفع نظارت و کنترل دولتی مساوی است با رشد ، و رقابت فرد گرایانه مساوی است با آزادی ، که توسعه جدی و رشد اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و بنوبه خود نابرابری زبانی را نیز بوجود می آورد( ازمقدمه اعلامیه).

در چشم انداز سیاسی ، یکی از هدف های سازمان دادن تنوع زبانی این است که تنوع زبانی به مشارکت فعال جوامع زبانی در الگوی جدید توسعه امکان می دهد.

در چشم انداز فرهنگی ، هدف تنوع زبانی ای است که فضای ارتباطات جهانی را با مشارکت منصفانه همه خلق ها ، جوامع زبانی و افراد را در این فرآیند توسعه همساز مینماید.

در چشم انداز اقتصادی ، هدف تنوع زبانی مبتنی بر این است که توسعه قابل دوامی را بر پایه مشارکت همگانی و با احترام به توازن محیط زیستی زبانی مناسباتی منصفانه در بین همه زبان ئها و فرهنگ ها امکان پذیر سازد.

4-اعلامیه جهانی حقوق زبانی.

هدف اعلامیه این است که بتواند برای تنوع وسیع زبانی در وضعیت های مختلف قابل شمول باشد. بهمین دلیل ، اعلامیه توجه ویژه ای به تعریف دستگاه مفهومی که مواد تعریف شده بر پایه آن قرار گرفته ، داشته است و محور های زیر را بعنوان جامعه زبانی تلقی میکند: سابقه تاریخی ، سرزمین ، حق تعیین سرنوشت بعنوان یک خلق ، و این واقعیت که آنها یک زبان مشترک را بعنوان وسیله ارتباطی در بین اعضای جامعه خود توسعه داده اند. در نتیجه ، اعلامیه در سر تیتر های مقدماتی خود ، کرارا زبان بومی سرزمین معینی را بعنوان زبان جامعه ای تعریف کرده است که تاریخا در فضای جغرافیائی مشخصی مستقر شده اند. ضرورت حفظ حقوق زبانی یک جمع پراکنده شده از سرزمین تاریخی خود ( چه بر اثر مهاجرت ، تبعید و یا بهر دلیل دیگری) که با حقوق جامعه زبابی سرزمین مقصد خوانائی دارد ،بعنوان یک گروه زبانی تعریف کرده است ، یعنی یک بعنوان یک گروه انسانی که زبان مشترکی با زبان محل مقصد دارند که در فضای سرزمینی یک جامعه زبانی دیگری استقرار یافته اند بی آنکه گذشته تاریخی مثل هم داشته باشند.

اعلامیه ، سرزمین را فقط بعنوان یک حیطه جغرافیائی در نظر نمی گیرد ، بلکه آنرا همچنین بعنوان یک فضای اجتماعی و کارکردی اساسی برای رشد کامل یک زبان می داند. این امر بما امکان می دهد که بعنوان مثال مردمان بیابانگرد را در محیط های جا بجائی تاریخی شان بعنوان یک جامعه زبانی تعریف کنیم.

وقتی آنها از پیکره اصلی جامعه خود مرزهای سیاسی و یا اداری جدا شده اند،

وقتی آنها تاریخا دریک حوزه جغرافیائی کوچکی مستقر شده اند که در آنجا با اعضاء جوامع زبانی دیگری احاطه شده اند، یا

آنها در یک محیط جغرافیائی مستقر شده اند که با اعضاء دیگر جوامع زبانی گذشته تاریخی مشترکی دارند( ماده 1.3)

اعلامیه بربیان متوازن بین حقوق جوامع و گروه های زبانی ، و حقوق افرادی که باین جوامع زبانی تعلق دارند ، استوار است.

ازاینرو، اضافه بر سابقه تاریخی و اراده بشیوه دموکراتیک بیان شده ، عوامل دیگری که می تواند نقش تر میمی داشته باشد ، نیز در نظر گرفته شده است.اراده جهان شمول گرای اعلامیه ، خود دلالت بر اصلاح عدم توازن ها دارد ، تا خرمت و رشد کامل همه زبان ها مورد تضمین قرار گیرد.

موضوع دیگری که اعلامیه بدان توجه خاصی داشته است ، عبارت از این است که بین حقوق جوامع و گروه های زبانی ، و حقوق افرادی که به آنها تعلق دارند ، صراحت داده است.بنابراین ، هیچیک از آنها نمی تواند مانعی برای رابطه درونی و ادغام و آمیزش آنها با زبان جامعه ای که آنان را پذیرفته ، مانعی تلقی شود یا حقوق این جامعه یا اعضاء آنرا در استفاده کامل عمومی زبان خود درسرتاسر فضای سرزمینی خود محدود سازد.باین ترتیب اعلامیه ، یک سلسله از حقوق جدائی ناپذیر فردی را که در یک فرد هر وضعیتی می تواند از این حق خود استفاده کند، آشکارا عنوان ساخته است، حقوقی نظیر:

حق اینکه یک فرد بعنوان عضو یک جامعه زبانی برسمیت شناخته شود.

حق استفاده از زبان خود بصورت هم خصوصی و هم عمومی.

حق استفاده از نام خود.

حق ارتباط متقابل و پیوستگی داشتن با اعضای جامعه زبانی اصلی خود.

حق حفظ و توسعه فرهنگ خود.

و همه حقوق مرتبط با زبان که در" میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی "در 16دسامبر 1996 و "میثاق بین المللی در باره حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی " در همان تاریخ برسمیت شناخته شده است( ماده3.1).

اعلامیه درعین حال حقوق و تعهدات افراد را که در یک سر زمینی متفاوت از جامعه زبانی خود مستقر میشوند ، وضرورت برقراری مناسبات در آن جوامع و تسهیل ادغام شدن در آنها را مورد توجه قرار می دهد ، و آنرا بمثابه پیوند اجتماعی جدید در جوامعی که آنان را پذیرفته اند ، تلقی می کند ، حال آنکه هضم شدن تدریجی( آسیمیله شدن ) را فقط بعنوان گزینه یک فرد کاملا آزاد در می یابد ، و آسیمیله شدن را " بعنوان دگرگون شدگی فرهنگی افراد در جوامعی که آنان را پذیرفته اند ، در نظر می گیرد . بنابراین ، این افراد ، جنبه های فرهنگی پیشین خود را با اصول و ارزش ها و هنجارهای مناسب جامعه پذیرای خود جایگزین می سازند"( ماده4.2) . براین حقوق فردی ، اعلامیه ، موارد زیر را بعنوان حقوق جمعی اضافه مینماید :

" حق اینکه یک گروه زبانی ، با زبان و فرهنگ خود بتواند آموزش ببینند.

حق اینکه به خدمات فرهنگی دسترسی داشته باشند.

حق اینکه زبان و فرهنگ آنان در وسایل ارتباط جمعی ، حضور و باز تاب منصفانه ای داشته باشد.

حق اینکه در نهاد های حکومتی و مناسبات اقتصادی و اجتماعی ، زبان آنان مورد توجه قرار گیرد"(ماده3.2)

اضافه بر اصول کلی، عناوین اصلی اعلامیه ، به تعریف حقوق زبانی در حوزه های ادارات دولتی و مراجع

رسمی،آموزش واژه شناسی ، وسایل ارتباط جمعی،تکنولوژی جدید فرهنک و حوزه های اقتصادی اجتماعی پرداخته

است.مفاد مواد دوره انتقالی ، به تعهد قدرت های دولتی در بکار بستن همه امکانات ممکن برای تضمین اجرای حقوق اعلام شده در اعلامیه دارد و مشاهده اینکه مقامات ، سازمان ها و افراد نسبت به حقوق مربوط به آن که اعلامیه آگاهی دارند.

سر انجام اینکه ، مفاد مواد نهائی اعلامیه ، ایجاد شورای زبان در سازمان ملل نیز پیشنهاد شده است.همچنین ایجاد کمیسیون جهانی برای حقوق زبانی ،مورد حمایت قرار گرفته و اقدامات اولیه برای آن آغاز شده است.

5- پیگیری

مجمع شرکت کنندگان در کنفرانس جهانی حقوق زبانی ، یک کمیته پیگیری برای اعلامیه بوجود آورد و هدف دوگانه ای در این تصمیم خود داشت: متن بتواند به یونسکو راه پیدا کرده و حد اکثر پشتیبانی از طرف نهاد ها و مؤسسات در سرتاسر جهان را بخود جلب کند، حمایتی که وزن اخلاقی اعلامیه را تقویت کرده و در نشر محتوای آن یاری کند.

کمیته پیگیری ،یک شورای علمی مرکب از کارشناسان حقوق زبانی در سر تاسر جهان بوجود آورد.هدف شورا ، بدست آوردن ایده های جدید و کمک به تکمیل و بهبود محتوای اعلامیه بوده و اینکه اعلامیه بتواند تا آنجا که ممکن است در خدمت یونسکو قرار گیرد.

در این کتابچه ما تمامی شخصیت های معروف در جهان را که حمایت خود از اعلامیه را اعلام کرده و از سازمان های بین المللی خواسته اند که اعلامیه را مورد توجه خود قرار داده و بموازات این ابتکار عملی که جامعه مدنی و توسط UDLR،آغاز کرده است ، کار و همراهی نمایند ، معرفی کرده ایم . این شخصیت ها مظهر بخش بزرگی از حمایتی است که ما در نخستین سال زندگی اعلامیه ، از نهاد های دولتی و پارلمان های دموکراتیک و سازمان های غیر دولتی و مراکز انجمن قلم و اشخاص خصوصی دریافت کرده ایم.

این اعلامیه که دربین نمایندگان دولتی اعضای یونسکو توزیع شده است ، تلاش دارد که با نهایت اعتدال ، اصول اعلامیه را در بین اعضای یونسکو تبلیغ کرده ودر ایجاد یک گروه کاری در مورد حقوق زبانی در چهار چوب یونسکو یاری کرده باشد. همه این اقدامات می تواند مارا برای یک کنوانسیون بین المللی در حقوق زبانی نزدیک تر سازد.

6-امید

وقتی یک نفر از حفظ تنوع زبانی و حقوق همه جوامع برای زندگی با زبان خود سخن می گوید ، بر هزینه های اقتصادی متضمن آنرا نیز مطرح میسازد. ولی لازم است که هزینه های اقتصادی زبان جانشین نیز بنوبه خود مورد ارزیابی قرار گیرد:

هزینه به حاشیه پرتاب شدن چقدر است؟

ما چه بهائی برای از دست دادن ابزاری نظیر زبان برای انطباق دادن خود با محیط می پردازیم؟

بهای آموزشی که از یک کد زبانی استفاده می کند که با محیط اجتماعی سازگار نیست ، چقدر است؟

بهای آموزش کاذب در زبان های مسلط که توانائی استفاده مناسب در آن زبان را نیز در آدم بوجود نمی آورد ، چقدر است؟

راستی چقد راست....؟

اگر می توانستیم از بهائی که می پردازیم یک ارزیابی داشته باشیم ، در آنصورت می توانستیم بحث قانع کننده ای با آنهائی داشته باشیم که هنوز بر حفظ محاسن و امتیازات تنوع زبانی ، کاملا قانع نشده اند و هنوز باور دارند که هزینه های همگون سازی کمتر است .برغم اینکه چشم انداز تنوع زبانی چندان نوید بخش نیست ، ما اعتقاد داریم که وضعیت هنوز غیر قابل بر گشت نیز نیست.متوقف کردن این این فرآیند آسان نیست ، ولی غیر ممکن نیز نیست.یونسکو می تواند در این زمینه حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد.

نامه خانم ریگوبرتا منچوRigoberta Menchu.

برنده جایزه صلح نوبل در 1992 ازگواتمالابهنگام اعلام

اعلامیه جهانی حقوق زبانی د 6 ژوئن 1996.

به شرکت کنندگان در

کنفرانس جهانی درباره حقوق زبانی

بارسلونا

شرکت کنندگان گرامی

قبل از هرچیز مایلم از اینکه نتوانستم در این فوروم مهم مبارزه برای حقوق زبانی همه خلق های جهان شرکت کنم ، پوزش بطلبم .تعهدات اجتناب ناپذیر قبلی من ، مانع از مشارکت من شد.آرزوی موفقیت کنفرانسی را که امروز آغاز می گردد را دارم.

اعلامیه جهانی حقوق زبانی که در طی این چهار روز مورد تصویب قرار خواهد گرفت- همانگونه که در سند تعریف شده است- بی تردید ابزار مهمی است برای تنوع جوامع و گروه های زبانی ، که شجاعانه برای حفظ یکی از پایه ترین تجلیات فرهنگی خود ، یعنی زبان خود ، پیکار می کنند.

من اعتقاد دارم که زبان، ابزاری است که امکان می دهد که اندیشه و نگرش جهانی یک فرهنگ معین و مردمی معین که آنرا از اجداد خود به ارث برده اند ،همساز باشد ، و این میراثی است که انتقال نگرش جهانی فرهنگ مردمی معین به نسل های آینده را ممکن می سازد.

زبان سلاح اصلی مقاومت آن فر هنگ هائی است که در طی چندین قرن از تحمیل ارزشهای فرهنگی بیگانه رنج برده ند.همان چیزی که برای خلق های بومی آمریکای لاتین رخ داده است.این واقعیت که خلق های آمریکای لاتین ، زبان بومی خود را برای انتقال شناخت و دانش خود بکار می گیرند ، بمعنی این است که محتوای فرهنگی آنان برغم تلاش برای نابودی آن ، همچنان حفظ گردیده است.

از آنجائی که سنت زبان شفاهی ، وجه مشخصه ای از مردم بومی را تشکیل می دهد ، زبان در فرهنگ ما جایگاه ممتازی را اشغال می کند، زیرا ازطریق همین زبان بوده است که ما خاطره تاریخی گذشته را ازنسلی به نسلی دیگر حفظ کرده ایم.همچنین ، زبان عامل مهمی است ، چراکه سنت زبان شفاهی ،جنبه ی پایه ای فرآیند پرورش و آموزش ما را تشکیل می دهد.

در گواتمالا ، یکی از دغدغه های عمده خلق های بومی ، حفظ زبان خود بوده است که همانند تنوع بزرگ فر هنگ ها در کشور ، متفاوت بوده است.این حقیقت دارد که ما خیلی از چیز ها را از دست داده ایم، لیکن امروز ، جنبش ترمیم از دست رفته ها نیز بوجود آمده است و من معتقدم برای بقای فرهنگ های ما بسیار مهم است.

تا آنجائی که من می فهمم ، محتوای متن ، اهمیت زبان را بعنوان یک عنصر پایه ای فرهنگی برسمیت می شناسد و بهمین دلیل ، تبعیض آلود نیست. یعنی امتیازی نسبت به فرهنگی بر فرهنگ دیگر قائل نمیشود ، بلکه حقوق برابر همه فرهنگ ها در استفاده از زبان خود را عنوان می سازد. اعلامیه جهانی حقوق زبانی ، وسیله ایست که دربین دیگر مضامین خود ، قاعده و مقرراتی را بنیان می نهد که مانع از این شود که زبان های موجود ، بدلایلی خارج از زبان به حاشیه پرتاب شده و یا بموقعیت پائینی تنزل یابد ، و یا کاملا از صفحه زندگی محو شود. اعلامیه ، این امر را از طریق چندین توافق نا مه ی بیین المللی و منطقه ای ، بیانیه ها و معاهدات میخواهد انجام دهد.

واقعیت روشن این است که حقوق خلق های بومی ، بمدت چندین قرن مورد انکار قرار گرفته و نقض شده است. حقوق این خلق ها نه برسمیت شناخته شده است و نه مورد احترام بوده است. و این نیز واقعیت دارد که این خلق ها در برابر تبعیض و نژاد پرستی که استثمار آنان بر چنین پایه هائی قرار داشته است ، هرگز منفعل نبوده اند. آنان همواره این توانائی و نیرو را داشته اند که در برابر ستم و بحاشیه رانده شدن مقاومت ورزند. آنان نه فقط نقش عمده ای در تاریخ خود ، بلکه حتی در تاریخ کشور هائی که در آنها زیسته اند ، ایفاء کرده اند و بدینگونه در فرآیند عمومی تاریخ سهمی داشته اند.

در آستانه قرن بیست و یکم ، بسیار دردناک و فاقد ضابطه های اخلاقی است که خلق ها هنوز در وضعیت تبعیض ، به حاشیه رانده شدن و استثمار بسر می برند.زندگی خلق های بومی بر چنین منوالی جریان دارد.نه حقوق آنان را برسمیت می شناسند و احترامی به حقوق آنان قائل می شوند.این وضعیت نمی تواند ادامه پیدا کند.لازم است که فضا و مکانیسم های تازه ای برای مناسبات بین فر هنگ ها ، و بر پایه احترام مطلق به در بین فرهنگ ها و خلق ها بوجود آورد.

در صحنه بین المللی ، شاهد گرایشی هستیم که میخواهد ابزار قضائی در رابطه با رعایت و اعتبار حقوق خلق ها بوجود آورد. این گرایش نشان دهنده این است که سکوت سنتی موجود در رابطه با مسائل حقوق خلق ها شکسته شده است.این امر تنها بر اثر اراده تسلیم ناپذیر و اعتقاد به مبارزه خود امکان پذیر گردیده است.این بدان معنا نیست که خلق های بومی ، راهی روشن و باز در حل مطلق مسائل تاریخی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و حقوق فرهنگی خود دارند و آین حقوق بطور کامل از وضعیت احترام و پذیرش کاملی بر خوردار خواهد شد.

بین پیشرفت بدست آمده در صحنه بین المللی و وضعیت در سطح ملی در اکثر کشورها ، از جمله در آمریکای لاتین ، شکاف عمیقی وجود دارد که با نقض مداوم ، عدم پذیرش و فقدان احترام به حقوق ما مشخص می شود.

این امر نیازمند بررسی وتوجه دقیق است ، زیرا این فرآیند تکاملی ممکن است تا حد زیادی به گفتگوی سازنده مبتنی بر همکاری در بین فر هنک های مختلف سیاره بیانجامد.این امرهمچنین ممکن است امکان ساختن یک فضا و مکانیسم هائی برای رابطه بین فرهنگ ها بر پایه حقوق و ظوابطی برابر برای همه خلق ها و فرهنگ ها بوجود آورد.

اعلامیه جهانی حقوق زبانی ، گام مهمی است در در مبارزه برای رسیدن به برابری فرهنگ ها و خلق ها. راهی که مارا به ایجاد یک کنوانسیون بین المللی هدایت می کند ، راهی دراز و سرشار از دشواری هاست. من مطمئن هستم که شرکت کنندگان در کنفرانس می دانند که چگونه مکانیسم های مناسب برای رسیدن به این هدف را تعریف کنند.

در عین حال ، اعلامیه جهانی ، سهم ارزشمندی در کار ضروری برای ساختن رابطه بین فرهنگ ها ، مبتنی بر احترام و پذیرش تنوع فرهنگی، و ساختن ملت های چند قومی چند فرهنگی و چند زبانی ایفاء میکند.

گواتمالا، ژوئن 1996

* توضيح:ضمن تشکر از فرستنده، متن توضيح ارسالى چنين است:

سلام

در سايت آچيق سؤز و آزادتريبون مقاله اي بنام توضیحی کوتاه در باره ترجمه  "اعلامیه جهانی حقوق زبانی" درج شده است.  در اين  مقاله در جمله اي چنين گفته مي شود:

متن اعلامیه ، حدود دوسال قبل توسط چند تنی از فعالین آذربایحانی در ایران ترجمه شده است.

http://www.achiq.org/anadil/Linguistic_rights].htm

http://www.azadtribun.net/x19444.htm

در اين جمله، سه نكته محتاج تصحيح است:

١-ترجمه اعلاميه حقوق زباني، نه دو سال پيش، بلكه در سال ٢٠٠٥ يعني چهار سال پيش و به مناسبت روز جهاني زبان مادري انجام گرفته است

٢-اين ترجمه توسط يك شخص (علي دده بيگلو) و نه چند تن انجام گرفته است

٣-علي دده بيگلو ترك آذربايجاني نبوده، از تركان جنوب ايران است.

اين اطلاعات در وبلاگ تورك دئموكراتيك پيلاتفورمو ذكر شده اند.

علي دده بيگلو

خواهشمند است موارد اشتباه مذكور تصحيح شود

علي دده بيگلو ٢٠٠٩-فوريه

 

ترجمه على دده بيگلو- اعلاميه جهانى حقوق زبانى

اعلاميه جهانى حقوق زبانى

 

مقدمات

 

موسسات و تشكيلات غيردولتى٬ امضاء كنندگان "بيانيه جهانى حقوق زبانى" حاضر٬ گردهم آمده از ٦ تا ٩ ژوئن ١٩٩٦ در بارسلونا؛

با در نظر گرفتن "اعلاميه جهانى حقوق بشر" مورخ ١٩٤٨ ٬ كه در مقدمه اش اعتقاد خود را به "برابرى حقوق پايه اى بشر٬ كرامت و ارزش افراد انسانى و حقوق برابر مرد و زن" بيان مىنمايد؛ و نيز در ماده دوم خود كه اعلام مىكند "همه افراد٬ بدون در نظر گرفتن "نژاد٬ رنگ٬ جنسيت٬ زبان٬ دين٬ باورهاى سياسى و يا ديگر باورها٬ منشاء ملى و يا اجتماعى٬ مالكيت٬ محل تولد و يا خصوصيات ديگر"٬ داراى همه حقوق و آزادىها مىباشند"؛

با در نظر گرفتن "عهدنامه بين المللى حقوق سياسى و مدنى" ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) ٬ و "عهدنامه بين المللى حقوق فرهنگى٬ اجتماعى و اقتصادى" به همان تاريخ٬ كه در مقدمه هاى خود بيان مىنمايند آحاد نوع بشر نمىتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنكه شرايطى فراهم گردد كه آنها را قادر به اعمال و بهره بردارى از هر دوى حقوق مدنى و سياسى و حقوق فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى خود نمايد؛

با در نظر گرفتن "قطعنامه ١٣٥-٤٧"٬ ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومى سازمان ملل متحد كه "بيانيه در حقوق افراد متعلق به اقليتهاى ملى٬ ائتنيكى٬ دينى و زبانى" را تصويب نمود؛

با در نظر گرفتن اعلاميه ها و توافقنامه هاى (كنوانسيونهاى) مجمع اروپا مانند "كنوانسيون اروپائى براى حفظ حقوق بشر و آزاديهاى اساسى"٬ به تاريخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛ "كنوانسيون شوراى وزيران مجمع اروپا" به تاريخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ ٬ كه "مقاوله نامه (چارتر) اروپائى براى زبانهاى منطقه اى و يا اقليتى" را تصويب نمود؛ "اعلاميه در باره اقليتهاى ملى" تهيه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاريخ ٩ اكتبر ١٩٩٣ ؛ و "كنوانسيون چهارچوب براى محافظت از اقليتهاى ملى" نوامبر ١٩٩٤ ؛ 

با در نظر گرفتن "بيانيه انجمن بين المللى قلم در سانتياگو د كومپوستلا" و "بيانيه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ كميته حقوق زبانى و ترجمه اى انجمن جهانى قلم٬ در رابطه با پيشنهادى براى برگزارى كنفرانسى جهانى در موضوع حقوق زبانى"؛

با در نظر گرفتن اين امر كه در شهر رسيف برزيل٬ "اعلاميه ٩ اكتبر ١٩٨٧ دوازدهمين سمينار انجمن بين المللى براى توسعه تفاهم و ارتباط بين فرهنگها"٬ به سازمان ملل متحد توصيه نمود كه گامهاى لازم را براى تصويب و اجراى اعلاميه جهانى حقوق زبانى بردارد؛

با در نظر گرفتن "كنوانسيون ١٦٩ سازمان جهانى كار" مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومى و طائفه اى در كشورهاى مستقل؛

با توجه به "اعلاميه جهانى حقوق جمعى خلقها"٬ بارسلونا ٬ مى ١٩٩٠ ٬ كه اعلام نمود همه خلقها ٬ در درون چهارچوبهاى سياسى متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ٬ زبان و قواعد سازمانيابى خويش و در نهايت از حق پذيرش و دارا بودن نهادهاى حكومتى٬ ارتباطاتى٬ تحصيلى و سياسى خود برخوردار مىباشند؛

با در نظر گرفتن "بيانيه نهائى پذيرفته شده در همايش عمومى فدراسيون جهانى معلمان زبان مدرن" در شهر پچ (مجارستان) به تاريخ ١٦ آگوست ١٩٩١ ٬ كه به شناخته شدن رسمى حقوق زبانى به عنوان حقوق پايه اى انسانى توصيه نموده بود؛

با در نظر گرفتن "گزارش كميسيون شوراى اقتصادى و اجتماعى سازمان ملل متحد٬ ٢٠ آوريل ١٩٩٤ " در ارتباط با طرح "اعلاميه در حقوق خلقهاى بومى" كه به حقوق فردى در پرتو حقوق جمعى نظر مىكند؛

با در نظر گرفتن طرح "بيانيه كميسيون حقوق بشر بين آمريكائى در باره مردمان بومى" ٬ مصوب نشست ١٢٧٨ به تاريخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛

با در نظر گرفتن اينكه اكثريت زبانهاى در خطر نابودى٬ متعلق به گروههاى مردمانى مىباشند كه از حق حاكميت ملى خود برخوردار نيستند و اينكه عوامل اصلى كه از توسعه اين زبانها ممانعت كرده و به روند جايگزينى زبانى ديگر به جاى آنها شتاب مىبخشند٬ عبارتند از نبود حكومتهاى خودگردان آنها و سياست دولتها٬ كه ساختارهاى سياسى و ادارى و زبان خود بر آنها را تحميل مىنمايند؛

با در نظر گرفتن اينكه حمله نظامى٬ مستعمره نمودن٬ اشغال و ديگر نمونه هاى به انقياد در آوردن اجتماعى٬ اقتصادى و سياسى٬ اغلب اوقات شامل تحميل مستقيم زبانى خارجى بوده و يا حداقل٬ تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار  نموده و موجب ايجاد آنچنان رفتارهاى زبانى سلسله اى مىگردند كه وفادارى زبانى متكلمين به آنها را از بين مىبرند؛

و با در نظر گرفتن اينكه زبانهاى برخى از خلقهائى كه حاكميت ملى خود را بتازگى بدست آورده اند٬ متعاقبا و در نتيجه سياستى كه زبان قبلى قدرتهاى استعمارى و يا امپرياليستى را مقدم مىشمارد٬ در روند جانشينى زبانى در مىغلطند؛

با در نظر گرفتن اينكه جهانى شدن مىبايست بر اساس تلقىاى از تنوع زبانى و فرهنگى٬ غالب آمده كه بر روندهاى يكسانسازى و تجريد حذفى زبانها و فرهنگها٬ بنياد گذارده شود؛

با در نظر گرفتن اين نكته كه به منظور تامين نمودن همزيستى صلح آميز بين جمعيتهاى زبانى٬ مىبايست اصولى عمومى يافت شوند كه تشويق و ارتقاء موقعيت و احترام به همه زبانها و كاربرد اجتماعى آنها در محيطهاى عمومى و خصوصى را تضمين نمايند ؛  

با در نظر گرفتن اينكه عوامل گوناگون با ماهيتهاى غيرزبانى (عاملهاى تاريخى٬ سياسى٬ سرزمينى٬ جمعيت شناسى٬ اقتصادى٬ اجتماعى-فرهنگى و اجتماعى-زبانى و عوامل ديگر مربوط به رفتارهاى جمعى) مسائلى را ايجاد مىكنند كه منجر به نابودى٬ به حاشيه رانده شدن و يا انحطاط زبانهاى بيشمار مىگردند٬ و نيز براى اينكه بتوان راه حل هاى مناسبى براى هر مورد خاصى اعمال نمود٬ حقوق زبانى مىبايست به طورى همه جانبه بررسى گردند؛

با اعتقاد به اينكه "اعلاميه جهانى حقوق زبانى"٬ به منظور تصحيح عدم توازنهاى زبانى در پرتو تضمين احترام و توسعه كامل همه زبانها٬ و پايه گذارى اصولى براى صلح و برابرى عادلانه زبانى در سراسر جهان به عنوان عاملى كليدى در حفظ روابط اجتماعى موزون٬ مورد نياز مىباشد؛

بدينوسيله اعلام مىدارد كه

 

آغاز

 موقعيت هر زبان٬ در پرتو ملاحظاتى كه در زير آمده اند٬ محصول تقارب و اندركنش دامنه وسيعى از عوامل با ماهيتهاى سياسى و قانونى٬ ايدئولوژيك و تاريخى٬ جمعيتشناختى و قلمرو-سرزمينى٬ اقتصادى و اجتماعى٬ فرهنگى٬ زبانشناختى و زبانى-اجتماعى٬ بين زبانى و ذهنى استּ

در حال حاضر٬ اين فاكتورها بدينگونه تعريف مىشوند:

- تمايل ديرينه يكسانسازى اكثريت دولتها به كاهش تنوع و تشويق رفتارهائى كه بر ضد چندگانگى فرهنگى و تكثر زبانى مىباشندּ 

- سير به سوى اقتصاد جهانى و بدنبال آن بازار جهانى اطلاعات٬ ارتباطات و فرهنگ كه باعث مختل گرديدن محيطهاى مناسبات مشترك و گونه هاى تاثير متقابلى كه انسجام درونى جمعيتهاى زبانى را تضمين مىنمايند٬ مىشودּ

- مدل رشد اكونوميسيستى پيشنهاد شده توسط گروههاى اقتصادى ماوراءملى٬ كه خواهان يكى نشان دادن كاهش كنترلهاى دولتى با پيشرفت و فرديت گرائى رقابتى بوده و باعث ايجاد نابرابريهاى جدى و فزاينده زبانى٬ فرهنگى٬ اجتماعى و اقتصادى مىگرددּ

- جمعيتهاى زبانى در عصر حاضر از سوى عواملى مانند نداشتن حكومتهاى ملى (خودگردان) خود٬ نفوس محدود٬ و يا جمعيتى كه به لحاظ جغرافيائى قسما و يا كاملا پراكنده شده است٬ اقتصادى شكننده٬ زبانى استاندارديزه نشده٬ و يا مدلى فرهنگى در ضديت با مدل فرهنگى مسلط٬ در معرض تهديد قرار دارندּ اين عوامل٬ ادامه حيات و گسترش بسيارى از زبانها را عملا غيرممكن مىسازد مگر آنكه اهداف اساسى زيرين ملحوظ شوند:

ּּ) از ديدگاه سياسى٬ هدف طراحى روشى براى سازماندهى تكثر و تنوع زبانى به گونه اى كه به مشاركت موثر جمعيتهاى زبانى در اين مدل توسعه جديد اجازه دهدּ

ּּ) از ديدگاه فرهنگى٬ هدف تامين و ايجاد محيط ارتباطات جهانىاى سازگار با مشاركت برابر همه خلقها٬ جمعيتهاى زبانى و افراد در روند توسعهּ  

ּּ) از ديدگاه اقتصادى٬ هدف تشويق پايدار توسعه بر پايه مشاركت همه و بر اساس احترام به تعادل محيط زيست جوامع و در روابط برابر بين همه زبانها و فرهنگهاּ

بنا به همه دلايل فوق الذكر٬ اين اعلاميه مبداء حركت خود را "جمعيتهاى زبانى" و نه "دولتها" قرار مىدهد و مىبايست به اين اعلاميه در متن تقويت موسسات بين المللى قادر به تضمين نمودن توسعه برابر و پايدار همه جامعه بشرى نگريستּ به همين دلايل٬ همچنين از اهداف اين اعلاميه٬ تشويق ايجاد چهارچوبى سياسى براى تنوع زبانى مبتنى بر احترام٬ همزيستى هماهنگ و منافع متقابل مىباشدּ

 

عنوان مقدماتى: مفاهيم

 

ماده ١

 ١- اين بيانيه "جمعيت زبانى" را بدين گونه تعريف مىنمايد: هر جامعه انسانى كه به لحاظ تاريخى در "محيط سرزمينى" معينى٬ فارغ از به رسميت شناخته شدن و يا نشدن آن٬ سكنى گزيده و خود را به عنوان يك توده با هويت واحد دانسته و زبان مشتركى را به عنوان وسيله اى طبيعى براى ارتباط و هم بندى فرهنگى بين اعضاى آن توسعه داده استּ تعبير "زبان خاص يك سرزمين" (زبان نياخاكى) به زبان جمعيتى كه به شرح فوق در همچو محيطى سكنى گزيده باشد اطلاق مىشودּ

سرزمينى" معينى٬ فارغ از به رسميت شناخته شدن و يا نشدن آن٬ سكنى گزيده و خود را به عنوان يك توده با هويت واحد دانسته و زبان مشتركى را به عنوان وسيله اى طبيعى براى ارتباط و هم بندى فرهنگى بين اعضاى آن توسعه داده استּ تعبير "زبان خاص يك سرزمين" (زبان نياخاكى) به زبان جمعيتى كه به شرح فوق در همچو محيطى سكنى گزيده باشد اطلاق مىشودּ

٢- اين اعلاميه مبداء حركت خود را بر اين اصل قرار مىدهد كه حقوق زبانى در عين حال و يكجا٬ هم فردى و هم جمعى مىباشندּ در تعريف دامنه كامل حقوق زبانى٬ اين اعلاميه مرجع خود را مورد يك جمعيت زبانى تاريخى٬ در محيط سرزمينى خود قبول مىنمايدּ و آنچه از اين محيط درك مىشود٬ نه تنها گستره جغرافيائىاى كه جمعيت در آنجا زندگى مىنمايد٬ بلكه محيط اجتماعى و عملىاى كه براى توسعه و شكوفائى تمام و كمال يك زبان حياتى است مىباشدּ تنها بر اين اساس امكان دارد كه حقوق زبانى گروههاى ذكر شده در نقطه ٥ ام اين اعلاميه و حقوق افرادى كه در خارج سرزمين زبانى خويش مىزيند را٬ برحسب پيوستگى و درجه بندى تعريف نمودּ  

٣- به منظور كاربرد در اين بيانيه٬ گروههايى كه داراى يكى از موقعيتهاى زير باشند نيز متعلق به يك جمعيت زبانى و ساكن در سرزمين خود شمرده مىشوند:

الف- هنگامى كه آنها از بدنه اصلى جمعيت خود توسط مرزهاى ادارى و يا سياسى جدا شده باشندּ

ب هنگامى كه در طول تاريخ٬ در منطقه كوچك جغرافيائىاى محصور شده توسط اعضاء جوامع زبانى ديگر٬ تثبيت شده باشندּ

ج- هنگامى كه در منطقه جغرافيايىاى كه در آن با اعضاء جمعيتهاى زبانى ديگرى با سوابق تاريخى مشابه٬ سهيم و شريكند تثبيت شده باشندּ

٤- اين بيانيه همچنين مردمان عشايرى كوچرو در مناطق قشلاق-ييلاق خودشان و همچنين مردمان تثبيت شده در نواحى به لحاظ جغرافيايى پراكنده را به عنوان جمعيتهاى زبانى در سرزمينهاى تاريخى خود مىپذيردּ

٥- اين اعلاميه "گروه زبانى" را بدين شكل تعريف مىنمايد: هر گروه از اشخاص داراى زبان واحد٬ كه زبانشان در محيط سرزمينى جمعيت زبانى ديگرى تثبيت شده اما داراى سابقه تاريخى برابرى با اشخاص جمعيت مهمانپذير نبوده نباشدּ نمونه هاى اين چنين گروههائى مهاجرين٬ پناهندگان٬ اشخاص ديپورت شده و اعضاى دياسپورا مىباشندּ

 ماده ٢

١- اين بيانيه اعلام مىدارد كه هرگاه گروهها و جمعيتهاى زبانى گوناگون در سرزمين واحدى مشترك باشند٬ حقوق مندرجه در اين اعلاميه مىبايست بر اساس احترام متقابل و به گونه اى اعمال شوند كه دمكراسى به حداكثر اندازه ممكنه تضمين گرددּ

٢- در جستجو براى وصول به تعادل اجتماعى-زبانى رضايت بخش٬ به عبارت ديگر به منظور ايجاد هماهنگى مناسب بين حقوق مربوطه چنين جمعيتها و گروههاى زبانى و افراد متعلق بدانها٬ عوامل مختلفى - علاوه بر سوابق تاريخى مربوطه آنها در سرزمينها و مطالبات آنها كه به روشهاى دمكراتيك بيان شده اند- مىبايد در نظر گرفته شوندּ اينچنين عواملى شامل ماهيت اجبارى مهاجرتها٬ كه منجر به همزيستى جمعيتها و گروههاى مختلف مىشود و همچنين درجه آسيب پذيرى فرهنگى٬ اجتماعى-اقتصادى و سياسى آنها مىگرددּ 

ماده سوم

١- اين اعلاميه حقوق زير را به عنوان حقوق شخصى غيرقابل سلبى كه در هر گونه شرايط٬ امكان برخوردارى از آنها وجود دارد٬ قبول مىنمايد:

- حق به رسميت شناخته شدن شخص به عنوان عضوى از يك جمعيت زبانى؛

- حق شخص براى استفاده از زبان خود در مكانهاى خصوصى و عمومى؛

- حق شخص براى استفاده از نام خود؛

- حق شخص براى ايجاد مناسبات و پيوند با ديگر اعضاى جمعيت زبانى مبداء خود؛

- حق شخص براى حفظ و گسترش فرهنگ خود؛

- و همه حقوق ديگر مربوط به زبان كه در "عهدنامه بين المللى حقوق سياسى و مدنى ١٦ دسامبر ١٩٦٦ " و "عهدنامه بين المللى در باره حقوق  اقتصادى٬ اجتماعى و فرهنگى" به همان تاريخ به رسميت شناخته شده اندּ

٢- اين بيانيه اعلام مىدارد كه حقوق جمعى گروههاى زبانى٬ علاوه بر حقوق فوق الذكر كه تك تك افراد عضو گروههاى زبانى از آنها برخوردار مىباشند٬ در تطابق با شرايط تشريح شده در بند ٢ּ٢ شامل موارد زير مىباشد:

- حق گروههاى زبانى براى آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛

- حق گروههاى زبانى براى دستيابى به خدمات فرهنگى؛

- حق گروههاى زبانى براى حضور برابر زبان و فرهنگهايشان در رسانه هاى ارتباطى؛

- حق گروههاى زبانى در دريافت توجه و اعتناء نهادهاى حكومتى و در روابط اجتماعى-اقتصادى تهيه شده به زبان خودּ

٣- حقوق فوق الذكر اشخاص و گروههاى زبانى به هيچ طريقى نمىبايست مانع برقرارى مناسبات متقابل بين اينگونه اشخاص و گروههاى زبانى٬ با جمعيت زبانى مهمانپذير و يا ادغامشان در آن جمعيت گرددּ همچنين اين حقوق نبايد به محدود نمودن حقوق جمعيت مهمانپذير و يا اعضاء آن در كاربرد زبان خود جمعيت در سراسر فضاى سرزمينى آن زبان منجر شودּ

ماده ٤

١- اين اعلاميه بيان مىدارد اشخاصى كه به سرزمين جمعيت زبانى ديگرى رفته در آنجا ساكن مىشوند حق دارند و موظف اند كه نسبت به اين جمعيت (مهمانپذير) رفتارى همگرايانه از خود نشان دهندּ آنچه از اين بيان استنباط مىشود تلاشى اضافى است از سوى اينگونه اشخاص براى انسيت با اعضاء جمعيت مهمانپذير؛ به طرزى كه در ضمن حفظ خصوصيات فرهنگى اصلى خويش ؛ مراجع٬ ارزشها و گونه هاى رفتارى كافىاى را با جامعه اى كه در آن سكنى گزيده اند سهيم شوندּ اين امر آنها را قادر خواهد ساخت كه به لحاظ اجتماعى و بدون مواجه شدن با مشكلاتى بيش از آنچه اعضاى جمعيت مهمان پذير با آن مواجه اند٬ كارآ عمل نمايند ּ

٢- اين اعلاميه٬ از سوى ديگر٬ بيان مىكند كه يكسانسازى آسيميلاسيون٬ تعبيرى به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه ميهمان پذير به شكلى كه خصوصيات فرهنگى اصلى٬ با مراجع٬ ارزشها و گونه هاى رفتارى جامعه مهمان پذير جايگزين مىگردند٬ به هيچوجه نبايد تحميلى و يا جبرى بوده و تنها مىتواند كه محصول انتخابى تماما آزادانه باشدּ

ماده ٥

اين اعلاميه بر اين اساس استوار است كه حقوق تمامى جمعيتهاى زبانى مساوى و مستقل از موقعيت اين زبانها به عنوان زبان رسمى٬ محلى و يا اقليتى بودن مىباشدּ در اين اعلاميه٬ تعبيراتى مانند محلى و يا اقليتى بكار برده نشده اند زيرا - هرچند در بعضى موارد مشخص٬ شناسانى زبانها به عنوان اقليتى و يا محلى مىتواند احقاق برخى از حقوق معين را تسهيل نمايد- با اينهمه٬ اين و ديگر تعابير جرح و تعديل كننده٬ غالبا براى اعمال محدوديت بر حقوق جمعيتهاى زبانى بكار برده مىشوندּ


ماده ٦

اين اعلاميه اعلام مىكند كه نمىتوان تنها بر اين مبناء كه يك زبان٬ زبان رسمى دولت است و يا به طور سنتى براى مقاصد ادارى و يا برخى از فعاليتهاى فرهنگى مشخص در يك سرزمين بكار رفته است٬ آنرا "زبان خاص سرزمين" بشمار آوردּ

 

عنوان اول: اصول عمومى

ماده ٧

١- همه زبانها بيان هويتى جمعى و راهى مجزا براى درك و توصيف واقعيت اند و بنابراين مىبايست كه از همه شرايط لازم براى گسترش و پيشرفتشان در همه نوع فعاليت و كاركرد برخوردار باشندּ

٢- همه زبانها محصول آفرينش جمعى بوده و به عنوان ابزار همبستگى٬ تعيين هويت٬ ارتباط و افاده خلاق براى استفاده فردى در درون يك جمعيت٬ در دسترس همگان قرار دارندּ

 ماده ٨

١- همه جمعيتهاى زبانى از حق سازماندهى و مديريت منابع خويش٬ براى تضمين نمودن كاربرد زبانهايشان در همه فعاليتها در درون جامعه برخوردارندּ

٢- همه جمعيتهاى زبانى محق اند كه بر هرگونه وسائط لازمه ممكن براى تضمين نمودن انتقال و پيوستگى زمانى زبان خود دسترسى داشته باشندּ

ماده ٩

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه سيستم زبانى خود را٬ بدون مداخلات اجبارى و يا القائى٬ تنظيم و  استاندارديزه نموده٬ حفظ٬ توسعه و ارتقاء دهندּ

ماده ١٠

 ١- همه جمعيتهاى زبانى داراى حقوق برابرندּ

٢- اين اعلاميه تبعيض بر عليه جمعيتهاى زبانى را غيرقابل قبول مىداند٬ فارغ از آنكه اين تبعيض بر مبناى درجه حاكميت سياسى مستقل جمعيت زبانى؛ موقعيت تعريف شده آن جمعيتها از لحاظ اجتماعى٬ اقتصادى و يا ديگر لحاظها؛ درجه استاندارديزه شدن٬ مدرنيزاسيون و يا به روز شدگى زبانهايشان و يا هر معيار ديگرى اعمال گرددּ

٣- همه گامهاى ضرور براى تحقق اصل برابرى و به جا آوردن موثر آن مىبايست برداشته شوندּ

 ماده ١١

همه جمعيتهاى زبانى از حق دستيابى به و استفاده از همه وسائط ترجمه به ديگر زبانها و يا ترجمه از ديگر زبانها٬ كه براى تضمين نمودن اعمال و برخوردارى از حقوق ذكر شده در اين اعلاميه ضرورى باشند٬  برخوردارندּ

ماده ١٢

١- هر كس حق دارد كه كليه فعاليتهاى خود را در محيطهاى عمومى به زبان خويش به جا آورد؛ به شرط آنكه آن زبان٬ "زبان خاص سرزمينى" محلى باشد كه وى در آن ساكن استּ

٢- هر كس حق دارد كه زبان خود را در محيط هاى شخصى و خانوادگى بكار بردּ

 ماده ١٣

١- هر كس حق دارد كه زبان خاص سرزمينى (زبان نياخاكى) خود را كه در آن زندگى مىكند بياموزدּ

 ٢- هر كس حق دارد كه چند زبانه شود و بر اساس تضميناتى كه دراين اعلاميه براى كاربرد عمومى زبان خاص سرزمينى (زبان نياخاكى) تثبيت شده اند٬ و بدون هيچ گونه پيشداورى٬ مناسبترين زبانى را كه موجب پيشرفت شخصى و يا تحرك اجتماعى وى مىگردد آموخته و بكار بردּ  

ماده ١٤

تدابير اين اعلاميه نمىتوانند به طرزى تفسير شوند و يا بكار روند كه به نرمها و يا رويه هاى عملى ناشى از موقعيت داخلى و يا بين المللى يك زبان - كه براى كاربرد آن زبان در سرزمين خود مناسبتتر مىباشند- زيان برسانندּ

 

عنوان دوم: رژيم جامع زبانى

 

بخش اول: ادارات دولتى و نهادهاى رسمى

ماده ١٥

١- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه در سرزمين- قلمرو خود به طور رسمى بكار برده شوندּ

٢- همه جمعيتهاى زبانى از اين حق برخوردارند كه تمام اسناد ادارى٬ مدارك شخصى و دولتى و قيديات محضرهاى عمومى ثبت شده به زبان خاص سرزمينشان (زبان نياخاكىشان)٬ معتبر و قابل اجراء شناخته شوندּ و هيچ كس و مقامى نمىتواند تظاهر به ناديده گرفتن و بىخبرى از اين زبان بنمايدּ

ماده ١٦

همه اعضاى يك جمعيت زبانى حق دارند كه با مقامات دولتى به زبان خويش ارتباط برقرار كرده و اعتناء متقابل در زبان خود را از آنها دريافت كنندּ اين حق همچنين بخشهاى مركزى٬ سرزمينى٬ محلى و تقسيمات فرامنطقه اى٬ شامل سرزمينى كه زبان مورد نظر٬ زبان خاص نياخاكى آن مىباشد٬ را فرامىگيردּ

ماده ١٧

١- همه جمعيتهاى زبانى از اين حق برخوردارند كه به همه اسناد و مدارك رسمى كه به نحوى مربوط به سرزمين نياخاكى يك زبان مىباشد٬ تهيه شده در زبان خودشان دسترسى داشته و آنها را كسب نمايند٬ چه اين چنين مداركى چاپى٬ قابل خواندن با ماشين و يا در هر فرم ديگرى بوده باشدּ

٢- فرمها و اسناد ادارى استاندارد٬ چه در شكل چاپى و چه در شكل قابل خواندن توسط ماشينها و يا به هر فرم ديگر٬ بايد به همه زبانها تهيه شده و در محلهاى قابل دسترسى براى عموم و استفاده آنها قرار گيرندּ اين خدمت بايد توسط مقامات دولتى به شكلى انجام پذيرد كه همه سرزمينهايى را كه براى يك زبان٬ سرزمين خاص زبانى (نياخاكى) شمرده مىشوند تحت پوشش قرار دهدּ  

ماده ١٨

١- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه قوانين و ديگر ملاحظات قانونى كه به نحوى به آنها مربوط مىشود٬ به زبان خاص سرزمينىشان (زبان نياخاكشان) تهيه و منتشر شوندּ

٢- مقامات دولتى كه در حوزه حاكميت خود٬ داراى بيش از يك زبان خاص سرزمينى (زبان نياخاكى) تاريخى هستند٬ مىبايست همه قوانين و مقررات ديگر قانونى و حقوقى داراى ماهيت عمومى را٬ به تك تك اين زبانها تهيه  و منتشر سازندּ فارغ از اينكه متكلمين به هر كدام از اين زبانها قادر به فهم زبانهاى ديگر باشند و يا نهּ   

ماده ١٩

١- زبان رسمى همه مجالس نمايندگى٬ مىبايست زبان(هاى) به طور تاريخى رايج در سرزمينهايى كه نمايندگان ٬ نمايندگى آن را بر عهده دارند باشدּ 

٢- اين حق همچنين شامل زبانهاى جمعيتهاى زبانى سكنى گزيده در مناطق جغرافى پراكنده كه به آنها در بند ١ پاراگراف چهار اشاره گرديد نيز مىشودּ  

ماده ٢٠

١- هركس حق دارد زبانى را كه به طور تاريخى در يك سرزمين به آن تكلم مىشود - هم به شكل شفاهى و هم به شكل نوشتارى- در محاكم و دادگاههاى قضائى واقع در آن سرزمين بكار بردּ محاكم قضائى بايد در امورات داخلى خود٬ زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكى) را بكار برند و اگر بنا به سيستم حقوقى فعلا موجود در كشور٬ ضرورتى به ادامه جريان محاكمات در محلى ديگر موجود باشد٬ مىبايد به كاربرد زبان اصلى در محل جديد همچنان ادامه داده شودּ

٢- هر كس حق دارد كه در تمام موارد٬ به زبانى كه آنرا درك مىكند و قادر به تكلم به آن است محاكمه شود٬ همچنين حق دارد كه از خدمت مترجمى مجانى بهره مند گرددּ

ماده ٢١

همه جمعيتهاى زبانى حق ثبت و بايگانى مدارك و اسناد به زبان سرزمينى خود (زبان نياخاكى) توسط محضرهاى عمومى را دارا مىباشندּ 

ماده ٢٢

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه مدارك تائيد شده آنها توسط ثبت اسناد٬ محضرهاى عمومى و يا ديگر ماموران صلاحيتدار دولتى٬ به زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكى) محل خدمت ماموران دولتى و يا محضرهاى عمومى تهيه و تنظيم شوندּ

 

بخش دوم: تحصيل

ماده ٢٣

١- آموزش و تحصيل مىبايست در سرزمينى كه در آن عرضه مىگردد٬ به تشويق افاده فرهنگى خود از سوى جمعيت زبانى٬ كمك نمايدּ

٢- آموزش و تحصيل مىبايست در سرزمينى كه عرضه مىشود٬ به حفظ و توسعه زبانى كه يك جمعيت زبانى به آن سخن مىگويد يارى رساندּ

٣- آموزش و تحصيل همواره مىبايست در خدمت تكثر و تنوع زبانى و فرهنگى و روابط آهنگدار بين جمعيتهاى زبانى گوناگون در سراسر جهان باشدּ

٤- در بستر اصول پيش گفته٬ هر كس حق دارد كه هر زبانى را بياموزدּ

ماده ٢٤

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند در باره گستره حضور زبانشان٬ به عنوان زبان رابط و به عنوان زبان مورد مطالعه٬ در تمام سطوح تحصيلى در سرزمين خود (پيش دبستانى٬ ابتدائى٬ متوسطه٬ حرفه اى و فنى٬ دانشگاهى و آموزش بزرگسالان) تصميم بگيرندּ

ماده ٢٥

همه جمعيتهاى زبانى از حق دستيابى و كاربرد همه منابع انسانى و مادى لازم براى تضمين نمودن حضور زبانشان در همه سطوح تحصيلى در نياخاك خود٬ از قبيل آموزگاران ورزيده٬ روشهاى آموزشى مناسب٬ كتب و متون درسى٬ منابع مالى٬ تجهيزات و ساختمانها٬ تكنولوژى هاى سنتى و مدرن و در وسعتى كه خواهان آنند برخوردار مىباشندּ

ماده ٢٦

همه جمعيتهاى زبانى محق اند از تحصيلى كه اعضاى آن جامعه را قادر به تسلط كامل در كاربرد زبانشان سازد٬ شامل توانائيهاى مختلف مربوط به همه محيطهاى روزمره كاربرد زبان٬ همچنين گسترده ترين تسلط ممكنه به هر زبان ديگرى كه خواهان يادگيرى آن باشند٬ برخوردار شوندּ  

ماده ٢٧

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند از تحصيلى كه اعضاى آن جمعيت را قادر به كسب دانش هر زبانى كه مربوط به سنن فرهنگىشان بوده باشد برخوردار شوندּ مانند زبانهاى ادبى و يا زبانهاى مقدس كه سابقا زبانهاى معمول آن جمعيت بوده اندּ

ماده ٢٨

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه از تحصيلى كه اعضاى آن جمعيت را به دستيابى به آگاهى همه جانبه در باره ميراث فرهنگى خود (تاريخ٬ جغرافيا٬ ادبيات٬ و ديگر نمودهاى فرهنگىشان) قادر سازد برخوردار شوندּ همچنين محق اند كه از گسترده ترين آگاهى ممكنه در باره هر فرهنگ ديگرى كه خواهان دانستن آن باشند بهره مند شوندּ

ماده ٢٩

١- هر كس محق است كه از تحصيل و آموزش به زبان خاص سرزمين خود كه در آنجا ساكن است (زبان نياخاكى) برخوردار گرددּ

٢- اين حق٬ حق كسب دانش گفتارى و نوشتارى زبانى ديگر را كه شخص ممكن است به عنوان ابزار ارتباط با ديگر جمعيتهاى زبانى بكار برد ٬ نفى و سلب نمىكندּ

ماده ٣٠

زبان و فرهنگ همه جمعيتهاى زبانى مىبايست كه موضوع مطالعه و تحقيقات علمى در سطح دانشگاهى قرار گيرندּ

 

بخش سوم: نامهاى شخصى

ماده ٣١

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه سيستم نامهاى شخصى خويش را در همه محيطها و در همه مناسبتها حفظ نموده و آنها را بكار برندּ

ماده ٣٢

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه نامهاى محل و مكان به زبان خاص سرزمينى خود را (زبان نياخاكى)٬ هم به صورت شفاهى و هم به صورت كتبى٬ در محيطهاى خصوصى٬ عمومى و رسمى بكار برندּ

٢- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه نامهاى بومى محلها و مكانها را تثبيت و حفظ نموده٬ در آنها اصلاحاتى اعمال نمايندּ همچو نامهاى امكنه را نمىتوان به طور كيفى موقوف و منسوخ نمود و يا تحريف و جرح و تعديل كردּ همچنين نمىتوان اينگونه نامها را پس از تغييرات سياسى و يا هر گونه دگرگونى حادثه ديگر٬ تغيير دادּ

ماده ٣٣

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه جمعيت خود را به همان نامى كه در زبان خودشان بكار مىبرند بنامندּ هرگونه ترجمه به زبانهاى ديگر مىبايست از نامگذاريهاى تحقير آميز و ابهام انگيز اجتناب نمايدּ

بند ٣٤

هر كس حق دارد كه نام خود را در همه محيطها به زبان خويش بكار بردּ و همچنين حق دارد كه نامش٬ اگر لزومى به بكاربردن سيستم نوشتارى متفاوت با زبان وى وجود داشته باشد٬ با لحاظ دقيقترين آوانگارى ممكن ثبت گرددּ

 

بخش چهارم: رسانه هاى ارتباطى و تكنولوژىهاى جديد

ماده ٣٥

همه جمعيتهاى زبانى از اين حق برخوردارند كه در باره درجه حضور زبانشان در رسانه هاى ارتباطى در سرزمين خود (نياخاك خود)٬ بدون در نظر گرفتن متد پخش و يا  انتقال توليدات آنها تصميم بگيرندּ چه اين رسانه ها محلى و يا سنتى٬ چه رسانه هاى داراى شمول گسترده تر و چه رسانه هايى كه از تكنولوژىهاى پيشرفته تر استفاده مىكنند باشندּ

ماده ٣٦

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه به همه منابع مادى و انسانى لازم براى تضمين نمودن درجه مطلوبى از حضور زبان خويش و درجه مطلوبى از افاده فرهنگى خودشان در رسانه هاى ارتباطى در سرزمين خود؛ و از پرسنل ورزيده٬ منابع مالى٬ ساختمانها و تجهيزات٬ تكنولوژيهاى سنتى و مدرن دسترسى داشته باشندּ   

ماده ٣٧

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه از طريق رسانه هاى ارتباطى آگاهى كاملى در باره ميراث فرهنگى خويش (تاريخ٬ جغرافيا٬ ادبيات٬ و ديگر نمودهاى فرهنگ شان)٬ همچنين حداكثر اطلاعات ممكنه در باره هر فرهنگ ديگرى كه اعضاى آن جمعيت٬ خواستار دانستن آن باشند را دريافت نمايندּ  

ماده ٣٨

زبانها و فرهنگهاى همه جمعيتهاى زبانى در سراسر جهان٬ مىبايست در رسانه هاى ارتباطى از معامله و برخوردى برابر و غيرتبعيض آميز بهره مند شوندּ

ماده ٣٩

جمعيتهاى توصيف شده در ماده ١ ٬ پاراگراف ٣ و ٤ اين اعلاميه و گروههاى ذكر شده در پاراگراف ٥ همان ماده٬ از حق برابر تمثيل زبانشان در رسانه هاى ارتباطى سرزمينى كه در آن ساكنند و يا به آنجا مهاجرت مىنمايند برخوردارندּ اين حق بايد در هماهمنگى با حقوق ديگر گروهها و جمعيتهاى زبانى ساكن در آن سرزمين اعمال گرددּ

ماده ٤٠

در عرصه تكنولوژى اطلاعاتى٬ همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه به تجهيزات تطبيق داده شده با سيستم زبانىشان و به ابزارآلات و محصولات تهيه شده در زبان خودشان دسترسى داشته باشندּ به نحوى كه بتوانند از همه امكانات و پتانسيلهاى ممكنه توسط چنين تكنولوژيهايى براى افاده خود٬ براى تحصيل٬ در ارتباطات٬ انتشارات٬ ترجمه و پروسسينگ اطلاعاتى و پخش و كلا تبليغ فرهنگشان حداكثر بهره بردارى را بنمايندּ

 

بخش پنجم: فرهنگ

 

ماده ٤١

١- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه زبان خويش را در همه فرمهاى افاده فرهنگى بكار برده٬ آنرا حفظ نموده و توسعه دهندּ

٢- همه جمعيتهاى زبانى مىبايست بتوانند حق مذكور را تمام و كمال اعمال نمايند٬ بى آنكه محيط آن جمعيت به اشغال سلطه گرايانه فرهنگى بيگانه معروض شودּ

ماده ٤٢

همه جمعيتهاى زبانى از حق رشد و توسعه تمام و كامل در داخل محيط فرهنگى خود برخوردارندּ

ماده ٤٣

همه جمعيتهاى زبانى از حق دستيابى به آثار آفريده شده به زبان خود برخوردار مىباشندּ  

ماده ٤٤

همه جمعيتهاى زبانى محق اند كه به برنامه هاى بين فرهنگها٬ از طريق پخش اطلاعات كافى دسترسى داشته باشندּ همچنين حق دارند كه از فعاليتهايى مانند آموزش زبانشان به خارجيان٬ ترجمه٬ دوبلاژ٬ پست سنكرونيزاسيون و زيرنويسى حمايت نمايندּ

ماده ٤٥

همه جمعيتهاى زبانى از اين حق برخوردارند كه زبان خاص سرزمينىشان (زبان نياخاكىشان) جايگاه ممتازى را در رويدادها و خدمات فرهنگى (كتابخانه ها٬ كلوبهاى ويدئويى٬ سينماها٬ تئاترها٬ موزه ها٬ آرشيوها٬ فرهنگ عامه٬ صنايع فرهنگى و در همه ديگر نمودهاى حيات فرهنگى) اشغال نمايدּ

ماده ٤٦

همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه ميراث زبانى و فرهنگى خويش را٬ شامل نمودهاى مادى آن مانند مجموعه هاى اسناد٬ آثار هنرى و معمارى٬ ابنيه تاريخى و متون نوشته شده به زبان خود را محافظه نمايندּ

 

بخش ششم: محيط اجتماعى-اقتصادى

 

ماده ٤٧

١- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه كاربرد زبان خويش در همه فعاليتهاى اجتماعى-اقتصادى در سرزمينهاى خود را نهادينه نمايندּ

٢- همه اعضاى جمعيتهاى زبانى محق اند كه براى اجراى فعاليتهاى حرفه اى خود٬ به همه وسائط ضرورى تهيه شده به زبانشان٬ مانند اسناد و كارهاى مرجع٬ دستورالعملها٬ فرمها و تجهيزات كامپيوترى٬ ابزارآلات و توليدات دسترسى داشته باشندּ

٣- استفاده از زبانهاى ديگر در اين محيط٬ تنها در صورتى مىتواند مورد احتياج باشد كه طبيعت فعاليت حرفه اى نياز به آنرا موجه سازدּ به همه حال در هيچ شرايطى زبان تازه واردتر٬ نمىتواند موقعيت زبان نياخاكى را تنزل داده و يا جانشين استفاده از  آن گرددּ

ماده ٤٨

١- در درون سرزمين جمعيت زبانى خويش٬ هر كس حق دارد كه زبان خود را با اعتبار قانونى كامل در همه معاملات اقتصادى از هر جنس٬ مانند خريد و فروش كالاها و خدمات٬ بانكدارى٬ بيمه٬ قراردادهاى شغلى و غيره بكار بردּ

٢- هيچ ماده ى از اينگونه مقررات و عقدهاى خصوصى٬ نمىتواند كاربرد زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكى) را محدود و يا ممنوع سازدּ

٣- در داخل سرزمين يك جمعيت زبانى٬ هر كس محق شمرده مىشود كه به همه اسناد لازم براى انجام عمليات فوق الذكر٬ تهيه شده به زبان خويش دسترسى داشته باشدּ اينچنين اسنادى شامل فرمها٬ چكها٬ قراردادها٬ رسيدها٬ صورت حسابها٬ سفارشنامه ها٬ دريافت نامه ها و غيره مىشودּ

ماده ٤٩  

در داخل سرزمين هر جمعيت زبانى٬ هر شخص حق دارد كه زبان خويش را در انواع سازمانهاى اجتماعى-اقتصادى مانند تشكيلات اتحاديه اى و سنديكاهاى كارگرى٬ انجمنهاى حرفه اى٬ كارفرمايان٬ اصناف و بازرگانى بكار بردּ

ماده ٥٠  

١- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه زبانشان از جايگاهى ممتاز در تبليغات٬ آگهىها٬ تابلوها٬ علائم و نشانگاههاى بيرونى و به عنوان يك كل در چهره كشور برخوردار باشدּ

٢- در داخل سرزمين جمعيت زبانى٬ هر كس حق دارد به اطلاعات تمام و كامل شفاهى و نوشتارى تهيه شده به زبان خود در باره كالاها و خدمات عرضه شده توسط موسسات بازرگانى٬ از جمله به نحوه استفاده٬ اتيكتها٬ ليست هاى مواد سازنده٬ تبليغات و  آگهىها٬ ضمانت نامه ها و غيره دستيابى داشه باشدּ 

٣- همه علائم و نشانه هاى عمومى كه تاثير گذار بر سلامتى اشخاصند٬ به قيد آن كه پستتر از نشانه هاى مربوط به زبانهاى ديگر نباشند٬ مىبايست كه اقلا به زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكى) تهيه شوندּ

ماده ٥١

١- همه كس حق دارد زبان خاص سرزمين خود را در ارتباط با شركتها و موسسات بازرگانى و نهادهاى خصوصى بكار برد و به همان زبان پاسخ و يا خدمت دريافت داردּ

٢- هر كس حق دارد به عنوان يك مشترى٬ مصرف كننده٬ خريدار و يا استفاده كننده٬ از موسسات عمومى٬ اطلاعات شفاهى و نوشتارى تهيه شده به زبان خاص سرزمين خود را (زبان نياخاكى) دريافت دارندּ

ماده ٥٢

هر كس حق دارد تمام فعاليتهاى حرفه اى خويش را به زبان خاص سرزمين خود (زبان نياخاكى) به انجام رساندּ مگر آنكه طبيعت شغلش كاربرد زبانهاى ديگرى را الزامى سازد٬ مانند معلمين زبانهاى خارجى٬ مترجمين و يا راهنمايان توريستىּ

 

ملاحظات اضافى

نخست

مقامات دولتى مىبايد تمام گامهاى لازم براى تحقق و جارى شدن حقوق مندرجه در اين اعلاميه را در محدوده حوزه صلاحيتهاى خويش بردارندּ به طور مشخص تر٬ براى تشويق نمودن تحقق حقوق زبانى جمعيتهايى كه آشكارا از جنبه منابع مالى در مضيقه مىباشند٬ مىبايست منابع مالى بين المللى تدارك ديده شوندּ بنابراين٬ مقامات دولتى مىبايست حمايت لازمه براى استاندارديزه شدن٬ ترجمه٬ آموخته شدن و استفاده از زبانهاى جمعيتهاى گوناگون تحت اداره خود را فراهم نمايندּ  

دوم

مقامات عمومى مىبايست مطلع شدن نهادهاى رسمى٬ سازمانها و اشخاص مرتبط را با حقوق و وظائف مربوطه ناشى از اين اعلاميه٬ تضمين و تامين نمايندּ

سوم

مقامات عمومى مىبايست در پرتو سيستم قانونگذارى موجود٬ مجازاتهائى قابل اجراء براى هرگونه اخلال در حقوق زبانى تشريح شده در اين بيانيه برپادارندּ

 

ملاحظات نهائى

نخست

اين اعلاميه بنيانگذارى "شوراى زبانها" در بنيه سازمان ملل متحد را توصيه مىنمايدּ مجمع عمومى سازمان ملل متحد عهده دار برپاساختن چنين شورائى٬ تعريف وظائف آن و انتساب اعضاى شورا؛ و همچنين عهده دار ايجاد نهادى در قوانين بين المللى براى حفاظت از جمعيتهاى زبانى در دستيابى و اعمال حقوق خويش كه در اين اعلاميه شناخته شده اند خواهد بودּ

 

دوم

 

اين اعلاميه تشكيل "كميسيون جهانى حقوق زبانى" را٬ نهادى غير رسمى و مشاوره اى مركب از نمايندگان سازمانهاى غير دولتى و ديگر تشكيلات فعال در زمينه قوانين زبانى٬ توصيه و تشويق مىنمايدּ

بارسلون٬ ژوئن٬ ١٩٩٦